در راه خدا دو کعبه آمد حاصل
یک کعبه صورتست و یک کعبه دل
تا بتوانی زیارت دلها کن
کافزون ز هزار کعبه باشد یک دل
بنام آفریدگار مسافران و با سلام و صلوات بر محمد و آل محمد (ص)، ضمن آرزوی سلامتی و تندرستی برای همه عزیزانی که در این مدت مرا تحمل کردند و همچنین عرض تبریک دارم بمناسبت اعیاد مبارک شعبانیه؛ امیدوارم اگر قصوری از اینجانب سر زده به بزرگواری خود بر من ببخشایید. دوستان از اینکه در این مدت این حقیر رو تحمل کردید ممنونم، می دونم دوست خوبی نبودم برادر خوبی هم نبودم ولی سعی خودم رو کردم. امیدوارم اگر خوبی یا بدی از من دیده اید ببخشید و من رو حلال کنید. با اجازه عازم سفر هستم معلوم نیست که برگردم یا نه دعا کنید برام که لیاقتشو داشته باشم. با توجه به اینکه این پست را با عجله نگاشته ام امیدوارم اگر نقصی از حیث نگارشی و ادبی در آن مشاهده کردید که حتما می کنید! ببخشید.
اگر رفتی شک نکن، شاید وقت برای شک کردن زیاد باشد. این سفر، سفر یقین است. یقین داشته باش که خداوند تو را برگزیده است به میهمانی اش. یقین کن که "لبیک" اول از جانب حضرت حق "جل وعلا" به سوی تو آمده است. با یقین دعوتش را لبیک گو، تا باز او پاسخت گوید. اگر مطمئن باشی پاسخت را خواهی شنید؛ مطمئن باش. تو زائر سوزی هستی از آتشی که پس از رحلت رسول (ص) بر مدینه باقی مانده است و می ماند تا قیام قائم و شاید تا قیام قیامت. تو زائر اطمینان مکه ای. خداوند سنگی از بهشت در زمین گذاشت تا مونس دلتنگی هایت باشد و اطمینان قلبت. مناسک عمره را حضرت خداوندی، معماری کرده است و قواعد بیت عتیق را ابراهیم (ع) و اسماعیل (ع) بالا برده اند. می روی پشت مقام ابراهیم (ع) یا درحجر اسماعیل (ع). می روی مدینه میان منبر پیامبر (ص) و محراب پیامبر (ص) که باغی است از باغ های بهشت. می روی به زیارت حرم نبوی و بقیع و... . تاریخ اسلام و تاریخ توحید را همه یکجا داری. مسجد ذوقبلتین و قبا و سبعه و خندق و غمامه و... . اینجا رفیع ترین و آسمانی ترین نقطه زمین خاکی است. لاهوتی ترین مکان ناسوت. وقتی این جملات را که با خود مرور می کنم دلم آرام می گیرد و یقین جایگزین شک می شود.
عازم سفرم و به حکم شرع ،در این سفر باید وصیت کنم. ولی باید توضیح دهم که این نوشته وصیت من نیست! وصیت من کاغذ پاره ایست که ساعت ها برای نوشتن کلماتی به رنگ سفید روی آن فکر کردم ولی چیزی به ذهنم نرسید و ناگهان شروع کردم برای خودم انشاء نوشتن که سرگرم شوم ولی وقتی برگشتم و مطالب را خواندم دیدم که درست زدم به هدف؛ وصیت من اون نوشته هایی هستند که تو این چند سال در خلوت خودم نوشتم و نزد یک دوست به امانت گذاشته ام؛ وصیت من اون فیلم هایی هستند که شاید هیچکس اونها رو ندیده و بدلایل امنیتی! یا شاید هر دلیل دیگه ای گذاشته بودم برای روز مبادا؛ وصیت من اون عکس های دیده نشده ای هستند که در عین سادگی یک دنیا حرف برای گفتن داره؛ وصیت من... . و خدا را سپاسگذارم که زمان کمی از عمرم را به خواندن و نوشتن و گفتن گذراندم، همیشه فکر می کردم 18 سال گوش می کنم، 2سال حرف می زنم، بعد از اون هم شنونده می شم هم گوینده! که تا اینجای کار پیشبینیم درست از آب در اومده. در طول زندگیم کتاب های زیادی مطالعه کرده ام از هر نوعی که فکرش را بکنی ولی حالا که می بینم هنوز چیزی یاد نگرفته ام چون تعدادشون در مقابل ... ناچیز بوده و اندک. در باب ابعاد معنوی حج هم کتاب اسرار را خوانده ام هم ... ولی پای سخنان شیرین استاد دانشمند هم نشسته ام! و دوست ندارم به مانند کسانی که تصور می کنند در این سفر روحانی گنجینه تقوا و معرفت را یافته اند، پس از بازگشت حتی نماینده اصلح ولایت فقیه را هم به تقوای الهی توصیه کنم!! هر کسی در حوزه فعالیتی خود؛ من که از فلسفه و عرفان چیزی نمی دانم چرا درباره مرتبه زهد دیگران اضهار نظر کنم؟! من خودم را اصلاح کنم هنر کرده ام. در برابر این تند بادی که بر آینده پیش ساخته این دوستان تقوافروشمان می وزد، کلمات که تنها امکاناتی است که اکنون در اختار دارم، چه کاری می توانند کنند؟...
