1   2      >
 + سپاهيان خميني

به نام خالق روح الله


هفدهمين سالگرد جانگداز و ملکوتي بنيانگذار انقلاب اسلامي حضرت امام خميني (ره) را به همه عدالت خواهان جهان تسليت عرض مي نمايم. امروزه سربازان گمنام خميني کبير با پيشاني بند سپاهيان محمد تحت فرماندهي نائب بر حقش امام خامنه اي آماده اند تا نداي روح الله آن مرد آسماني را به همگان برسانند. آري سپاهيان خميني امروزه با تشکيل گردان هاي استشهادي در صدد آن هستند تا ياد و خاطره امام راحل (ره) و شهداي گرانقدر انقلاب و جنگ تحميلي را زنده نگه دارند و ادامه دهنده راه آن بزرگواران باشند چرا که نهضت پير جماران نهضتي حسيني بود و موجب بيداري اين کره خاکي از خواب غفلت شد. براستي خميني (ره) حقيقتي هميشه جاويد و هميشه زنده است. 


سال ها مي آيد حادثه ها مي گذرد                انتظار فرج از نيمه خرداد کشم


| نوشته شده توسط محمد پاي بست در يکشنبه 14/3/1385 و ساعت 2:40 صبح | نظرات ديگران()
 + زينب (س) اسوه صبر و ايثار

به نام خالق بي همتا. ولادت با سعادت حضرت زينب کبري (س) اسوه صبر و ايثار و کامل کننده نهضت کربلا را به همه پيروان خاندان عصمت و طهارت به ويژه پرستاران عزيز تبريک و تهنيت عرض مي نمايم.


| نوشته شده توسط محمد پاي بست در شنبه 13/3/1385 و ساعت 12:47 صبح | نظرات ديگران()
 + الهي نامه (5)

... و جان در انتظار و در پيش، حجاب ها بسيار، حجاب ها از پيش ما بردار و ما را به ما مگذار، يارحيم يا غفار و ياحليم و ياستار


الهي: دلي ده که در کار تو جان بازيم و جاني ده که کار آن جهان سازيم


الهي: تقوايي ده که از دنيا ببريم، روحي ده که از عقبا برخوريم، يقيني ده که در آز برما باز نشود و قناعتي ده تا صعود حرص ما باز نشود.


الهي: دانايي ده تا از راه نيفتيم و بينايي ده تا در چاه نيفتيم، دست گير که دست آويزي نداريم، بپذير که پاي گريزي نداريم.


الهي: در گذر که بدر کرده ايم و آزرم دار که آزرده ايم.


الهي: مگوي که چه کرده ايم که در واشويم و مگوي که چه آورده اي که رسوا شويم ...


| نوشته شده توسط محمد پاي بست در چهارشنبه 10/3/1385 و ساعت 4:8 عصر | نظرات ديگران()
 + SMS 5

õ پنج راه براي شناختن برازجاني ها: 1- زير شلواري راه راه آبي، 2- وقتي بستني ليواني رو باز مي کنن درشو ليس ميزنن، 3- هر بار که يه قلپ نوشابه مي خورن به شيشه نگاه مي کنن، 4- تو چهارجوبه در مي ايستند و ميگن بفرماييد تو 5- بجاي پياده رو تو خيابون راه ميرن.


8757   0917


جواب: (آقا ابراهيم يک بار ديگه به برازجوني جماعت توهين کني فاميلت رو فاش مي کنم 1- ما تو برازجون اصلا زيرشلواري راه راه نداريم چه برسه به رنگ آبيش چون فقط قرمزته 2- ما غير از بستني مگنوم اصلاً بستني نمي خوريم 3- ما نوشابه شيشه اي نمي خوريم فقط تو خط راني و شاني هستيم 4- تو مهمان نوازي ما برازجوني ها شکي نيست اين رو تو تعطيلات عيد ثابت کرديم 5- مگه موتوري ها اجازه ميدن کسي توخيابون راه بره. خلاصه ما مخلصيم با ما به از اين باش که با خلقي)


 


õ سيگار با اينکه ميدونه آخرش زير پات له ميشه تا آخر باهات ميسوزه ...سيگارتيم... رفيق.


