بنام خدای یاس ها
آجرک الله یا صاحب الزمان .::. حمله تروریستی و جسارت مجدد به حرمین عسکریین (ع) را به پیشگاه مقدس قطب عالم امکان، صاحب العصر و الزمان، حضرت مهدی روحی له الفداه و نائب بر حقش، حضرت آیت الله العظمی خامنه ای دامت برکاته و به شما دوستان عزیز تسلیت عرض می نمایم. گل را می توان پر پر کرد ولی بوی عطرش را نمی توان پنهان کرد، یا زهرا. ضمن تسلیت بمناسبت ایام فاطمیه، چند روز پیش شنیدم طبق فتوای برخی مراجع، امسال هیئت های عزاداری باید از همه توان خود استفاده کنند تا با راه اندازی دسته های سینه زنی و زنجیر زنی، مردم را به خیابانها کشانده و این مصیبت بزرگ را به سوگ بنشینند. در همین زمینه جلسه ای در سازمان تبلیغات اسلامی برگزار شد که طی آن مقرر گردید من هم به همراهی جمعی از دوستان در راه اندازی یک ایستگاه صلواتی در مسیر عزاداران فاطمی نقشی داشته باشم که امیدوارم مورد قبول حضرت واقع شود.
این روزها در حال و هوایی دیگرم، زیرا ناخواسته اتفاق و حادثه ای در شرف وقوع است که من از آن دوری می کنم. حادثه ای که باید واقع شود تا عزیزی از بند گرفتاری ها آزاد شود و به زندگی روزمره خود بپردازد ولی آینده ای سخت در انتظار است، در انتظار کی؟ در انتظار من. امیدوارم که این مشکل هر چه زودتر حل شود وگرنه... به هر حال منتظر باشید تا این خبر را در آینده ای نه چندان دور به عرض برسانم.
اما خبرهای جالب: اگر به یاد داشته باشید مدیر سایت یاس نیوز در مطلبی کاملا کذب خبر از اختلاس 80میلیارد تومانی شهردار وقت برازجان (پدر بنده) داده بود که پس از گذشت زمان آنها هیچ مدرکی دال بر اختلاس 1ریالی هم یافت نکردند و دست از پا درازتر برای جلوگیری از آبروریزی بیشتر خود مجبور به پاک کردن خبر فوق شدند. همان آقایان امروز جلسات هفتگی هیئت رزمندگان اسلام شهرستان دشتستان به محوریت پدر اینجانب را که کاری مداوم است، در بوق کرده اند و خبر از کاندیداتوری یکی از اعضاء می دهند. ضمن اینکه اطلاعی از صحت این خبر ندارم می گویم: مگر اشکالی دارد؟ از آقای سید ... که معلوم نیست تأیید صلاحیت شود یا نه که بهتر است. از سوی دیگر سایت سوک نیز این روزها به نقل از یک اصولگرای بی مغز مطالبی می نویسد که خنده دار است. مثلا قصد تضعیف حاج عباس پای بست (آقای پدر) را دارند، غافل از اینکه برای بعضی از منافقین زمان، آب گل آلود می سازند تا در نزاع میان اصولگرایان یک اصلاح طلب راهی مجلس شود. نقشه حساب شده است ولی حرکت تکراری. یا مثلا در خبر دیگری عنوان کرده اند که پای بست دیروز برای رایزنی جهت شرکت افراشته (استاندار) در انتخابات مجلس به دشتی و تنگستان رفته است که واقعا پی بردم که خداوند دشمنان ما را از احمق ترین انسان ها قرار داده است زیرا پای بست اصلا مسافرتی نرفته.
و اما شاید (بمب خبری آقایان):...