تا یادم نرفته بگویم که هیچوقت احساس یأس و نا امیدی در خود راه نداده ام و همیشه سعی کرده ام در برابر همه خوشی ها و ناخوشی ها شکرگزار خداوند باشم و بگویم خدایا راضیم به رضای تو. خوشبختانه در زندگی هیچ کمبودی احساس نکرده ام چون تکیه گاهی محکم داشته ام، چون به والدینم اعتقاد داشتم و آنها هم به من اعتماد داشتند. ولی شاید هر وقت خانواده علی رغم مشغله های کاری پدرم موفق می شد و می خواست دور هم جمع بشه و یک مسافرت کوچک بره من دوستان و کارهای غیر ضروری خودم رو بر خانوادم ارجحیت دادم که الان که فکر می کنم می بینم چرا بیشتر از این نعمت خدادادی استفاده نکردم؟ شاید نتونسته باشم بعنوان فرزند ارشد خانواده دین خودم رو به برادرها و خواهرهام اداء کنم ولی هیچ وقت هم کاری نکردم که باعث سرافکندگی اونها بشم. و خیلی خوشحالم که تو این چند روزی که عمر کردم بهترین دوستای دنیا رو داشتم که هیچوقت منو تنها نگذاشتند. زبانم قاصر از جوابی مناسب است ولی از همتون ممنونم فقط همین.
یادم می آید اولین بار که خانه کعبه را دیدم دلم لرزید و سجده کردم، قلبم سنگین شد، ضربانش بالا رفت و گرم شد و گرمایی انگار از دهلیزها در قلبم می رفت که می خواست منفجر شود. و آن آرزوی اول از زیباترین لحظات زندگیم بود و بار دیگر می روم تا همان آرزو را با این تفاوت که نگاه اول من و آرزوی اول من در دیدار با کعبه در نیمه شعبان است، بگویم؛ "الهم عجل لولیک الفرج". اناللهواناالیهراجعون. تلمیح را دوست دارم زیرا تنها می توانم او را فریاد زنم. لبیک، الهم لبیک – پاسخم گوی، خداوندا پاسخم گوی. لبیک لاشریک لک لبیک – پاسخم گوی، (گواهی می دهم) شریکی تو را نیست، پاسخم گوی. ان الحمد و النعمة لک و الملک، لا شریک لک لبیک – بدرستیکه حمد و سپاس و نعمت برای توست و پادشاهی، شریکی تو را نیست، پاسخم گوی. آن زمان را دوست دارم که می گویند: هنگام سعی در رسیده است. ولی زیباترین و روحانی ترین لحظات حج در بقیع بر انسان می گذرد. سکوتش را دوست دارم به من آرامش می دهد، غربتش را، تربتش را، همه چیزش را دوست دارم. حتی حکایت بقیع، حکایت غربت است، غربت اسلام، و با که باید این راز را باز گفت که اسلام در مدینهالنبی از همهجا غریبتر است؟ من هم مثل جلال به این فکر بودم که فاصله بقیع تا مسجد پیغمبر (ص) دویست متر همنیست. پس چرا...؟ واقعا از این سعودی ها نمىشود سراغ چنین شعورى را گرفت.