کامبيز


جواب: (ما هم مخلصيم)


 


õ 10% دلتنگتم، 20% به يادتم، 30% عاشقتم، 40% بيقرارتم، 50% نگرانتم، 60% حواسم به توِ، 70% ديوونتم، 80% ميخوامت، 90% دوستت دارم، ولي 100% سر کاري.


سعيد از اهواز


جواب: (سعيد جان خيلي جالب بود واقعاً ازت خوشم اومد)


 


õ تو: زيبا، تو: ماه، تو: توست داشتني، تو: مهربون، تو: جذاب، تو: بهترين، تو: بي نياز، تو: يه فرشته، من: يه دروغگو.


9769   0917


جواب: (به نظرم تو و اين آقا سعيد نقشه کشيدين فقط ما رو بزارين سر کار)


 


تعدادي از دوستان براي من پيام کوتاه مي فرستنذ ولي به دلايل زياد اعتقادي از نمايش اين پيام ها معذورم، پس لطفاً از حوزه ادب خارج نشويد و پيام ها کم شده مگه شماره يادتون رفته:


 09171713022


| نوشته شده توسط محمد پاي بست در چهارشنبه 10/3/1385 و ساعت 4:6 عصر | نظرات ديگران()
 + فرماندار جديد

سلام راستي فراموش کرده بودم بهتون بگم شهر ما بلاخره از بلا صاحبي در اومد و جناب آقاي حاج غلام کشتکار جانشين منطقه دوم ندسا و رئيس ورزشهاي رزمي استان بوشهر با شايستگي کامل به عنوان فرماندار برازجان معرفي شد و روز دوشنبه هم جلسه توديع و معارفه انجام شد و خيال همگان راحت راحت شد.


| نوشته شده توسط محمد پاي بست در چهارشنبه 10/3/1385 و ساعت 4:6 صبح | نظرات ديگران()
 + تسليت به رئيس جمهور

انالله و انا عليه راجعون


حاج احمد احمدي نژاد پدر رئيس جمهور محبوب، سحرگاه امروز در بيمارستان شهيد چمران تهران در سن 82 سالگي به علت عارضه قلبي در گذشت، مصيبت وارده را به بازماندگان به خصوص دکتر احمدي نژاد تسليت عرض نموده و براي شادي روح آن مرحوم فاتحه مي خوانيم.


| نوشته شده توسط محمد پاي بست در سه‏شنبه 9/3/1385 و ساعت 2:34 عصر | نظرات ديگران()
 + هر دو ايراني اند اما اين کجا و آن کجا

