نتایج نهائی پذیرفته شدگان انتخابات شورای اسلامی شهر برازجان
اعضای اصلی:
1- مسیب غریب زاده 6813
2- عباس دهقان 6418
3- سهیلا محمد خانی 5288
4- یوسف توکلی 5138
5- محمد تقی گرمسیری 5127
6- سید اصغر طالبی 4694
7- سید باقر موسوی 4664
اعضای علی البدل:
8- مرتضی نیکجو 4647
9- معصومه فخرائی 4534
10- سید حسن لواسانی فرد 4418
11- موسی مؤذنی 4145
نکته: افراد واجد شرایط جهت رأی دادن 57000 نفر بوده و تعداد 42000 نفر در این انتخابات شرکت کرده اند.
افراد راه یافته به سومین دوره شورای اسلامی شهر برازجان از گروه ها و ائتلاف های مختلفی می باشند و این نشانه متفاوت اندیشیدن مردم در این دوره می باشد. تنها نکته قابل ذکر این است که افراد راه یافته به این دوره، در شهر برازجان بر خلاف شهر بوشهر بیشتر، اصول گرا هستند. به خاک مالیده شدن پوز گروه موسوم به 20 که ادعای حاکمیت بر شورای سوم را داشت از نکات جالب این انتخابات بود.
در شعارها دیده بودیم که: بهترین ها را انتخاب کنید، به انتخاب شما احترام می گذاریم. امیدوارم که این چنین باشد و کسانی که می خواستند به ما آموزش شهروندی دهند این آموزش را خود فرا گیرند و حداقل در این دوره به انتخاب مردم احترام بگذارند. انشاءالله
توجه: عملکرد 6 ماهه اول سال 85 شهرداری برازجان نیز به ضمیمه هفته نامه اتحاد جنوب در اختیار همه همشهریان و هم استانی های عزیز قرار می گیرد که امیدوارم کارنامه قابل قبولی باشد.
نتیجه نهائی انتخابات مجلس خبرگان رهبری در استان بوشهر
آیت الله حسینی بوشهری با کسب 356653 رأی به مجلس خبرگان راه یافت.
سلام بر همه مردم غیور و همیشه در صحنه ایران اسلامی. این روزها بوی باران فضای کشور پهناورمان را پر کرده است اما این باران، باران تبلیغات انتخاباتی است. شور و هیجان مردم در ستادهای انتخاباتی کاندیداهای شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری نوید بخش انتخاباتی سالم تر و پر شورتر از گذشته را می دهد. ضمن اینکه در این بین تعدادی از شورای قبلی نامزد شده اند که عده ای احساس تکلیف دوباره کرده اند و عده ای دیگر احساس (گناه)! تبلیغات انتخاباتی در این دیار یعنی دشتستان بزرگ و برازجان باستانی همیشه در نوع خود جالب بوده است. غیر از افرادی که دلسوز مردم و شهرشان هستند وجود دارند کسانی که هنوز هدفی برای شرکت خود در انتخابات نیافته اند. آقایی قول کولردار کردن همه دبستان ها را داده است! آقایی قول خرید ساختمان برای همه ادارات دولتی را داده است! و آقایی ... در زمینه تبلیغات جالب است بدانید امسال بسیار منظم تر از سال های قبل عمل می شود ولی باز هستند افرادی که به اعضای ستاد خود می گویند: شما هر جا که می رسید پوستر بچسبانید اصلا نگران منع قانونی و تخلفش هم نباشید شما بچسبانید من جریمه می دهم!! و بسیاری روش های زشت دیگر که شاهد اجرای آن در سطح شهر هستیم مثلا عکس کاندیدی دقیقا روی نوشته چسباندن هر گونه اعلامیه پیگرد قانونی دارد روی دیوار بانک، یا چسباندن پوستر بر روی علائم راهنمایی و رانندگی از سوی مدعیان ساختن شهری زیبا علامت تعجب بزرگی در ذهن ها بوجود می آورد که این افراد خود نما که حاضرند برای رأی به هر طریقی شهر را به زباله دان تبدیل کنند چگونه فردا می خواهند برای توسعه، عمران، آبادانی و زیبایی شهرشان قدم بردارند؟ این روزها بازار ائتلاف کاندیداهای شورا و لیست های مشترک انتخاباتی گرم شده و ما همچنان منتظر لیست نهائی اصولگرایان هستیم.
از طرفی دیگر همه نشریات دشتستان و سایت های خبری که اتفاقا مدعیان اصولگرایی هستند با زیر سوال بردن شهردار اصولگرای خود مکانی مناسب برای جشن و پایکوبی اصلاح طلبان شده اند: هفته نامه اتحاد جنوب، هفته نامه دریای جنوب، هفته نامه سفیر دشتستان (توقیف شد)، سایت یاس سپید (چند روزی است که باز نمی شود)، سایت تکلیف و سایت جدید سوک. خلاصه همه دست به دست هم داده اند تا با خودنمایی از پله های اعتماد مردم بالا رفته و به قله مورد نظرشان برسند اما آنکس که پرنده نیست نباید بر پرتگاه آشیانه سازد. همان طور که حسین روئین تن (سردبیر هفته نامه سفیر دشتستان) به زباله دان تاریخ پیوست اینان نیز سرنوشتی زیباتر نخواهند داشت. سخنم با این عزیزان این است: یگانه چیزی که در جهان بین همه به طور عادلانه تقسیم شده مرگ است مرگ، و شما با این جوسازی های بی جهت مرگ سیاسی خود را فرا می خوانید. البته تعدادی از این برادران از روی حسادت چنین اقداماتی انجام می دهند، حسادت احمقانه ترین رذائل است زیرا به کسی منفعت نمی رساند. در خصوص استعفای شهردار باید عرض شود که ایشان از همان ابتدا گفته بودند تا قبل از انتخابات این سنگر را ترک خواهد گفت می توانید به مدارک موجود در نشریات خود مراجعه کنید و مهر تأییدی بر سخنانم بزنید.
متأسفانه گروهی به نام بیست (20) از ابتدا جهت دست یافتن به مسائل مادی و دنیوی خود مخالفتش را به طرق مختلف نشان داد، وقتی بدی می کنی زود از یاد می بری اما کسیکه به او بدی کرده ای هیچ گاه فراموش نخواهد کرد و من هم تا آخرین لحظه عمرم شعار نویسی بر روی دیوارهای شهر و حتی دیوار خودمان از سوی حامیان شهر زیبا را فراموش نمی کنم و نخواهم کرد. امروز می بینیم که حکایت کارد و پنیر را هم می خواهند نقض کنند، مگر می شود جمعی تشکیل دهید که با یکدیگر مشکل سیاسی داشته باشند به قول خودتان 4 نفر اصولگرا و 4 نفر اصلاح طلب!!! اینها چگونه فردا می خواهند مشکلات مردم را بررسی و رفع نمایند؟ ضمن اینکه تزلزل این گروه عملا مشاهده شده. فاطمه ارشدی کاندیدای سومین دوره شورای اسلامی شهر برازجان می گوید: بنده طی جلساتی که با اعضاء (گروه 20) داشتم متوجه این نکته شدم که سیاست های ائتلاف سبز بیشتر در حذف شهردار کنونی می چرخد و برنامه خاصی برای پیشرفت شهر ارائه نگردید. قضاوت را به خودتان می سپارم. اعتقاد دارم گاهی یک اقدام بموقع بعوض صد اقدام، مؤثر واقع می شود و این اقدام بموقع استعفا بود ولی از آنجا که یک روز عاقل به صد روز احمق می ارزد در جواب به سخنان نماینده مردم دشتستان در مجلس که گفته بود تا آخر این هفته با هماهنگی هایی که با وزیر کشور و استاندار شده است پای بست می رود شهردار فعلا ماندن را جایز دانست تا مشت محکمی باشد به دهان کسانی که حرف مفت می زنند، یک هفته سپری شد و آمریکا هیچ غلطی نکرد. سخنان زیادی دارم ولی از یک حرف گذشتن گاهی همان اندازه فداکاریست که سینه پیش گلوله سپر کردن، قدیمی ها راست گفته اند شتر در خواب بیند پنبه دانه، احتمالا دکتر شجاع هم خواب خوش دیده بودند. ایشان با سنگ اندازی در کار تعاونی های مسکن و کند کردن روند واگذاری زمین مردم دارد با هزارن نفر از مردم به مقابله می پردازد که این بسیار خطر ناک است زیرا مردم ما ...