پیامبر اعظم (ص) می فرمایند: سه چیز است که پرده ها را می شکافد و به درگاه الهی می رسد: 1. صدای قلم دانشمندان 2. صدای پای جهادگران 3. صدای ریسندگی زنان پرهیزکار. و همچنین در جای دیگر می فرمایند: بالاترین جهاد، گفتن سخن حق نزدیک فرمانروای ستمگر است. دلم می خواهد نزدیگ این فرمانرروایان ستمگر آل سعود در کنار بقیع زیارت عاشورا بخوانم و می خوانم چنانچه قبلا هم خوانده ام. دوست ندارم کسی از دست من ناراحت و دلگیر باشد زیرا حادثه خبر نمی کند آنهم در سفر! برای مرگ آماده شده ام و این امری است طبیعی که مدت هاست با آن آشنا شده ام. خوشحالم که از عالم و ما فیها بریده ام. همه چیز را ترک گفته ام. علایق را زیر پا گذاشته ام. قید و بندها را پاره کرده ام. دنیا و ما فیها را سه طلاقه گفته ام و با آغوش باز به استقبال شهادت می روم! ولی ردای زیبای شهادت بر تن من جایی ندارد، این آرزو بر من سرابی بیش نیستدر این سفر رازها نهفته و
خداحافظیهامون رو دوست دارم. وقتی یکیمون بلند و مطمئن میگه، خداحافظ و اون یکی هم بلند و مطمئن جوابش رو میده. اندازهی چند ثانیه سکوت و باز یه خداحافظیه دیگه اما اینبار آروم و نامطمئن. این سکوتِ چند ثانیهیی رو دوست دارم. انگار که توی اون سکوتِ بین دو خداحافظی- مطمئن و نامطمئن- حرفای گفته نشدهیی هست که پر از، بمون، پر از دلتنگی، پر از حرفایی که نمیگیم به هم یا قبلش گفتیم اما توی این سکوت قابل لمستر میشن... می شینم و فکر میکنم که چه خوبه که هنوزم خداحافظیهامون رو دوست دارم و شما رو که لابهلای سکوتم پررنگید... . یا علی
روزی به دنیا آمدم...
دریغ از اینکه روزی از دنیا خواهم رفت...
برای لحظاتم خندیدم...
و برای مرگ آرزوهایم گریه کردم...
عشق کردم، زیستم، بزرگ شدم، و آخر مردم...
زندگی همین است...
فاصله ی بین تولد و مرگ...
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر
اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ
بخوان به نام پروردگارت که (جهان را) آفرید
خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ
همان کس که انسان را از خون بستهاى خلق کرد
اقْرَأْ وَ رَبُّکَ الْأَکْرَمُ
بخوان که پروردگارت (از همه) بزرگوارتر است
دلم می خواهد بدانم آن شب که با صدای جبرئیل، خلوت غار حرا شکسته شد، در دل مهربانت چه می گذشت که لرزه بر اندامت افتاد؟ می گویند کوه نور به پیکر انسانی می ماند که برای رسیدن به غار حراء باید از شانه هایش بالا رفت و تو قدم بر این شانه گذاشته ای و خدایت را صدا کرده ای. خوش به حال تخته سنگ هایی که در شب های تار صدای گامهایت را شنیده اند. خوش به حال حراء که محرم راز و نیاز شبانه ات بوده است. این خاک قدم به قدم بوی تو را می دهد ای عزیز ترین. (جام جم)
فرا رسیدن مبعث سرور کائنات، ظهور پاکی و صداقت، تبلور حقیقت، نشانه هدایت، تجلی بندگی و رحمت عالمیان، محمد مصطفی (ص) مبارک باد.
