بسمه تبارک و تعالي
ببين که دستان سرد روزگار دائم چه هراسناک از آستين قضا چون توفان خزان، گاه بيرون مي جهد و شاخه اي را به زير مي افکند، گلي را پرپر مي کند و شمعي را خاموش. و عزيزي را از خانواده جدا و اندوهي سخت بر آسمان هستي مان سايه مي افکند. و چگونه بر کاممان ريخت شوکران غم هجران عزيزترين يادگار زندگيمان. چگونه ناگهاني و بي صدا به خداي خويش پيوست. دريغ بر ما که چه غمبار و محزونيم هيچ خونابه اي تسکين نخواهد کرد ياد او را در ميان جمع خانواده.
چه مي توان کرد که اين سرشت زندگي است و ما هم تلخي اين فقدان را به تداعي آن کلام بزرگ "انالله و انا اليه راجعون" و آرام سر کشيده ايم.
با زباني عاجز و ناتوان از همدلي و ايثارگري همه بزرگاني که در اين ايام در کنار ما و تسکين بخش قلب داغدارمان بودند تشکر و قدرداني مي کنم. يا علي
| نوشته شده توسط محمد پاي بست در پنجشنبه 12/2/1387 و ساعت 2:10 صبح |
نظرات ديگران()