در آخر سخنی دارم با همه مخاطبان مطلبم که نامشان را بردم، اگر شما آدمی نادان و بی اطلاع باشید و به این امر پی ببرید این یکنوع اطلاع و علم است و هنوز فرصت بازگشت دارید. شما مصداقان سخن زیبایی هستید که می گوید: مغز ابلهان علم را به اوهام و فلسفه را به ابلهی و هنر را به فضل فروشی مبدل می کند. شما بهتر است بجای سخن پراکنی و دروغ دادن بی مورد نگاهی به عملکرد شهردار کنید. راستی چرا هیچ کدام از نشریات حاضر نمی شوند عملکرد شهرداری برازجان را منتشر کند؟ از چه می ترسند؟ اگر انتخاب شهردار مشکل قانونی داشت در مملکتی که قانون و عدالت در حال حاضر در حال شکوفاشدن است و دولت در راستای اجرای عدالت گام بر می دارد، چرا دولت اجازه داد شهردار یکسال کار کند؟ حتما مشکلی نبوده است. پس اگر نمی توانید تحمل کنید که فردی به مردم خدمت می کند و جلوی دزدی های کلانتان را می گیرد، سرتان را محکم به دیوار بکوبید و اگر سرتان بدرد آمد بروید بمیرید، که این عمل را شایسته شما می دانم و بس. لهذا چه نماینده مجلس باشی، چه نماینده شورا باشی، چه مدیر کل باشی، چه مدیر مسئول و سردبیر باشی و چه هر فرد دیگری، اگر در راه خدمت به مردم سنگ اندازی کنی و بدنبال پست و مقام و چپاول بیت المال باشی بهتر است قبل از فرا رسیدن مرگ اجتماعی، سیاسی به درگاه خداوند متعال توبه کنی چون خداوند مهربان است!!
نهضت همچنان ادامه دارد...
سلام بر حامی عدل علوی مسعود ده نمکی. یادگار روزگار تلخ جبهه نفوذ ناپذیر شلمچه در محاصره اصلاحات دروغین غرب گرایان چپ نما. سلام مرا از برازجان مکانی که پس از توقیف در آن به بیان بسیاری از واقعیات پرداختی و در جلسه پرسش و پاسخ موی بدن حامیان مشارکت را سیخ کردی پذیرا باش. جایی که پاسخ دوستی به یکی از لیدرهای مشهور جناح چ.پ در سؤال تبدیل شدن ایران به مدینه فاضله در دوران اصلاحات این بود: افسوس که این مزرعه را خواب گرفته=دهقان مصیبت زده را خواب گرفته. آری آن روزها روز جنگ و مبارزه بود, جنگ 8 ساله ای که مجسمه آزادی اش اینبار صوت و کف را به ملت شهید پرور ایران اسلامی هدیه کرده بود. ولی تو ای ده نمکی عزیز آن چنان بر آنان تاختی که کاسه صبرشان لبریز شد و شلمچه مقدس ما به صفحه تاریخ پیوست تا در آینده از آن به نیکی یاد شود. اما اکنون تو قلم را بر گوشهایت گره زده ای و دوربین بر دوش گرفته و رنج سال های تلخ را با فقر و فحشا و کدام استقلال, کدام پیروزی به تصویر کشیدی و ندیده می گویم که باز اخراجی های جامعه را مورد هجوم قرار خواهی داد. این است شجاعت مردی از تبار علی(ع), مردی که علی رغم همه بی مهری ها میدان را خالی نکرد و سکوت را جایز ندانست و من با صدای بلند فریاد می زنم تا آخرین قطره خونم در جهت تحقق آرمان های امام راحل با چنین مردان دلسوخته و مجاهدی حرکت کرده و تا آخرین لحظه در کنارشان خواهم ماند به امید روزی که مولا (ع) غم را با شادی تعویض کند. البته وضع امروز ما هر چه باشد بهتر از دیروز است و امروز آینه فرداست.
این قسمت به قلم مسعود ده نمکی می باشد:
سالگرد تعطیلی شلمچه است

جلسه رسیدگی به اتهامات مدیر مسئول نشریه شلمچه 9 آذر ماه سال 1378 در شعبه 1410 دادگاه ویژه کارکنان دولت به ریاست قاضی سعید مرتضوی برگزار شد. در ابتدای جلسه دادگاه، به طرح سه شکایت علیه هفته نامه شلمچه پرداخت و گفت: شکایات هفته نامه شلمچه از سوی معاون استانداری آذربایجان شرقی، محمدرضا علی حسینی نماینده دماوند در مجلس و خطیبی نژاد نماینده هیأت نظارت بر مطبوعات به عنوان نشر اکاذیب مطرح شده است. وی سپس از خطیبی نژاد خواست تا شکایت هیأت نظارت را بیان کند. خطیبی نژاد در جایگاه حاضر و شکایت خود را نسبت به چاپ مطلب «آقای گنجی! همان آقای سرشناس پرونده اش از ساواک بیرون آمده است.» مطرح کرد.
خطیبی نژاد گفت: در چارچوب این مطلب به ولایت فقیه توهین شده و منظور از طرح این مسأله مرحوم سید ابوالقاسم خویی بوده است. پس از صحبت های خطیبی نژاد، محمدرضا حسینی نماینده مردم دماوند در جایگاه حاضر و به شکایت پرداخت و گفت هفته نامه «شلمچه» با درج خبری به دروغ ادعا کرده است که اینجانب در مذاکرات خود با عده ای از نمایندگان گفته ام که اگر قرار باشد عده ای آقای عبداله نوری را استیضاح کنند، در مقابل وزیر دیگری از جناح دیگر استیضاح خواهد شد. سپس دکتر حسن پاشازاده وکیل نجفی آذر معاون استانداری آذربایجان شرقی به طرح شکایت علیه هفته نامه شلمچه پرداخت و از مدیر مسئول این نشریه به دلیل نشر اکاذیب شکایت کرد.
پس از طرح شکایات، مسعود ده نمکی مدیر مسئول شلمچه به دفاع از خود پرداخت و گفت:
بسم الله الرحمن الرحیم
خیلی خوشحال هستم، که وزارت ارشاد برای یک بار هم که شده مدعی دفاع از مقدسات شده و برای دفاع از مقدسات و مراجع و مرجعیت، شملچه را تعطیل کرده و ما را به دادگاه کشیده است. اصل این جریان قابل تقدیر است که وزارت محترم در مقابل این مسأله حساسیت نشان داده است.
یکی از راه هایی که برای اهانت به مراجع و حمله به مقدسات و مهمترین رکن رکین نظام یعنی ولایت فقیه به وسیله دشمنان درنظر گرفته شده است، حمله مستقیم بود که سال ها به وسیله روشنفکران غیر دینی امتحان شد و امتحان خودش را پس داد و اینها در دهه دوم انقلاب با یک نگاه جدید و روش جدیدی حملات خودشان را برای حساسیت زدایی و زیر سوال بردن اصل ولایت فقیه در نظام اسلامی ما آغاز کردند. به تعبیر روشنفکران اسلامی که این اسلامیت را فقط به عنوان یک پوسته و یک ظاهر عوام فریبانه انتخاب کرده بودند (مثل کسانی که با ملی گرایی نتوانستند نهضت و انقلاب را مثل سایر نهضت های یک صد سال اخیر مصادره کنند و واژه مذهبی را هم به آن اضافه کردند و به قول خودشان جریان ملی مذهبی را تأسیس کردند) در جریان روشنفکری هم روشنفکری اسلامی را بنا نهادند و با آن نام و تحت آن نام حمله به مقدسات را آغاز کردند. سال ها با دین به جنگ دین آمدند. در دهه دوم انقلاب به قول خودشان با یک نگاه درون نگرانه به مفهوم دین، نسبت به هتک حرمت مقدسات و حساسیت زدایی از آنها وارد عمل شدند و به بهانه آزادی بیان و آزادی اندیشه و آزادی قلم، حمله خودشان را آغاز کردند.