ایشان فرموده اند که در جلسه ای آقای غریب زاده عضو شورای شهر برازجان حمایت خود را از حجت الاسلام رستگار (نماینده ولی فقیه در سپاه استان) برای شرکت در انتخابات اعلام کرده است. اول تا یادم نرفته عرض کنم همه این مطالب را در سایت هایشان جواب گفته ام ولی بعد از شنیدن این خبر فورا بصورت حضوری نزد آقای غریب زاده رفتم و ایشان پس از ده دقیقه خنده جواب دادند که من آن شب دعوت سه کاندید دیگر هم بوده ام و اصلا حالا که اینطوری شد و اینها به رأی من نیاز دارند شاید من هم در وقت اضافه وارد گود انتخابات شدم. از او پرسیدم شاید یا حتما؟ گفت: قطعا. پرسیدم بصورت مستقل؟ گفت: نه بنام اصلاح طلبان اصولگرا!!!!
آقایان رسانه و مطبوعات پس نام مصیب غریب زاده را هم به لیست احتمالی خود اضافه کنید. اما بسیار خوشحالم از اینکه جوابم در مورد این خبر که در سایت سوک وجود دارد کاملا درست و منطقی از آب در آمد. بله یه کمی به خودم امیدوار شدم. اصلا حالا که هر کی به هرکیه شاید منم کاندید شدم خدا رو چه دیدی شاید شرط سن و سال برداشته شد و تأیید شدم و رأی هم آوردم. ولی اول باید تمام مراسمات فاتحه استان را غربال کنم که از قافله عقب نیفتم. برنامه های انتخاباتیم را هم در پست های آینده به اطلاع عموم می رسانم. ولی شاید به نفع یکی از آقایان که کمترین رأی را دارد کنار رفتم تا بنده خدا 4 سال خوش باشد. شاید هم حرف های خودم را تکذیب کردم، مگر اشکالی دارد؟ من هم مثل دیگران. به امید آینده ای روشن.
سخن آخر: مراسمات فاطمیه و اعتراض به اشغالگران را فراموش نکنیم. اگر می خواهیم این چنین کنیم پس یهتر است این گونه باشیم: همه با هم سکوت می کنیم! مبادا حرفی بزنیم فراتر از بیانیه ها و محکوم کردن های روتین و به کسی بربخورد! ما که آستانه تحمل بی غیرتی مان سیر صعودی دارد! دیگر چه باک اگر دیواری در مسجدالاقصی یا سامرا و ... فرو می ریزد یا کودکی شاهد قتل عام عزیزانش می شود یا ... آری همه با هم سکوت ... یادش به خیر آن که فریاد می زد: سکوت هر مسلمان؛ خیانت است به قرآن. =یا حق=
با سلام و درود، هجدهمین سالگرد رحلت جانگداز و ملکوتی بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران حضرت امام خمینی (ره) را به همه نیکان جهان تسلیت عرض می نمایم. امروزه سربازان گمنام خمینی کبیر با پیشانی بند سپاهیان محمد، تحت فرماندهی نائب بر حقش امام خامنه ای آماده اند تا ندای روح الله آن مرد آسمانی را به جهانیان برسانند و انقلاب اسلامی را به تمام نقاط این کره خاکی صادر کنند. آری سپاهیان خمینی امروزه با تشکیل گردان های استشهادی در صدد آن هستند تا یاد و خاطره امام راحل (ره) و شهدای گرانقدر انقلاب و جنگ تحمیلی را زنده نگه دارند و ادامه دهنده راه آن بزرگواران باشند چرا که نهضت پیر جماران، نهضتی حسینی بود و موجب بیداری دنیا از خواب غفلت شد. براستی خمینی (ره) حقیقتی همیشه جاوید و همیشه زنده است و مردیست برای تمام نسل ها، چرا که اگر این چنین نبود اکنون آوازه این ابر مرد تاربخ ساز در دنیا طنین انداز نمی شد و مردم عدالتخواه جهان یکی پس از دیگری با سرمشق قرار دادن انقلاب اسلامی ایران به آزادیخواهی برنمی خواستند.