روزگار چنان شده است که شناخت دوست و دشمن سخت و دشوار شده است آن چنان که هفته نامه اي از خطه جنوب به نام سفير دشتستان يا به عقيده من سفير اصلاحات با سردبير نام آشنا و به اصطلاح من منفور و موذي خود مي آيد و سوم خرداد 61 و دوم خرداد 76 را با يکديگر مقايسه مي کند. به نظر من دوم و سوم خرداد هر دو ياد آور حماسه اند اما اين کجا و آن کجا. يکي فتح خرمشهر و حماسه اي هميشه جاودان و ديگري حضور 30 ميليوني مردم غيور ايران زمين پاي صندوق هاي رأي، ولي آقايان نمي دانند که فاصله اين دو مهم يک روز نيست به نيت قيام پانزده خرداد پانزده سال است. آقاي روئين تن کجاي سخن امام (ره) آمده است، ارتش بيست ميليوني بدون آرم و يوني فرم، و چرا ارتش بيست ميليوني امام (ره) را با رأي 21 ميليوني آقاي خاتمي مقايسه مي کنيد؟ آيا اين بي حرمتي به بنيانگذار انقلاب نيست؟ خرداد ماه مقدس است اما به واسطه سوم و چهاردم و پانزدهم خرداد تقدس يافته است نه دوم خرداد. اين حرف من توهين به رأي مردم نيست ولي در يک بعد نظري بايد بگوييم مردم در زمان بني صدر فريب تبليغات و شعارها را خوردند و پس از آن متوجه شدند و گردن مزدور را فشردند اين موضوع شايد با دوم خرداد هم قابل مقايسه باشد چنان که مردم در سوم تير اين حماسه را با رأي صحيح تر خود تکميل کردند و از حادثه بزرگ جلوگيري شد. چه شعارها که دولت اصلاحات داد ولي در عمل بصورت اسلامي آنها به سمت غرب حرکت کرد. يکي از اين شعارها آزادي بود که چنان ضربه اي به بدنه انقلاب زد که تا 16 سال هم نمي شود آن را جمع کرد و آن را بسوي معناي واقعي آزادي برد. آقاي روئين تن اين قدر ويلچر نشيني مهندس اصلاحات سعيد خان حجاريان را به رخ ما نکشيد مگر اين جانبازان جنگ تحميلي را نمي بينيد که بخاطر امثال من و تو رفتند و اعضاي بدنشان را نثار راه حق کردند، کساني که آنها را چماق دار معرفي مي کنيد همان هايي هستند که سوم خرداد 61 دشمن را از خاک پاک خرمشهر بيرون راندند. چرا صحبت از رهبري جنگ احد و طراحي بحرانساز براي توقف روند اصلاحات مي کنيد؟ آقاي عطاءالله مهاجراني که از آن سخن مي گوييد ماهيتش براي همگان روشن است. مي ترسم سرنوشتي مانند روزنامه ايران پيدا کنيد. من حماسه بسيجيان و سردار نظري در حادثه کوي دانشگاه را مقدس تر از حماسه دوم خرداد مي بينم چرا که آن روز بود که ماهيت همه شما از آقاي معين گرفته تا وزير محترم کشور مشخص شد. و در نهايت بايد بگويم شعار «دوم خرداد بروز مقبوليت حديث سازگاري (دينداري و آزادي) و (اسلام و مردم سالاري) بود» ديگر کارايي ندارد و شما ديگر راه بازگشتي به ميان مردم نداريد پس زحمت نکشيد. مقايسه دولت اصلاحات و دولت عدالت خواه نتيجه اي جز طرد بيشتر شما ندارد زيرا آقاي احمدي نژاد و خاتمي هر دو ايراني اند اما اين کجا و آن کجا. مطمئن باشيد که مردم ما امروزه خواهان امثال احمدي نژادها هستند تا ديگر امتيازي به غربي ها ندهند. والسلام


| نوشته شده توسط محمد پاي بست در سه‏شنبه 9/3/1385 و ساعت 1:39 صبح | نظرات ديگران()
 + صندلي سبز مجلس هفتم پر رونق تر از صندلي قرمز دوره هاي قبل

هفتم خرداد را به همه نمايندگان مردم تبريک عرض مي کنم. مجلس هفتم بدون شک مؤثرترين و موفق ترين دوره مجلس بوده است و حداقل اينکه رئيس مجلس هفتم ديگر ما را مانند رئيس دوره قبل به خنده نمي اندازد، مجلس ششمي که هر روزش مانند فيلم گانگستر، بزن و بکوب بود و البته سرگرمي خوبي براي من. اما نمايندگان استان بوشهر:     4=3+1     آقاي عطارزاده به ديده اکثر مردم در روندي يکه تازانه موفقيت خود را در پيشي گرفتن از سه دوستش مضاعف کرده است چنان که آقايان بعد از دو سال تازه نامه اي به وزير نوشته اند و از روند رو به رشد برادر ديني شان گله کرده اند در حالي که خودشان هم مي توانند با اندکي تلاش و به زحمت انداختن خود اين امتيازات را کسب کنند. اميدواريم که دو سال پيش روي مجلس براي نمايندگان استان ما مانند چهار سال باشد و فعاليت و خدمات آنان از اين که نمي بينيم بيشتر شود. انشاءالله


| نوشته شده توسط محمد پاي بست در سه‏شنبه 9/3/1385 و ساعت 1:38 صبح | نظرات ديگران()
 + ديده بان گراء مي دهد