یکی از این نشریات نشریه «راه نو» است و نورچشمی حضرات وزارت ارشاد، در طول حیات خودش و امروز هم متولی و مسئول آن یکی از افرادی است که در نشریات همسو با مدیریت وزارت ارشاد قلم می زند و مورد حمایت حضرات هم بوده با چاپ مطلبی و شاید هم شناخت خودش و با حربه ای جدید با مرجعیت به جنگ ولایت آمد. ایشان با عدم شناخت خودش و پیدا کردن نکاتی که می تواند جالب توجه باشد برای افکار عمومی از زبان یکی از مراجع به جنگ ولایت می آید و در صفحه اول خودشان از قول مرحوم آیت الله خویی تیتر می کنند که در عصر غیبت، ولایت برای فقیه با هیچ دلیلی اثبات نمی شود، فارع از این که اصلا بیان این جمله و بیان این دیدگاه فقهی از سوی آقای خویی خود ناقص است و فقط بیان مقدمه ای از یک دیدگاه فقهی ایشان است. با چاپ این مطلب برای تضعیف ارکان ولایت در این کشور تلاش می کند و متاسفانه به جای این که متولیان امر، این جا وارد عمل شوند و بیایند مسئولیت دفاع از مقام ولایت را که خود از مراجع مسلم تقلید است به عهده بگیرند سکوت می کنند و از کنار آن می گذرند و نشریه شملچه برای پاسخگویی به این امر از این حیث که به متولیان آن نشریه فهماند که شما نه مراجع را قبول دارید و نه ولایت را و اگر امروز به مراجع متمسک می شوید، فقط به خاطر این است که در تقابل ولایت بایستید، اقدام به چاپ مطلبی می کنند. عنوان کردند که ما از تیتر مطلب ناراضی هستیم. تیتر مطلب این است: «آقای گنجی، ]مخاطب آقای گنجی است] یعنی شما آقای گنجی بخوانید، پرونده این آقای سرشناس از ساواک درآمد.» در داخل نشریه شملچه ما دو مطلب از یکی از نویسندگان همسوی این آقای گنجی که مدیر مسئول راه نو است چاپ کردیم. کتابی در سال 1363 از سوی وزارت ارشاد همین کشور مجوز انتشار پیدا کرده است. نام کتاب «حزب قاعدین زمان» است. در داخل این کتاب صفحه 298 دو مطلب به چاپ رسیده است.
(1. مطالب مورد اشاره ده نمکی از کتاب « در شناخت حزب قاعدین» به شرح زیر است:
● نامه محمدرضا پهلوی برای تشکر از ارسال انگشتری
حضرت آیت الله العظمی (حاج سید ابوالقاسم خویی) دامت برکاته.
امیدوارم به یاری پروردگار متعال و تحت توجهات خاص حضرت ولی عصر امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) آن وجود عزیز قرین صحت و عافیت بوده باشد یک حلقه انگشتری عقیق مزین به کلام مقدس ( یدالله فوق ایدیهم) را زیارت کردیم و موجب کمال امتنان گردید. توجه خاص آن حضرت بشارتی بزرگ برای ما بود و خدای متعال و همه برگزیدگان حق را سپاسگذاریم که پیوسته و در تمام طول حیات و سلطنت حافظ و حامی و راهنمای ما در طریق صیانت در ترویج مذهب بوده و در آینده نیز خواهند بود. بار دیگر از درگاه الهی مسئلت داریم که وجود آن حضرت را برای همه شیعیان جهان به خصوص ملت ایران در کنف خود محفوظ بدارد و ما نیزکماکان از دعای خیرتان برخوردار باشیم.
کاخ نیاوران به تاریخ چهارم دی ماه 1357 شمسی
محمدرضا پهلوی)
یک نامه از شاه ملعون خطاب به این مرجع عالیقدر به چاپ می رسد و از ایشان تشکر می کند به خاطر آن مساله انگشتر و بعد استناد می کند به سخنان حضرت امام (ره) که تیتر مطلب ما عینا برگرفته شده از متن سخنان حضرت امام (ره) است. متن سخنان حضرت امام (ره) براساس مستنداتی که من خدمت برادران و خواهرانم در هیأت منصفه داده ام در صحیفه نور، جلد 15 صفحه 45 عینا به چاپ رسیده است، که حضرت امام (ره) در مورد همین جریان انگشتر تعبیراتی دارند که ما عینا از کتاب چاپ کرده ایم.
(2. مطالب مورد اشاره ده نمکی از کتاب «صحیفه نور» به شرح زیر است:
در آن وقتی که اول نهضت بود یک شخص سرشناس از اینها گفته بود که ایرانی ها دیوانه شده اند یعنی قیام در مقابل محمدرضا را و ایستادگی در مقابل ظلم را، با تعبیر دیوانگی، یکی از اشخاص سرشناس معرفی کردند. آن کاسب یا تاجری که در منزل او بود و از او شنید این را، گفته بود که آقا بعضی از اینها مردم کذا و کذا هستند و اینها بعضی شان هم شهید شده اند. آن آقای سرشناس گفته بود این از خریتشان بوده است آدم که نمی رود در توی خیابان مقابل مسلسل بایستد و همان آقای سرشناس پرونده ای از ساواک بیرون آورده و آن وقتی که جوان های ما در خیابان ها کشته می شدند، انگشتر برای سلامت محمدرضا فرستاده بود. یک دسته این طور بود که حضرت امیر (سلام الله علیه) از اینها تعبیر می کند که اینها همشان علف شان است مثل حیواناتی که همشان این است که شکمش سیر بشود.)