ضمن عرض تسلیت بمناسبت ایام شهادت حضرت زهرا (س) قرار است مراسمی با سخنرانی حاج آقا رستگار و مداحی اسلام میرزائی در مسجد امام رضا (ع) صورت پذیرد که دوستان ما در هیئت عشاق الحسین (ع) برازجان بدنبال برگزاری آن می باشند.
در روزهای گذشته کار بخصوصی نداشتم فقط لازم به ذکر است عنوان کنم مراسم سخنرانی و پرسش و پاسخی با حضور سردار ذوالنور معاونت حوزه نمایندگی نمسا در جمع بسیجیان شهر انجام شد که وظیفه حفاظت و حراست مراسم به اینجانب محول شد و با یاری دوستان به خوبی از عهده آن بر آمدیم. ضمنا شب رحلت، بعد از شرکت در زیارت عاشورای گلزار شهدای گمنام، بعضی از دوستان اصرار کردند که بهتر است جهت زیارت شاه چراغ (ع) به شیراز برویم زیرا فردا تعطیل است و ما هم بیکار. در ابتدا من مخالفت کردم ولی پس از درخواست جناب مهندس استادزاده (مسئول واحد زیباسازی شهرداری و داور لیگ برتر ایران) پذیرفتم و ساعت 1 شب راهی شدیم. صبحانه را در دشت ارژن خوردیم و به طرف شیراز حرکت کردیم، پس از زیارت بدون فوت وقت برای اقدام به برگشت کردیم. خلاصه من کلا پشت فرمان ماشین بودم و چیزی بنام خواب را حتی در ذهنم نمی پرروراندم تا اینکه ساعت 3 بعد از ظهر رسیدیم برازجان و با اجازه 3 ساعت خواب شیرین دوای درد این فلک زده شد. می خواستم این داستان را برایتان تعریف کنم تا بدانید من در تعطیلات و استراحتم نیز باید زجر بکشم. ولی خستگی این سفر به زیارتش می ارزید، البته یک دوست جدید هم پیدا کردم.
سال ها می آید حادثه ها می گذرد انتظار فرج از نیمه خرداد کشم
تقدیر الهی چنین بود که آسمان خونرنگ انقلاب در حصاری پولادین ازمقاومت و ایستادگی سرداران و دلیرمردان مکتب عاشورا از هرگونه گزند وآسیبی مصون بماند و دشمنان قسم خوردهی این ملّت با همهی آتشافروزی و شرارت آفرینیهای خود دریابند که هرگونه تعرض به ساحتشرف و عزّت این کشور آزاده با پاسخ کوبندهی پرورش یافتگان عصرخمینی کبیر روبرو خواهند شد. عرصهی این دلاوری رزمگاه شلمچه و هویزه و مجنون بود. آنجا کهدریچههای آسمان گشوده شد و معراجی عاشقانه، برگزیدگان محفل انس را به دیدار یار برد و بر سفره ملکوت از خوان "عند ربهم یرزقون" بهرهمند ساخت. جولانگاه نبرد عزّت و شرف، خط خونی را پدید آورد که تا مقام قربالهی امتداد یافت و جز عشق مرکبی نمیشناخت. اینک ماییم و این رزمگاه، ماییم و این میعادگاه، باید پیاده رفت و با وضو؛ «این خاک جبهه است، جایی که وادی مقدس سینا و کوه طور، بر پاکیو قداست آن غبطه میخورد، این خاک جبهه است هان، بی وضو به خاکشهیدان قدم منه»، خاک خرمشهر مقدس است و براستی که خرمشهر را خدا آزاد کرد، پس وضو فراموش نشود.
سلام مجدد. ضمن عرض تبریک بمناسبت سالروز آزادسازی خرمشهر و پاسداشت خون شهیدان 8 سال دفاع مقدس بخصوص شهید محمد جهان آرا، بر خود لازم می دانم عرض تسلیتی داشته باشم به همه بسیجیان و هنرمندان ایران زمین بمناسبت دومین سالگرد پرواز پدر شعر شیعه حاج محمدرضا آقاسی که واقعا در گردن ما حق داشت. و یک بار دیگر مسئولین ما خواب ماندند ...