طبق پيشنهاد سيد يحيي يکي از دوستانم بر آن شدم که مطلبي درباره مسائل روزنامه ايران بنويسم. به نظر من همه مشکلات از زماني شروع شد که دولت اصلاحات با دادن آزادي بيش از حد به مطبوعات باعث برداشتن پرده عفاف اين رسانه ها شد. از اين قبيل مشکلات از گذشته بوده و هنوز هم هست ولي بايد تلاش کنيم تا ديگر چنين افرادي فرصت دست به قلم شدن پيدا نکنند. من فقط بعضي از گفته هاي آقايان در سالهاي 76 تا 79 را خدمتتان عرض مي کنم تا بدانيد اين مشکلات از گذشته بوده است امروزه فقط به شکل جديد حمله به قوميت ها تغيير موضع داده است و بايد برخوردها قاطع تر باشد تا ديگر شاهد نوشتن چنين اراجيفي.


_آماده باشيد نمروديان مي آيند_ ابراهيم اصغر زاده: حتي عليه خدا هم مي توان تظاهرات کرد. «به نقل از کيهان 6/2/78».


تعدادي از راه ها و روش هاي تهاجم نمروديان:


1_ حمله اصلاح طلبان غربي به خاکريز جدايي دين از سياست/ ابراهيم يزدي: چون دين و سياست از هم جدايند حکومت ديني هم غلط است. «پيام هاجر»


مهاجراني: نظريه غيرت ديني ويران کننده انديشه و فرهنگ و تمدن است.


2_ جنگ با ائمه (ع)/ عبدالکريم سروش: به نظر من گفتار فاطمه که بهترين زنان کساني اند که (لايرين اهداً و لايراهن) و رفتار او (فاطمه) در پنهان شدن از مقابل مرد نابينا نمي تواند الگوي رفتار زنان ما باشد. «زنان ش 59 دي 78»


محمد کاظم محمدي اصفهاني: به هر مسئولش (مسئول دين) مي توان اعتراض کرد پيامبرش را مي توان به سؤال و نقد کشيد به خداي خالق و هستي بخش مي توان، اعتراض چيست فراتر از آن مي توان او را فتنه گر خواند. «ايران 24/4/79»


راه نو: پيامبر و ائمه فقط در برهه اي از زمان خلافت بر جمعيت را داشته اند. «3/5/77»


صبح امروز: پيامبر رفت و هيچ فردي را جانشين خود انتخاب نکرد و امام حسين جانشين پدر خود نبود. «23/8/78»


3- تهاجم به احکام شرعي/ فرهاد بهبهاني: حکم سنگسار زناکار هيچ مستند شرعي ندارد «زن آذر 77»


صبح امروز: دامنه تساهل امور جنسي و همجنس بازي را نيز فرا مي گيرد. اين امور مردود است ولي نبايد ممنوع باشد.


مجيد محمدي: گناه تا به مرحله جرم نرسد آزاد است. «خرداد 78»


4- تضعيف فرهنگ شهادت/ سروش: فرهنگ شهادت خشونت آفرين است اگر کشته شدن آسان شد کشتن هم آسان مي شود. «نشاط خرداد 78»


ديده بان گراء مي دهد


اکبر گنجي: جامعه مدني ولايت مطلقه فقيه نمي خواهد حتي ولايت را نمي خواهد چه رسد به مطلقه، ما احتياج به رهبر نداريم، مگر مردم يتيمند که پدر بخواهند؟ فاشيست ها دنبال پدر مي گردند. «روزنامه شما 3/6/76»


اشکوري: فقيه چون معصوم نيست هرگز وجوب تبعيت ندارد مباني وجوب اطاعت از فقيه کدام است؟ «آبان، آذر 77»


آبان: تاريخ مصرف نظرات سياسي امام خميني (ره) گذشته و مربوط به دوران ماقبل مدرن و زائيده افکار عاميانه و قديمي است. «21/6/78» و البته بسياري موارد ديگر.