یعنی ما عینا فقط یک صفحه از همین کتابی را که وزارت ارشاد این کشور مجاز انتشار داده اند را در نشریه مان چاپ کرده ایم. با این تفاوت که اسم این مرجع عالیقدر را در داخل نشریه خط زده ایم. یعنی اصلا مشخص نیست منظور چه کسی بوده، یعنی نه در نامه شاه ملعون و نه در اصل تایپی اسمی از آقای خویی نبردیم. ما فقط خواستیم جواب داده باشیم که اگر برای شما این مرجع می تواند ملاک باشد در مورد ایشان، این سند تاریخی که از قول خودتان هست وجود دارد. این مطلب در شماره 40 نشریه است. متاسفانه وقتی که اینجا بحث هیأت نظارت را مطرح می کنم به خاطر همین است که میبینم اینجا باز هم هیأت نظارت برای دفاع از حریم مرجعیت نیست که شلمچه را تعطیل می کند. یعنی اتهام ما این نیست، اگر اعضای هیأت نظارت از خود من درخواست می کردند که شما مواردی را به ما نشان دهید که ما بتوانیم از شملچه شکایت کنیم، خودم به آنها می گفتم که اینجا به آقای مهاجرانی چیزی گفتیم و آنجا به فلانی چیز دیگر، شما بر اساس مستندات از ما شکایت کرده و شلمچه را تعطیل کنید، اما این را بگویند شلمچه به مراجع توهین کرده است مثل این است که بگوییم آقای مهاجرانی طرفدار آزادی بیان است! یعنی اینقدر خنده دار است. آقای مهاجرانی کسی است که در هیأت نظارت مخالف سرسخت شلمچه بوده است. نشریه شلمچه در شماره 40 به قول آنها این اهانت را انجام داده و در شماره 52 هیأت نظارت اقدام به تعطیلی آن کرده است. یعنی آقایان جرم را پیدا کرده اند و در آب نمک خوابانده اند که 14 هفته بعد در موقع لازم شلمچه را به تعطیلی بکشانند دلیل آن هم به خوبی مشخص است. آقای مهاجرانی گفت که ما در همان هفته اول متوجه این مطلب و جرم آن شدیم؛ اما چرا 10 هفته بعد اقدام کردند؟! به خاطر آن که ما به انگیزه عمل آنها برسیم. آنها به خاطر اهانت به مراجع، شملچه را نبستند. اگر آنان دغدغه مقدسات را دارند باید توجه داشته باشند که در این کشور بارها و بارها علیه قرآن، علیه پیامبر و علیه مرجعیت در این روزنامه ها مطلب نوشته می شود و وقتی که قوه قضائیه آنها را به دادگاه می کشد آقای وزیر به عنوان مدافعشان درمی آید! چطور است که اینجا حریم مرجعیت خیلی بالاتر از حریم قرآن و پیامبر شده که آنها بیایند قرآن را تحریف کنند؟ احکام قرآن و قصاص را زیر سوال ببرند و آقای مهاجرانی بیاید فقط از حریم مرجعیت دفاع کند. مرجعیتی که دارفانی را وداع گفته اند و مراجع زنده هستند و مورد اهانت قرار می گیرند و کسی از آنها دفاع نمی کند. پس این نشان می دهد که انگیزه خیرخواهانه نبوده است. حالا به فرض این که انگیزه خیرخواهانه بوده است ما در شماره 40 اهانت کرده ایم، قبول! چرا 14 هفته بعد شملچه را تعطیل میکنند؟! هیچ کس در این مملکت نیست که آنها را زیر سوال ببرد؟ به خاطر این که در آستانه جریان قتل ها یک سری می دانستند که نشریه ای به نام شلمچه است که به جای چراغ در صدا و سیما برای آنها یک چهل چراغ درست می کند به همین خاطر در آن شرایط اقدام به تعطیلی شملچه می کنند. چون من امیدی به بازگشایی شملچه ندارم به این صراحت حرف می زنم وگرنه من دوست داشتم که یک حرفی بزنم که اعضای هیأت منصفه خوششان بیاید و دو تا معذرت خواهی اینجا مطرح می کنم و بگویم ما اشتباه کردیم ما نمی خواستیم این کار را بکنیم یا بیاییم و بگوییم که یکی از اعضای هیأت منصفه در جایی گفته است که با تعطیلی نشریات از سوی هیأت نظارت مخالف هستند. دیدم که ما برای ماندن در عرصه مطبوعات نیامده بودیم. آمده بودیم تا در یک شماره حرف های خودمان را بزنیم گرچه در این آخر در مورد این مطلب باز هم من عنوان می کنم؛ تیتری که نشریه شلمچه به کار برده است عین جمله امام (ره) است که در صحیفه نور به کار برده شده است یعنی ما هیچ چیز به این مطلب اضافه نکرده ایم: «آقای گنجی بخوانید پرونده فلان از فلان جا درآمده است» مطالبی که چاپ کردیم عینا از یک کتابی است که مجوز آن را وزارت ارشاد به ما داده است. اگر قرار است کسی در این مورد در این مملکت محاکمه شود همین جا باید دستور داده شود کسانی هم که به این کتاب اجازه انتشار داده اند محاکمه شوند یا کسی که این کتاب را نوشته محاکمه شود. من در قانون مطبوعات جایی ندیدم نوشته شود که چاپ مطالبی که مجوز انتشار رسمی از وزارت ارشاد دارد در مطبوعات جرم است حالا چطور شده که ما عین مطلب را از کتاب چاپ کرده ایم و اسم فرد خاص را از مطلب حذف کرده ایم شایسته تعطیلی هستیم ولی این کتاب که اهانت را کرده هنوز هم در کشور موجود است و کسانی که به اسم مرجعیت علیه ولایت توطئه می کنند و مطلب چاپ می کنند مورد تعارض قرار نمی گیرند، یعنی آن نشریه- راه نو- به محاکمه و تعطیلی کشیده نشد. به هر حال بنده متاسفم از این که می بینم متولیان امر فرهنگ در این جامعه سلیقه را مد نظر خودشان قرار داده اند نه قانون را. تا موقعی که نگاه ما به قانون سلیقه ای باشد- حالا ما ده تا قانون مطبوعات دیگر هم تصویب کنیم- به جایی نمی رسیم. ما در اجرای همین که هست هم اشکال داریم. من تمام موارد اتهامی هیأت نظارت را رد می کنم. هیچ اهانتی به هیچ مرجعی صورت نپذیرفته اگر هم کسی اهانت کرده این جا باید دو نفر را محاکمه کنند.
1- نشریه ای که در ابتدا این مطلب را چاپ کرده است.
2- کتابی که این مطالب را چاپ کرده است.
3- ما در اینجا درخواست صدور رای برائت را از هیأت منصفه داریم و در کنار آن با توجه به تعطیلی یک ساله شلمچه درخواست خسارت از وزارت ارشاد و شخص وزیر ارشاد را به خاطر خسارت مالی و معنوی و تهمتی که با خاطر موارد بی اساس به نشریه شملچه زدند، داریم.
در ادامه این دادگاه، سپس مسعود ده نمکی در خصوص شکایت مطرح شده از سوی نماینده نهاوند به دفاع از مطلب مندرج در شملچه پرداخت و گفت:
اولا این که هیچ تکذیبیه ای از ایشان به دست ما نرسیده است. در دوران شلمچه و بعد از شلمچه هم هیچ تکذیبیه ای از ایشان به دست من نرسیده است. حداقل ایشان می توانستند تلفنی تماس بگیرند و بگویند ما تکذیبیه فرستاده ایم و چرا چاپ نمی کنید؟! اگر سندی هست که ایشان نامه را به ما داده اند- جایی و مرجعی است- بیایند و مطرح کنند اما دوباره می گویم که هیچ تکذیبیه ای از آقایان به دست ما نرسید اگر هم می رسید چاپ می کردیم. البته در این مطلب هیچ اهانتی صورت نگرفته و گفته اند که هیچ خبر، ایشان را مخالف ولایت معرفی کرده اند که هرگز این چنین نیست. البته ایشان موضع گیری شتابزده را اهانت تلقی کرده اند. من تعجب می کنم اگر به کسی بگوییم که موضع گیری شتابزده داشته آیا اهانت است؟ اگر این لفظ اهانت آمیز است پس همه باید از همدیگر شکایت کنند. ثالثا این نماینده محترم که جراید را می خوانند باید این را می دانستند که ستون یکصد خبر شلمچه اخباری بوده که ما از روزنامه های کثیرالانتشار دیگر- که در ستون اخبار مجلس خود چاپ کرده بودند- نقل کرده بودیم نه این که نام آنها را ببریم ما خبر را از بین آنها انتخاب کردیم و با یکی دو خط تحلیل چاپ کردیم، در مورد این که «اگر استیضاح نوری انجام شود ما هم دری نجف آبادی را استیضاح می کنیم» بحث زیاد مخفی هم نیست و آن روز نیز در مجلس مطرح می شد. حالا آقای دری که سهل است، بعضی از آقایان استیضاح مظفر را هم مطرح می کردند، یعنی بحث جناح مطرح نبود.
ده نمکی: اسم روزنامه دقیقا خاطرم نیست. حالا یا روزنامه رسالت بوده یا روزنامه سلام [خنده حضار] چون ستون اخبار مجلس در این دو روزنامه بود. روال است در نشریات که می نویسند نقل از فلان روزنامه، وقتی روزنامه ای مطلبی را می زند و بقیه هم آن را چاپ می کنند، همیشه دادگاه، روزنامه اولی را که مطلب را چاپ کرده خواهد خواست.