امسال برخلاف سالهای قبل که آقایون برای گرامیداشت این روز بزرگ یه تکونی به خودشون می دادند ولی به علت گرانی بنزین و تورم، تصمیم بر این گرفته شد که امسال فقط پارچه ای نوشته شود با این مضمون که: خرمشهر را خدا آزاد کرد. واقعا متاسفم. رادیو جوان چند روز قبل چپ و راست می گفت بمناسبت 3May دولت ولز فلان کرد و بیسار کرد و دائما کنایه که آقا 3 خرداد نزدیکه. من اول با خودم گفتم نه اینطور نیست ما تو مملکت امام زمان (عج) هستیم تازه رأس امور هم که دست همونهایی است که دلمون می خواد (عدالتخواهان) پس امسال دیگه سنگ تموم می زارن. به همین خاطر این عبد گناهکار برای تداخل نداشتن با برنامه های اصلی شهر فکر برگزاری مراسم رو از سرم بیرون کردم ولی حالا که همه چیز تموم شده برای خودم متاسفم چون ... فقط خدا رو شکر می کنم که دیگه هفته نامه سفیر دشتستانی وجود نداره که نمک رو زخمم بپاشه و رأی 21میلیونی 2خرداد آقای خاتمی را با حماسه ارتش 20میلیونی امام در 3خرداد مقایسه کنه. البته کار شد ولی نه به آن شکلی که تصور می رفت (منظورم همه دستگاه هاست). این حرف من نیست حرف رزمندگانبست که به فراموشی سپرده شده اند، و خاطرات آتها در دلشان خواهد ماند تا ما نسل سومی ها درک درستی از واژگان ایثار و شهادت پیدا نکنیم. پس آنها دیگر نسل سوخته نیستند، ما که سوختن آنها را می بینیم ولی ... نسل سوخته ایم. زیرا آینده روشنی برایمان انتظار نمی رود. آنها گرد شمع پروانه وار می گردند و می سوزند و این سوزش، سوزش عشق است، عشق به سالار شهیدان (ع) و یکی یکی در جلوی چشمانمان پرپر می شوند. آنها جایگاهشان در آن دنیا مشخص است ولی ما که خود را تابع دنیای مدرن می دانیم ولی علوم را با ایمان فرا نمی گیریم بدون شک در دام شیاطین سیاه گرفتار خواهیم آمد. پس بر ما لازم است از همین حالا فرهنگ سازی مبتنی بر ایمان و اعتقاد را شروع کنیم و بسمت یک مقصد مشخص به حرکت در آییم. امسال که گذشت انشاءالله سال دیگر با برنامه ریزی جلو می رویم. راستی تا فراموش نکرده ام، برای 24 تیر بدنبال دعوت از یکی از مسئولین نظام هستیم که امیدوارم این تلاش موفقیت آمیز باشد (فعلا نام ایشان را نمی برم).
و اما باز آخر قصه . . .