با اين توضيحات فکر نکنم ديگر جاي سؤالي در مورد ماهيت اين افراد دين باخته و مزدور باقي مانده باشد، من در اين مورد مطالعه فراواني کرده ام و هر کاري کردم به خود بفهمانم اينها چه مرضي دارند نفهميدم، اما مشخص است که اينها آدم هاي استکبار جهاني در ايران هستند و اين مشکل مي تواند گريبان هر روزنامه اي را بگيرد، خيلي بايد هوشيار بود چون دشمن در کمين است من و شما فقط ديده باني مي کنيم در حالي که ريختن نخود روي سر اين کافران وظيفه مسئولين است. مسئولين در دوره هاي قبل مقابله کردند ولي اگر شدت عمل داشت و الان امثال اکبر گنجي ها پاي دار بودند ديگر کسي جرئت تکرار چنين وقايعي نداشت. من مطمئن هستم اين دولت با پشتيباني مردم اين مشکل را از صد راه انقلاب بر مي دارد. و در اين زمينه فقط بايد پيرو بي چون و چراي ولايت مطلقه فقيه بود و لاغير.


از بيانات مقام معظم رهبري در جمع جوانان- 6/2/79 :


بعضي از مطبوعات پايگاه دشمن شده اند... مطبوعاتي پيدا مي شوند که همه همتشان تشويق افکار عمومي و ايجاد بدبيني مردم به نظام است، ده تا پانزده روزنامه گويا از يک مرکز هدايت مي شوند... من بارها به مسئولين دولتي تذکر داده ام و بطور جدي از آن ها خواسته ام که جلوي اين وضعيت را بگيرند. اين اسمش محدود کردن مطبوعات نيست، اين اسمش جلوگيري از انتقال آزاد اطلاعات نيست، اين معنايش جلوگيري از نفوذ دشمن است، جلوگيري از به ثمر رسيدن توطئه تبليغات دشمن است.


ديده بان مطبوعات مخرب: محمد پاي بست


| نوشته شده توسط محمد پاي بست در يکشنبه 7/3/1385 و ساعت 1:19 صبح | نظرات ديگران()
 + الهي نامه (4)

الهي: در سر خمار تو داريم و در دل اسرار تو داريم و بر زبان استغفار تو داريم


الهي: اگر گوييم، ثناي تو گوييم و اگر جوييم، رضاي تو جوييم.


الهي: بنياد توحيد ما خراب مکن و باغ اميد ما را بي آب مکن و به گناه روي ما سياه مکن.


الهي: بر تارک ما خاک خجالت نثار مکن ورا به بلاي خود گرفتار مکن


الهي: آنچه بر ما آراستي، خريديم و از دو جهان، محبت تو گزيديم و جامة بلا بر تن خود بريديم و پردة عافيت دريديم.


الهي: بايستة تو بيش از طاعت مقبول و نابايستة تو بيش از معصيت مهحور


الهي: به لطف، ما را دستگير و به کرم پاي دار، دل در قرب کرم


| نوشته شده توسط محمد پاي بست در يکشنبه 7/3/1385 و ساعت 12:41 صبح | نظرات ديگران()
 + SMS 4

 õخيلي خيلي دوستت دارم ...I love you... يه روز ميام دنبالت، با هم ميريم يه جاي دور که دست هيچکس بهت نرسه ... (قربانت عزرائيل)


رضا از برازجان


جواب: (ما از اين شانس ها نداريم. برادران من! شيراوژنان مرگ آگاه! زمره دليري و انتظار! قضاي آسمان و خواست يزدان اين بود که پس از همراهي با آسمانيان در زمين زنداني باشيم.)


 


õ تو مملکتي که ماهياش عاشق مي شن، لاک پشتاش پرواز مي کنن، اسب هاش مست مي شن، چه اشکالي داره؟! بزار ميمون هاشم SMS بخونن !