[سومین شکایت مطرح شده نیز مربوط به یکی از معاونان استانداری آذربایجان شرقی بود که به مطلب «تشکیل جلسه اضطراری به خاطر یک جفت کفش دخترانه آقای استاندار!» ( مراجعه شود به ضمیمه 8 در صفحه 164) اعتراض داشت در این رابطه ده نمکی چه دفاعی کرد:]
شکایت بعدی پیرامون استانداری آذربایجان شرقی است. از طرف استان... و آقای خ مطرح شده است که ما در اصل خبر نامی از استان و یا آقای نجفی آذر مطرح نکرده ایم که ایشان مدعی آن باشند و قصد تعیین مصداق هم نبوده است. در اصل خبر هر جا اسم استان آمده سه نقطه ذکر شده و هرجا اسم فرد آمده حرف خ ذکر شده است. می توان گفت که منظور ما ایشان نبوده و یا آن استان نبوده که حالا بخواهیم به شخصی افترا بزنیم و یا در مورد استانی بخواهیم خبر را ذکر کنیم هیچ اسمی از استان و یا فرد برده نشده است. تا آخر خبر هم اسمی برده نشده است. اگر مهندس خ وجود دارد باید می آمدند و رسما می گفت که ما از او اسم برده ایم. ما نه اسم فرد را برده ایم و نه اسم استان را برده ایم. ثالثا حالا اگر اهانتی بوده که ایشان برای ما تکذیبیه فرستاده اند، روابط عمومی آموزش و پرورش برای ما تکذیبیه فرستاده اند که ما اصل تکذیبیه را در شماره بعد که به دست ما رسیده است چاپ کرده ایم که توضیحات آن را هم داده اند. اگر دادگاه به این نتیجه رسیده که آقای خ همین آقای نجفی آذر است و استان سه نقطه هم استان آذربایجان شرقی است آن وقت من بیایم سر دفاعیات اصلی خودمان که در آن جلسه چه گذشته و جریان کفش سفید چه بوده است؟
قاضی:آقای ده نمکی شما پس ادعا دارید که معترض نجفی آذر و استان آذربایجان نشده بودید؟!
دارند که خبر در مورد ایشان بوده من خدمت شما بگویم که: تکذیبیه ایشان بدون هیچ دخل و تصرفی چاپ شده است. اما جریان کفش سفید.
1- اصل جلسه که به صورت تیتر نوشته شده ربطی به کفش دختر معاون فرماندار نداشته، بلکه در مورد موضوع جوانان بوده و این موضوع با حضور مدیران و رئیس های نواحی پنجگانه آموزش و پرورش مورد بحث و بررسی قرار گرفته که با ابتکار فرمانداری تبریز به صورت هفتگی ادامه دارد.
2- هرگونه تماس، توهین به مدیر مدرسه از سوی معاون فرماندار کذب محض است.
3- مطالب منتسب به آقای مهندس خ (اینجا خودشان هم گفته اند مهندس خ) کاملا تحریف شده است زیرا سخنان ایشان در مورد حجاب و برخورد با جوانان به این صورت بوده که نامبرده نقص روابط اجتماعی را به استناد بر آیه شریف «و انزل من القرآن ما هو شفاء« پناه بردن به قرآن و احکام نورانی اسلام دانسته و آنچه که در خصوص حجاب مطرح کرده کاملا منتسب به کتاب حجاب آیت الله مطهری بوده است که در جلسه نیز به آن اشاره شده است. (پس جلسه هم بوده است) در خصوص برخوردهای افراطی پیرامون حجاب ( طالبان در افغانستان) و تحریف بعضی از نمودهای عدم رعایت کامل حجاب در جامعه توضیحاتی داده و توصیه نموده که علاوه بر درونی ساختن ارزش حجاب باید دختران جوان از خودنمایی پرهیز کنند.
4- در خاتمه باید به استحضار مردم فهیم برسانیم که عملکرد دستگاه اجرایی به خصوص آموزش و پرورش تلاش در جهت هدایت و آشنایی دانش آموزان با اهداف انقلاب اسلامی و مسائل روز بوده است و نیز جهت ارتباط نزدیک تر با قشر جوان موظف به تشکیل جلسات مختلف توجیهی با مدیران مختلف آموزش و پرورش حتی دانش آموزان بوده است و در این جلسات تلاش شده که از هرگونه افراط و تفریط در امر تعلیم و تربیت و به خصوص در مفاهیم جلوگیری و بر اجرای بخشنامه های صادره توسط وزارت آموزش و پرورش تاکید کرد و دانش آموزان نیز با روش های منطقی به پذیرش و اجرای احکام اسلامی هدایت گردند.
این عین جوابیه بوده که درج شده است، (شلمچه در پاسخ به این جوابیه نوشت: البته برای ما جای خوشحالی است که اقدامات ضدارزشی که در خبر مورد اشاره آمده است از طرف استانداری تکذیب می شود ولی این نکته را هم باید یادآور شد که در خصوص این ماجرا شواهد کافی در اختیار نشریه می باشد و برای آن که عزیزان استانداری آذربایجان شرقی قبول کنند که خبر درج شده در شلمچه کذب و دروغ نبوده آنان را ارجاع می دهیم به دو خواهری که در جلسه فوق الذکر به سخنان آقای مهندس «خ» شدیدا اعتراض کرده و آن را برخلاف آرمان شهدا عنوان کردند.) اگر اهانتی بوده که باید به وسیله جوابیه رفع شده باشد و افکار عمومی هم طبق قانون توجیه شده اند. حالا شکایت اینها چه بوده که به دادگاه بکشند!! آیا قانون می گوید اگر به کسی اهانت کردی و جوابیه را هم درج کردی، شکایت هم بکنند؟ لابد اگر شکایت هم به نتیجه نرسید او را بکشند؟! این طور که نیست. اگر اهانتی شده که نشده و جوابیه شما هم درج شده است دیگر چرا شکایت کردید؟! اما در مورد اصل خبر هم حرف های زیادی هست. این جلسه اگر به خاطر این یک جفت کفش برگزار نشده باشد ولی این یک جفت کفش صراحتا در جلسه مطرح شده است. وقتی آقای معاون فرماندار در عین سخنان خود مطرح کرده که به خاطر یک جفت کفش به مردم گیر ندهید یعنی چه؟! خوب یعنی من از جریان کفش دخترم گله مند هستم. بعد هم دو تن از معلمان در آن جلسه اعتراض کرده اند. متاسفانه فضا در بعضی از ادارات و... دیکتاتوری است که افراد جرات نمی کنند حرف بزنند. اگر امنیت شغلی برای آن معلمان که در آن جلسه اعتراض کرده بودند وجود داشت من آنها را به این جلسه می آوردم. علی رغم این که یک وزیر خوب در آموزش و پرورش است، در بعضی مناطق مدیران را قلع و قمع می کنند. اگر قرار است محدودیت ها باشد باید برای تمام افراد باشد. نباید این وسط تبعیض باشد. اگر دختر معاون فرماندار این کفش را پوشید و دختر یک کارگر هم پوشید باید قانون برای همه برابر باشد. حالا چون دختر فرماندار بوده بیاییم و جلسه تشکیل دهیم. «عابدان کین جلوه در محراب و منبر می کنند....». پس دیگر جای شکایتی نیست چون جوابیه در نشریه درج شده است.
قاضی: آقای ده نمکی اگر مطالبی را به عنوان آخرین دفاع دارید بیان کنید!