در آخر پیامی دارم برای همه عوامل نفاق و تفرقه در استان بوشهر بویژه مدیر سایت خبری یاس نیوز: بارها و بارها نوشته های پوچتان را با قلم جواب گفته ام و بدور از تشنج سعی در شفاف سازی داشته ام که با مراجعه به آرشیو وبلاگم به این مهم دست می یابید ولی این بار که از دایره ادب بیرون آمده اید آشکارا به شما اخطار می دهم اگر زین پس خبری را بدون مدرک مستند در این باب به معرض دید عموم قرار دهید و پایتان را از دایره تقوا بیرون نهید و سعی داشته باشید با آبروی کسی بازی کنید، با شما برخورد می شود، آن هم برخورد فیزیکی. و پس از ساکت کردن همه شما قول می دهم در هر محکمه ای حاضر شده و با افتخار به نحوه برخورد با شما نامسلمانها اعتراف نموده و در نهایت بر طناب دار بوسه زنم تا برچیدن بساط شما درس عبرتی شود برای سایرین. و یک تذکر ویژه دارم، که آقایان شجاع نماینده مجلس، شفیعی مدیر کل ارشاد، صابری مدیر مسئول اتحاد جنوب و ... مواظب اطرافیانتان باشید و خودتان هم قدری مراعات کنید. والسلام
سلام. من برگشتم، از سفر برگشتم. اگه همین طور پیش بره باید وبلاگم رو مختص سفرنامه نویسی کنم. این سفر بر عکس سفر قبل که کاملا موفقیت آمیز بود تنها بخشی از نیازهای کاری من را برآورده کرد ولی به نتایجی دست یافتم که خیلی با ارزش تر از سفرهای قبلی بود. در ابتدای سفر به تهران و کرج رفتم و با تعدادی از دوستان ملاقاتی صمیمانه داشتم و سری هم به نمایشگاه کتاب زدم. نمایشگاه امسال نقاط قوت بسیاری نسبت به ادوار گذشته داشت که نیازی به برشمردن آنها نیست ولی به عقیده بسیاری از بازدید کنندگان نقاط ضعف عمده ای مثل اطلاع رسانی هم در آن دیده می شد. خلاصه چند ساعتی به اتفاق پدرم در آن چرخیدیم و خرید هم کردیم، اما نظر شخصی من این است که تنها جایی که در پایتخت سالم باقی مانده بود مصلی امام خمینی (ره) بود که آن هم به همت وزارت محترم ارشاد به ابتذال کشیده شد، به هر حال بگذریم. راستی قبل از این سفر هم به دعوت کانون مستند سازان جوان لبیک گفته و در اولین جلسه آنها شرکت کردم ولی هنوز جواب قطعی در زمینه همکاری به آنها نداده ام، شاید خالی از لطف نباشد بدانید این عنصر نامطلوب در زمینه مستند سازی هم کارهای غیر قابل پخشی انجام داده است که انشاءالله تا ابد در قفسه منزل نخواهد ماند.
در ادامه سفر برای انجام کاری به ساری رفتم و سپس به مقصد نهائی که نشتارود بود رسیدم. البته در کنار کار کمی هم به تفریح پرداخته شد، مخصوصا در مسیر چالوس با آب و هوای عالی اش. خلاصه ای از دیدارهای خارج از برنامه: بازدید از اولین مرکز تحقیقاتی و مزرعه نوپروری شترمرغ در کشور، ملاقات با یکی از مسئولین بازرسی وزارت نفت، ملاقات با رئیس صنایع چوب ایران، ملاقات با سرمایه گذار تولید شناورهای آبی در جنوب کشور، ملاقات با مسئولین ارشد بنیاد مستضعفان و غیره.
پس از بازگشت از این سفر دور و دراز بدون فوت وقت و اجبارا به سمت عسلویه به حرکت در آمدم و با همراهی یکی از سرمایه گذاران پارس جنوبی که تازه از هندوستان برگشته بود به طرف مجتمع بزرگی رفتیم که بیشتر به یک رستوران و آشپزخانه بزرگ شبیه بود و توانایی تغذیه حدود 20 هزار نفر در روز را داشت، بازدید کامل از بخش های مختلف این کارگاه بزرگ و بسیار مجهز برای من عجیب بود، چرا که در حدود 8 ماه این مجموعه وسیع را با حدود 6 میلیارد تومان هزینه به مرحله بهره برداری رسانده بودند. بعد از آنجا بسمت یک مجتمع مسکونی 150 واحدی در حال ساخت رفتیم و در آنجا با بزرگانی همچون حاج محسن رفیق دوست ملاقات کردیم و من هم با دیدار این بزرگوار و گرفتن قول مساعد همکاری در ضمینه ... به هدفم رسیدم.