امسال شاهد دو اتفاق ورزشی در کشور بودیم که هم خوشحال کننده بود هم ناراحت کننده. اولین خبر اینکه جهان پهلوان علیرضا حیدری مرد شش مداله کشتی آزاد کشورمان در میان ناباوری همگان با دنیای قهرمانی خداحافظی کرد؛ خوشحالم از این بابت که با تواضع و فروتنی میدان را برای جوانان باز کرد و ناراحتم که دیگر حیدری را در دایره طلائی کشتی نمی بینم. دومین خبر هم اینکه جهان پهلوان حسین رضازاده قویترین مرد ایران و جهان، ضمن انصراف از حضور در بازیهای المپیک پکن، از دنیای قهرمانی وزنهبرداری خداحافظی کرد؛ خوشحالم از این بابت که سلامتی خود را به قهرمانی ترجیح داد و ناراحتم که دیگر رضازاده "سمبل ورزشی فریاد یا ابالفضل (ع)" را زیر پولاد سخت نمی بینم. اکنون جا دارد که در این عید بزرگ با آرزوی سلامتی و تندرستی برای این دو پهلوان نامی کشورمان با تمام وجود برای آنان زمزمه کنیم: جهان پهلوانا صفای تو باد / دل مهروزان سرای تو باد...
"لازم به توضیح دیدم خدمت دوستان عرض کنم بر اساس شواهد موجود در ماه های اخیر دشتستان بزرگ به یکی از نا امن ترین نقاط ایران اسلامی تبدیل شده بود که طبق شنیده ها در این چند روزی که من در برازجان حضور داشتم بدلایل کاملا محرمانه و مرتبط با اینجانب وضعیت امنیت بهبود یافته و آمار قتل و کشت و کشتار و ... به شکل چشمگیری کاهش یافته؛ آخرین اخبار حاکی از این است که مردم پس از مدت ها از خانه هایشان بیرون آمده اند و زندگی آنها به روال عادی خود بازگشته است. من بیشتر از این جهت خوشحالم که بعضی از دوستان من را بعنوان متهم اصلی سوراخ شدن لایه اوزون معرفی کرده بودند ولی امروز به اعتراف خودشان نا امن ترین نقطه کشور بدستان توانمند اینجانب به مدینه فاضله ای که همه در خواب می دیدند تبدیل شده است. این پیروزی بزرگ را به همه مردم فهیم دشتستان تبریک عرض می کنم و از همه مسئولانی که در این زمینه مرا یاری کردند صمیمانه تشکر و قدردانی می کنم!.(شوخی)"
ما تصویر خوب را بر دیوار سکوت می کشیم
زیرا فقط دیوار سکوت است که خراب نشدنی و پایدار است
|
درباره خودم
لوگوی وبلاگ
منوی اصلی
صفحه نخست
پست الکترونیک
صفحه ی مشخصات
خانگی سازی
ذخیره کردن صفحه
اضافه به علاقه مندیها
نوشته های پیشین
اردیبهشت 85 [3]
خرداد 85 [25] تیر 85 [27] مرداد 85 [17] شهریور 85 [3] مهر 85 [3] آبان 85 [6] آذر 85 [7] دی 85 [6] بهمن 85 اسفند 85 [2] فروردین 86 [2] اردیبهشت 86 [3] خرداد 86 [4] تیر 86 [2] مرداد 86 [4] شهریور 86 مهر 86 [4] آبان 86 آذر 86 دی 86 [3] بهمن 86 اسفند 86 [2] فروردین 87 اردیبهشت 87 [3] خرداد 87 [2] تیر 87 [2] مرداد 87 [2] شهریور 87 [3] مهر 87 [3] آبان 87 [2] آذر 87 دی 87 بهمن 87 اسفند 87 فروردین 88 اردیبهشت 88 خرداد 88 تیر 88 مرداد 88 شهریور 88 [2] مهر 88 آبان 88 آذر 88 دی 88 بهمن 88 اسفند 88 فروردین 89 اردیبهشت 89 خرداد 89 تیر 89 مرداد 89 شهریور 89 مهر 89 آبان 89 آذر 89 دی 89 بهمن 89 اسفند 89 [4] فروردین 90 اردیبهشت 90 خرداد 90 لینک دوستان
آمار وبلاگ
بازدید امروز :127
بازدید دیروز :134 مجموع بازدیدها : 73545 خبر نامه
وضعیت من در یاهو
جستجو در وبلاگ
|