ده نمکی: خیر دفاعیه ای نداریم. نشریه ما را بسته اند. نوش جانشان! الحمدلله بستند. تیراژ این یکی دو برابر شد. آقای مهاجرانی به ما لطف کردند. با آن تعطیلی نعمتی برای این یکی نشریه فراهم شد. بنده معتقدم به جهت تنویر افکار عمومی اعضای هیأت محترم منصفه این مستندات ما را برای یک بار هم که شده مطالعه کنند، عدالت را فدای مصلحت نکنند. این مصلحت است و عدالت نیست. من متاسفم که در این مملکت عدالت فدای مصلحت می شود. من به یکی از مراجع زیربط مراجع کرده ام و در مورد شلمچه به دیوان عدالت اداری شکایت کرده ام. متاسفانه وزارت ارشاد یک سال است که جواب دادگاه را نداده است. بعضی ها می گویند که اگر ما بخواهیم این حکم را لغو کنیم باید یکی از آن طرفی ها را هم لغو کنیم. وقتی که من می بینم استدلالات بر مبنای این پایه است، دیگر من نمی توانم امیدی به این داشته باشم ، آیا تیتر کردن جمله حضرت امام (ره) جرم است؟! چاپ مطالبی از کتابی که مجوز ارشاد را دارد جرم است؟! اگر جرم است حرفی نیست شملچه هم حاضر است که تعطیل بماند. صلوات ختم کنید.
قبل از اعلام خاتمه جلسه نماینده نهاوند در مجلس شورای اسلامی نسبت به شکایت خود اعلام گذشت کرد.
پس از خاتمه جلس اعضای هیأت منصفه (حجت الاسلام شبیری و ایزدپناه، آقایان واحدی، عسگر اولادی، قاسم زاده، ناصری صالح آبادی، لطفی، پورنجاتی، فاضلی و خان حمیرا حسینی یگانه) وارد شور شده و پس از چند ساعت بررسی و مشورت نظر خود را اعلام کردند.
تصمیم هیأت منصفه مطبوعات
درباره اتهامات مدیر مسئول نشریه شلمچه
بسمه تعالی
به تاریخ 9/9/78 اعضای هیأت منصفه مطبوعات نظر خود را به شرح زیر اعلام نمود:
1- در خصوص شکایت هیأت نظارت بر مطبوعات از مدیر مسئول شلمچه مبنی بر اهانت به یکی از مراجع تقلید، اعضای هیأت منصفه به اتفاق آرا متهم را مجرم و با اکثریت آرا، نامبرده را مستحق تخفیف دانست.
2- درخصوص شکایت معاون برنامه ریزی استانداری آذربایجان شرقی، هیأت منصفه با اکثریت آرا متهم را مجرم ندانست در عین حال به اتفاق آرا به مدیر مسئول هفته نامه شلمچه نسبت به رعایت دقیق اخلاق مطبوعاتی و حفظ حرمت اشخاص تذکر داد.
قربون کبوترای حرمت امام رضا، دارم به سمت پنجره فولادت می رم جایی که دل شکسته ای نشسته و مریضی شفا گرفته، یا ضامن آهو می خوام با تمام وجودم، از ته قلبم و با تمام قدرت فریاد بزنم آرزومو که ... میلاد باسعادت هشتمین اختر تابناک امامت و ولایت حضرت امام رضا (ع) را بر همه شیفتگان حضرتش تبریک و تهنیت عرض می کنم.

این هم آهنگ زیبایی که از سروده های همسایه خوبمون شایا تجلی به خوانندگی علی نورائی است، برای شنیدنش روی لینک زیر کلیک کنید.
تو ای آبیه سبز آیینه پوش ، مدار طمانینه ی این کهکشان
تو ای نور نورانی معرفت ، تو ای هشتمین اختر آسمان
طلایی ترین بغض آیینه ای ، در این فصل معصوم آیینه گی
نشسته م که رازِ نهفته تری ، برای دل ساده ی من بگی
تو ای ضامن سینه سرخان سبز ، پرنده ترین اهوان حرم
بیا تا که فواره باشه صدات ، در اعماق روحانی باورم
منو درد بی رحم ِ غمپرسه گی ، منو زخم مجروح تنها شدن
تو و رو ح درمان دلواپسی ، منو حسرت با تو زیبا شدن
به گلدسته های بلند حرم ، به پروانه های ضریح طلا
به معراج زائرنشین نگاه ، به لبخند قمری پرست شما
به فانوس چشم غزل فام ماه ، در این شب ، شب تیره رنگ سیاه
گلاب زلال شفاعت بپاش ، بر این قلب سنگی ، دل پُرگناه
«سلام بسیجی، روزت مبارک» این پیامی بود که از طرف یکی از دوستان برایم ارسال شد و این انگیزه را در من ایجاد کرد تا بمناسبت هفته بسیج این مطلب را به نگارش در بیاورم.


پنجم آذر ماه سال روز تشکیل نهاد بسیج به فرمان حضرت امام خمینی (ره) است و همین ایام بهانه ای شد تا نظری بیندازم به نقش مسؤولیت های سنگین این نهاد که محدوده آن را همه کسانی تشکیل می دهند که دل در گرو تحقق اهداف و آرمان های بلند امام راحل(ره) و عملی شدن شعارهای نجات بخش انقلاب اسلامی دارند و در هر زمان با درک شرایط و موقعیت انقلاب و کشور از هیچ گونه خدمت و یاری رسانی به نظام و کشور دریغ نمی ورزند. به راستی که بسیج و گرامی داشت مقام و جایگاه آن با برگزاری سمینارها و یا تعارفات معمولی در حالی که هیچ تلاشی برای به فعلیت رساندن نیروی عظیم نهفته در وجود بسیجیان صورت نگیرد راهی به جایی نخواهد برد. حیثیت امروز نظام، تا حد زیادی مدیون بسیج و حضور همه جانبه مردم در آن بوده است، حتی تصاحب قدرت جهانی اسلامی با بسیج همه جانبه و فراگیر در جهان میسر خواهد بود به گفته امام راحل این امر شدنی است و باید بدنبال تحقق یافتن آن بود. بسیج و بسیجى پدیده اى اجتماعى - اعتقادى است که همزمان با جنگ متولد شد و با خلوص و ایثارگرى خود حماسه هاى جاویدى از خود به جا گذاشت. مطمئنا در مطالب بعدی خود بیشتر به نقش بسیج و فرهنگ بسیج خواهم پرداخت و فعلا فقط به خلاصه ای از سخنان بزرگان این سرزمین در باره بسیج را به نمایش در می آورم زیرا همین جملات زیبا خود گواهی بر عزمت بسیج در تاریخ اسلام است.
بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی (ره):
ــ بسیج شجره طیبّه و درخت تناور و پرثمری است که شکوفههای آن بوی بهار وصل و طراوات یقین و حدیث عشق میدهد.
ـ اگر بر کشوری نوای دلنشین تفکر بسیجی طنین انداز شد چشم طمع دشمنان و جهانخواران از آن دور خواهد گردید.
ـ بار دیگر تأکید میکنم که غفلت از ایجاد ارتش بیست میلیونی سقوط در دام دو ابرقدرت جهانی را به دنبال خواهد داشت.
ـ ملتی که در خط اسلام ناب محمدی(ص) و مخالف با استکبار و پولپرستی و تحجرگرایی و مقدسنمایی است باید همة افرادش بسیجی باشند.
ـ در این دنیا افتخارم این است که خود بسیجیم.
ـ بسیج لشگر مخلص خداست که دفتر تشکل آن را همه مجاهدان از اولین تا آخرین امضاء نمودهاند.
ـ بسیج مدرسه عشق و مکتب شاهدان و شهیدان گمنامی است که پیروانش بر گلدستههای رفیع آن اذان شهادت و رشادت سردادهاند.
ـ من همواره به خلوص و صفای بسیجیان غبطه میخورم و از خدا میخواهم تا با بسیحیانم محشور گرداند.