سعيد از اهواز


جواب: (آقا سعيد اولاً مملکت ما با همه مشکلاتي که داره بهترين نقطة کرة زمينه، ثانياً پرنده و ماهي مي تونن عاشق هم باشند اما کجا زندگي کنند؟)


 


õ اگه ديدي 100 نفر دوستت دارن يکيش منم، اگه 10 نفر دوستت دارن يکيش منم، اگه 1 نفر دوستت داره اون يکي منم، اگه ديدي کسي دوست نداره بدون من مردم.


محمد از شمال


جواب: (داداش محمد از اين حرفا نزن انشاءالله 100 سال زنده باشي منم شما رو خيلي دوست دارم به اميد ديدار در تيرماه)


 


õ سلام حاجي سيدتو کشتن، من پشت خاکريزم، روزنامة ايران داره حمله مي کنه دو تا نخود چاق و چله بفرست که دارم از دست مي رم.


سيد يحيي از گناوه


جواب: (سيد جان نه روزنامه ايران و نه آمريکا هيچ غلطي نمي کنن حواتو دارم برو جلو)


| نوشته شده توسط محمد پاي بست در يکشنبه 7/3/1385 و ساعت 12:39 صبح | نظرات ديگران()
 + القصه

جونم بگه براتون بعضي وقتا آدم يه چيزايي مي شنوه که سرش شاخ در مياره. چند مدت پيش از يکي از دوستانم که دانشجوي رشته دکتراست، سؤال کردم: تو اين مدت باقي مونده به کنکور 85 چه جوري مطالعه کنم بهتره؟ آقا سروش گفت: اگه سر کيسه رو شل کني نيازي به مطالعه نيست. گفتم: يعني چي؟ گفت: دو راه داره، يکي اينکه کلاس هاي کنکوري که تو تهرون بهت معرفي مي کنم بري، آخه سؤالات قبل از طرح شدن مياد تو اين کلاس ها. يکي ديگه اينه که مدرک رو بخري ولي نه به اين سادگي خيلي زحمت داره خرجش هم زياده. مثلاً من همينطور که دانشگاه بودم يه مدرک ليسانس ديگه هم بدون زحمت و خيلي راحت گرفتم. البته من حرفشو باور نکردم و اميدوارم که دروغ که نه شوخي کرده باشه ولي اگه اين موضوع صحت داشته باشه که معلومش مي کنم، قصد دارم امسال کنکور شرکت نکنم و بخونم دوره بعد با اقتدار کامل برم دانشگاه تا مثل دوستمون مدرک شله اي نگيرم. نمي دونم اين آقاي جاسبي چه به روز دانشگاه آزاد آورده که نه از نظر علمي بلکه از جنبه فرهنگي در وضعيت بسيار ناجوري قرار داره. در قديم دکتري را با زور و زحمت و خرخواني و جگرخوني مي گرفتند! اما امروزه آن را به محض اراده و تمايل تقديم مي کنند! (اگر امير يا وزير يا سردار يا وکيل مجلس باشي!) و يا مي فروشند اگر خريدار باشي، يا جور مي کنند اگر طالب بشوي! و در هر صورت امروزه داشتنش نماد بي سوادي، تازه به دوران رسيدگي، بي کلاسي و حتي در مواردي عقده اي بودن! (گلاب به رويتان! روم به ديفال!) تلقي مي شود! چرايش را هم نمي دانيم! بايد از همان ها بپرسيد!. ظاهراً خواجه عبدالله انصاري در باب آن گفته بود: خدايا آن را که «دکتري» دادي چه ندادي و آن را که بي«دکتري» وانهادي چه دادي؟ البته صحبت من تعداد خواص و اندکي مانند آقا سروش رو شامل مي شه و بقيه عزيزان نور چشم ما هستند.


همولايتي ما در يالثارات مي گويد:  القصه !


روزگاري P.H.D قرب و منزلتي داشت و جز معدودي از خزندگان و حافظه داران کس به وصال آن نرسيد و دکتر گفتن همان و مدهوش شدن خلايق همان! (و اين يعني که صاحب عنوان دکتري چقدر هيبت داشت!)