این بود خلاصه سانسور شده ای از سفرنامه من. ضمنا در کنار فعالیت های سیاسی، فرهنگی هنری و اجتماعی، یک سری برنامه در ضمینه های کشاورزی و اقتصادی، بیشتر در جهت سرگرمی و در کنار آن کسب درآمد، ایجاد زمینه اشتغال و اهدافی از این دست دارم که تا به حال مراحل زیادی را پشت سر گذاشته ام ولی تا حاصل شدن نتیجه نهائی از آنها چیزی نمی نویسم. کسب درآمد از این بابت که حداقل قبض های 120 هزار تومانی موبایل و خرج بنزین این 206 بیچاره را در بیاورم، باور کنید فقط همین. البته در خصوص چند طرح کوچک و بزرگ تحقیقات و مطالعاتی انجام داده ام که امیدوارم به نتایج مطلوبی دست یابم. جالب است بدانید خیلی ها فکر می کنند این جنب و جوش و کنجکاوی و پشتکار که باعث تعدد مشغله، تکثر تلفن و همکاری با نهادهای مختلف شده است به یک آدم کم سن و سال یا کم قد و قامت نمی آید (شاید علتش کارآمدی یک انسان ناکارآمد در ... باشد) اما نمی دانند هر کس برای خود هدفی داشته باشد و با ایمان و توکل به خداوند، در راه رسیدن به مقصد نهائی قدم بردارد، از دایره سن و سال بیرون می زند ضمن اینکه این کارهای من پیش نیاز رسیدن به اهداف اصلیم می باشد. جالب تر اینکه همه از من می پرسند تو چه کاره هستی و حتی خودم هنوز نمی دانم کار اصلیم چیست. به قول یکی از دوستان خدا رحم کند که من مسئولیتی در این کشور نگیرم وگرنه اول جنگ راه می اندازم و بعد کره زمین را به گند می کشم. البته این نظر لطف آقا ناصره ولی خداییش اینطوری نیست، درسته که من و امسال من همه چیز را از لول تفنگ می بینیم ولی گاهی مصلحت حکم می کند در لول تفنگمان گل محمدی بکاریم و با آن عکس یادگاری هم بگیریم. شعار من همیشه این بوده، هست و خواهد بود: همیشه دم از صلح بزن ولی آماده جنگ باش.
|
درباره خودم
لوگوی وبلاگ
منوی اصلی
صفحه نخست
پست الکترونیک
صفحه ی مشخصات
خانگی سازی
ذخیره کردن صفحه
اضافه به علاقه مندیها
نوشته های پیشین
اردیبهشت 85 [3]
خرداد 85 [25] تیر 85 [27] مرداد 85 [17] شهریور 85 [3] مهر 85 [3] آبان 85 [6] آذر 85 [7] دی 85 [6] بهمن 85 اسفند 85 [2] فروردین 86 [2] اردیبهشت 86 [3] خرداد 86 [4] تیر 86 [2] مرداد 86 [4] شهریور 86 مهر 86 [4] آبان 86 آذر 86 دی 86 [3] بهمن 86 اسفند 86 [2] فروردین 87 اردیبهشت 87 [3] خرداد 87 [2] تیر 87 [2] مرداد 87 [2] شهریور 87 [3] مهر 87 [3] آبان 87 [2] آذر 87 دی 87 بهمن 87 اسفند 87 فروردین 88 اردیبهشت 88 خرداد 88 تیر 88 مرداد 88 شهریور 88 [2] مهر 88 آبان 88 آذر 88 دی 88 بهمن 88 اسفند 88 فروردین 89 اردیبهشت 89 خرداد 89 تیر 89 مرداد 89 شهریور 89 مهر 89 آبان 89 آذر 89 دی 89 بهمن 89 اسفند 89 [4] فروردین 90 اردیبهشت 90 خرداد 90 لینک دوستان
آمار وبلاگ
بازدید امروز :37
بازدید دیروز :208 مجموع بازدیدها : 73663 خبر نامه
وضعیت من در یاهو
جستجو در وبلاگ
|