ـ تشکیل بسیج در نظام جمهوری اسلامی ایران یقیناً از برکات و الطاف جلیه خداوند تعالی بود که بر ملت عزیز و انقلاب اسلامی ایران ارزانی شد.
ولی امر مسلمین جهان حضرت آیت الله العظمی خامنهای (مدظله العالی):
ـ بسیج به معنی حضور و آمادگی در همان نقطهای است که اسلام و قرآن و امام زمان (ارواحناه و فداه) و این انقلاب مقدس به آن نیازمند است.
ـ پیوند میان بسیجیان عزیز و حضرت ولی عصر (ارواحناه و فداه) مهدی موعود عزیز یک پیوند ناگسستنی و همیشگی است.
ـ شما جوانان بسیجی و سپاهی و جوانان مؤمن آگاهی را با احساس مسئولیت و شور و شعور همراه کردید.
ـ نیروهای نظامی و بسیجی ما مؤمن و با اخلاصند و به عنوان پشتوانهای که هیچ خدشهای در آن راه ندارد, محسوب میشوند.
ـ انکار بسیج, انکار بزرگترین ضرورت و مصلحت برای کشور است.
ـ اگر بسیج در دوران پس از جنگ نبود و اگر امروز هم نباشد, کمیت این انقلاب و این نظام و همه حرکتهای سازنده این کشور لنگ است.
ـ انکار بسیج و بیاحترامی به آن یا نابخردانه است یا خائنانه است.
ـ تا وقتی که این کشور و این ملت به امنیت احتیاج دارد, به نیروهای بسیج, به انگیزه بسیح به سازماندهی بسیجی و به عشق و ایمان بسیجی احتیاج است.
ـ فرزندان بسیحیام با حضور خود در هر صحنهای که لازم است دشمنان زبون را مرعوب و منکوب سازند.
ـ بسیج, یعنی نیروی کارآمد کشور برای همة میدانها
ـ همه جا چیزی شبیه بسیج هست, تنها به این درخشندگی, به این فراگیری, به این زیبایی, به این فداکاری, من در جایی سراغ ندارم.
ـ این فداکاری, من در جایی سراغ ندارم.
ـ نیروی عظیم بسیج مردمی است, این بسیج در همه قشرها هست.
ـ بسیج, اختصاص به یک منطقه جغرافیایی و یک منطقة انسانی و طبقاتی و قشری ندارد, همه جا هست.
ـ ایمان عاشقانه, ایمان عمیق, ایمان توأم با عواطف که از خصوصیات ملت ایران است باعث درخشان شدن بسیج شد.
ـ دانشجوی بسیجی دشمن کمین گرفته را از یاد نمیبرد و غافلانه خو و دانشگاه و کشورش را به دست تطاول دشمن نمیسپرد.
ـ بسیاری از پیشرفتهای کشور مرهون تفکر بسیجی است.
ـ هریک از آحاد قشرهای مختلف جامعه که دارای روحیه احساس مسئولیت و ایمان باشد, بسیجی است.
ـ بسیاری از پیشرفتها و موفقیتهای نظام اسلامی در عرصههای مختلف مرهون تفکر و میل بسیجی است.
ـ بسیجی یعنی علی که تمام وجودش وقف اسلام بود.
فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سردار سرلشکر دکتر سید یحیی رحیم صفوی:
- بسیج یک نیروی شکست ناپذیر است و امروز برخی کشورهای مسلمان و حتی آزادیخواه برای مقابله با توطئههای آمریکا مایلند تا تجربه بسیج را در کشورهای خود عملی نمایند.
- بسیجیان مومن و برخوردار از فکر اندیشه و خرد باید ضمن درک و فهم صحیح مسائل سیاسی و فرهنگی و اقتصادی و شناخت توطئههای دشمنان به تکلیف انقلابی و اسلامی خود عمل نمایند.
- کشور ما در بستر حوادث غیر مترقبه است و بسیجیان باید ضمن کسب آموزشهای لازم، اولین نیرویی باشند که در ساعات اولیه بروز حوادث به امداد و نجات مردم بشتابند، همانگونه که در زلزله بم اولین افرادی بودند که خود را به منطقه رسانده و کار امدادرسانی را آغاز کرده بودند.
- بسیج رکن اصلی دفاع همه جانبه و امنیت پایدار است و تاکنون هیچ کشوری نتوانسته است چنین نیروی عظیمی را با بکارگیری بیش از 11 میلیون نیروی مردمی ایجاد کند.
- بسیج برای مقابله با توطئه های آمریکا تشکیل شد و در مقابله با بحران های داخلی و در جنگ نیز عزم و اراده خود را در دفاع از انقلاب اسلامی و ملت و کشور به خوبی نشان داد.
- شما بسیجیان اسوه های دینداری، ولایت مداری، هوشمندی و ذکاوت هستید، پس در هر جایی که هستید، باید بهترین کار را انجام دهید و امام راحل (ره) را الگوی خود قرار دهید؛ همان کسی که با افتخار، خود را یک بسیجی می دانست.
رئیس جمهور محبوب جمهوری اسلامی ایران دکتر محمود احمدی نژاد:
- امروز با تدبیر الهى امام عزیز تشکل بسیج بر پا شده است. تشکل بسیج براى آن است که این روح خداجوى، عدالت طلب، آرمان خواه و شجاع در لحظه لحظه زندگى ملت ما جارى بشود؛ یعنى آموزش و پرورش، دانشگاه، صنعت، خانه، جامعه و نقطه به نقطه میهن عزیز ما هر روز و هر لحظه سرشار از فرهنگ بسیجى باشد.
- بسیج یعنى غایت بلند و در اهتزاز عدالت خواهى، بسیج یعنى پرچم مستحکم ظلم ستیزى، بسیج یعنى دلى مالامال از عشق به انسانها و دوستى و مهرورزى به همنوع و همه بشریت. بسیج یعنى آمادگى فداشدن در راه اعتلا و اهتزاز میهن و آرمانها. بسیج یعنى تجلى خدمتگزارى و خدمت رسانى. بسیج یعنى مظهر دوست داشتن، تواضع و فروتنى. فرهنگ بسیج فرهنگ فطرى است. فرهنگ بسیج در یک کلمه همان فرهنگ اسلام ناب محمدى است.
- ما مفتخریم که امروز تحت لواى بسیج و شناور در اقیانوس بیکران بسیجیان و برخوردار از فرهنگ متعالى و مترقى بسیج هستیم.
- امروز بیش از گذشته و در جاى جاى زندگى و در جاى جاى میهن اسلامى در عرصه هاى داخلى و جهانى براى تحقق آرمانها و انجام وظیفه نیازمند حاکمیت روحیه و فرهنگ بسیج هستیم.
اگر بخواهیم اقتصادمان را اصلاح کنیم و به لحاظ اقتصادى کشورمان را به قله برسانیم، نیازمند کار و تلاش صادقانه، ایثارگرانه و شبانه روزى هستیم و این یعنى فرهنگ بسیجى.
اگر نیازمند اصلاح فرهنگ و رسیدن به نقطه اوج فرهنگ دینى و اسلامى هستیم، نیازمند دلهاى پاک، اندیشه هاى پاک و زلال هستیم و این یعنى دلها و اندیشه هاى بسیجى.
اگر در عرصه هاى جهانى نیازمند صیانت از عزت و کرامت ملت ایران و دستیابى به همه حقوق حقه و قانونى ملت هستیم، باید تدبیر، شجاعت و حکمت را با هم بیامیزیم و با اقتدار و البته ظرافت از منافع ملت دفاع کنیم و این همان فرهنگ و منش بسیجى است.

دکتر حاج حسین الله کرم رئیس شورای هماهنگی نیروهای حزبالله به خبرنگار انصارنیوز گفت: انتخابات آتی رقابت میان اصولگرایان است چرا که گروههای موسوم به دوم خرداد شانس زیادی در این دوره از انتخابات ندارند و تنها احزاب اصولگرا باقی میمانند تا رقابت کنند.
دکتر حسین اللهکرم با اشاره به سخنان دکتر احمدینژاد پیرامون این موضوع که در انتخابات نباید از اسم دولت استفاده شود، افزود: اگر معتقد به رئیسجمهور هستیم نباید بر گروههای حامی دولت، نام حامیان دولت را بگذاریم بهتر است به آنان اصولگرایان جوان گفته شود.
وی در خصوص اصولگرایان جوان گفت: اینان گروههای جوانی هستند که بعد از جنبش سوم تیر که گرایشهای عدالتخواهی را در میان جوانان گسترش داد، به وجود آمدند و از سوی آنان نگرانی حس نمیکنم. چه اشکالی دارد که عدهای از جوانان اصولگرا به رقابت دامن بزنند؟ این موضوع هیچ هراسی را به وجود نمیآورد.
این استاد دانشگاه با تأکید بر این که حزبالله خواستار همگرایی اصولگرایان است گفت: از آن جا که احزاب اصولگرا دارای مبانی عدالتخواهی و اصلاحطلبی حقیقی هستند امیدواریم که پیرامون معیارهای مشخص اصولگرایی گردهم بیایند و بتوانند با توجه به عملکرد خوب گذشتهشان با یکدیگر اتحاد داشته باشند.
وی افزود: جبهه اصولگرا و جبهه موسوم به دوم خرداد دارای یک رقابت درون حزبی و گروهی هستند و هر دو جبهه باید به حضور حداکثری مردم در انتخابات فکر کنند.
وی انتخابات آتی را میان اصولگرایان ارزیابی کرد و گفت: رقابت تنها در میان جبهه اصولگرا قراردارد چرا که جبهه موسوم به دوم خرداد هنوز نتوانسته است نقد صحیحی از عملکرد گذشته خود داشته باشند.
وی در ادامه سخنانش افزود: از آن جا که همه اصولگرایان طرفدار دولت هستند و با توجه به رقابت درون حزبی آنان به نظر میرسد که لیستهای اصولگرایان باید حداقل 10 عنصر مشترک داشته باشد و پنج اعضای دیگر به صورت مستقل از سوی هر گروه اصولگرا به رقابت گذاشته شوند که این همان استراتژی دوسویه خواهد بود که از یک طرف متکی بر یک رقابت درونحزبی و از سوی دیگر یک ائتلاف برای رقابت برونحزبی را شامل خواهد بود که در مجموع استراتژی ائتلاف در عین رقابت را به وجود میآورد. گرچه این شیوه میتواند مورد استفاده گروههای دوم خردادی قرار گیرد، ولی همانطور که گفته شد به دلیل عدم نقد صحیح گروهها و احزاب دومخردادی و عملکرد آْنها در شورای اول که منجر به استعفای همة اعضای آن شد، و همچنین عدم توجه به دلایلی که موجب تحصن و استعفاء در مجلس ششم گردید شانس کمی برای موفقیت در شوراها خواهند داشت.
وی حزب اعتماد ملی را در میان سایر احزاب اصلاحطلب عاقلتر دانست و افزود: اعتماد ملی به عوامل شکست دوم خرداد پی برده است و به درستی توانسته از عوامل اصلی تحصن نمایندگان مجلس ششم که باعث شکست اصلاحطلبان در انتخابات شد، دوری کند و اگر مابقی احزاب اصلاحطلب متوجه این اصل مهم نشوند، نه تنها نمیتوانند به ائتلاف برسند بلکه پیروزی آنها در انتخابات نیز غیرممکن است.
این فعال سیاسی حزبالله دلیل این امر را بیاعتمادی مردم به اصلاحطلبان دانست و از آن به این نتیجه رسید که رقابت تنها میان اصولگرایان جریان خواهد داشت.
با عرض سلام در ابتدا تسلیت عرض می کنم رحلت آیت الله میرزا جواد تبریزی از مراجع تقلید کشور را به همه عاشقان و شیفتگان به مکتب الهی.
باز بخوانید کلکل های مطبوعات را با ما و ببینید سرگرمی خوبی برای مردم درست کرده اند. نشریات دشتستان را که ورق می زدم به نکات قابل توجهی برخورد کردم که هر کدام در نوع خود جالب بودند. مثلا این روزها بعضی از اعضای شورای دوم شهر برازجان به یاد شفاف سازی افتاده اند و برای مردم جوک می گویند و در پاسخ هم اقداماتی صورت پذیرفته که از جمله آنها می توان به پاسخ تعاونی مسکن فرهنگیان دشتستان به نائب رئیس شورای اسلامی شهر برازجان اشاره کرد که الحق پاسخی کوبنده است. دکتر شجاع نماینده مردم دشتستان در مجلس شورای اسلامی هم که این روزها علم تکذیب دوستی خود با شهردار برازجان را بر دوش گرفته است و فکر می کند یک سوژه انتخاباتی برای خود یافته است که پیام من به ایشان این است به درک که دوستی خود را تکذیب می کنید. شتر در خواب بیند پنبه دانه، شما نمی خواهد وزیر کشور را اسیضاح کنید بلکه بیایید یک گزارش از عملکرد چند ساله خود در مجلس را ارائه کنید مطمئنا از عهده این کار هم بر نخواهید آمد. مدیر مسئول هفته نامه اتحاد جنوب از وقتی که از سفر حج برگشته اند همه مردم را بی تقوا می بینند و خود را غرق در زهد و تقوا. (حاج) اکبر خان، حضرت امیر (ع) می فرمایند: کسی که از لباس تقوا برهنه شد به هیچ لباسی پوشیده نمی شود. به عقیده من شما هم جز همین افرادید. نکته آخر اینکه این روزها بازار جلسات انتخاباتی برای ائتلاف کاندیدا داغ شده که این شور و هیجان در سطح شهر نوید بخش انتخاباتی پرشور را می دهد.
در انتها میلاد حضرت معصومه (س) و فرارسیدن هفته بسیج را به همه بسیجیان تبریک عرض می نمایم و امیدوارم این شجره طیبه همیشه سربلند و سرفراز باقی بماند. انشاءالله
|
درباره خودم
لوگوی وبلاگ
منوی اصلی
صفحه نخست
پست الکترونیک
صفحه ی مشخصات
خانگی سازی
ذخیره کردن صفحه
اضافه به علاقه مندیها
نوشته های پیشین
اردیبهشت 85 [3]
خرداد 85 [25] تیر 85 [27] مرداد 85 [17] شهریور 85 [3] مهر 85 [3] آبان 85 [6] آذر 85 [7] دی 85 [6] بهمن 85 اسفند 85 [2] فروردین 86 [2] اردیبهشت 86 [3] خرداد 86 [4] تیر 86 [2] مرداد 86 [4] شهریور 86 مهر 86 [4] آبان 86 آذر 86 دی 86 [3] بهمن 86 اسفند 86 [2] فروردین 87 اردیبهشت 87 [3] خرداد 87 [2] تیر 87 [2] مرداد 87 [2] شهریور 87 [3] مهر 87 [3] آبان 87 [2] آذر 87 دی 87 بهمن 87 اسفند 87 فروردین 88 اردیبهشت 88 خرداد 88 تیر 88 مرداد 88 شهریور 88 [2] مهر 88 آبان 88 آذر 88 دی 88 بهمن 88 اسفند 88 فروردین 89 اردیبهشت 89 خرداد 89 تیر 89 مرداد 89 شهریور 89 مهر 89 آبان 89 آذر 89 دی 89 بهمن 89 اسفند 89 [4] فروردین 90 اردیبهشت 90 خرداد 90 لینک دوستان
آمار وبلاگ
بازدید امروز :17
بازدید دیروز :164 مجموع بازدیدها : 73807 خبر نامه
وضعیت من در یاهو
جستجو در وبلاگ
|