اما روزگار اين «سبب بزرگي» نيز طي شد و گذشت آن زماني که آن سان گذشت! «جاسبي» نامي پديد آمد که خود نيز دکتر بود و سلسلة پادشاهي خاندان جاسبيان بر دانشگاه آزاد را بنياد نهاد و به عزت و جلال خود سوگند ياد کرد که تا اعتبار دکتري را ساقط نکنم و آن را به خط توليد انبوه نرسانم از پاي ننشينم و گويند که چنين کرد!


هر کس که اراده کرد P.H.D بگرفت! يا بخريد و يا کادو گرفت! و گويند تا چند هزار نفر از مديران نظام از هاوايي (جزايري آن سوي ناکجا آباد) دکتري خريدند!


و برخي چنان دکتر شدند که خود نيز نفهميدند! چنان شد که تا روزي مهندس بودند و فردا همه چاکران آنان را دکتر خطاب کردند سپس «دکتر» شدند بي آنکه خود بدانند! (و اين گونه را علماي کلام دکتراي لدني گويند!) و بقيه اش را سانسور کرده ام. يکي در مايه هاي خاجه هرات گفته بود: «دکتري»! چون تو را دارم در زمره تاجدارانم و تاج بر سر، و چون بي تو باشم در جرگه خاکسارانم و خاک بر سر.


| نوشته شده توسط محمد پاي بست در شنبه 6/3/1385 و ساعت 2:37 عصر | نظرات ديگران()
 + بدخواهان بخوانند

در جهت آگاه سازي مردم غيور ايران زمين، دشتستان بزرگ و شهر برازجان و البته به کوري چشم بدخواهان، گزارش عملکرد سه ماهه شهردار برازجان، بصورت ويژه نامه اي در روزنامه کثير الانتشار کيهان، در اين هفته چاپ و در سراسر کشور پخش خواهد شد.


شنيده ها حاکي است که تجمع اعتراض آميز مخالفان شهردار که قرار بود اين هفته برگزار شود لغو شده است که البته به حال ما فرقي نمي کرد زيرا به هيچ وجه تأثيري در روند کاري اين شهردار نداشت و حرکتي پوچ و اضافي به شمار مي آمد.


| نوشته شده توسط محمد پاي بست در شنبه 6/3/1385 و ساعت 1:31 صبح | نظرات ديگران()
 + شهر واقعاً در دست ماست (کاملاً سياسي)

در جواب به نوشته وبلاگ (Farda) با عنوان (شهر در دست ماست – اندکي سياسي)


جناب آقاي بردبار، در زمينه ليست اموال شخصي شهردار برازجان بايد بيشتر تحقيق مي کرديد و زندگي شخصي هر کس به خودش بستگي دارد و حق شما را که نخورده ايم، دزدي هم که نکرده ايم و آن 100ها ميليون تومان که گفتيد کافي است مدرک 10ها ميليون تومان نقدي آن را ارائه دهيد و همه را به عنوان جايزه برداريد. منابع رسمي و يا غير رسمي زرشک ته ديگ ما هم نيستند پس اينقدر به آنها ننازيد. مطمئن باشيد شهردار برازجان رکروددار خدمت به اين مردم هستند البته نسبت به خودتان و مسئوليت هاي فعلي ايشان نشان از لياقت و کارايي ايشان است، اگر شما داريد ياعلي. شرکت ايثارگران هم خصوصي نيست و اين اطرافياني که شما نام مي بريد از جمله فرمانده محترم سپاه همه از معتمدين شهر هستند. لودر و کاميون هم لازم نيست بصورت قاچاق و از عراق وارد شود تا شهر من و تو آباد شود، اين يعني توهين به کارگران ساده شهرداري. لامپ رنگي با آرم شهرداري را هم بر سردر منزل امثال شما بايد نصب کنند نه در مساجد. در مورد موتور شهردار هم بايد عرض کنم که او هميشه با موتور رفت و آمد مي کرده شما يا در مسجد مشغول نماز بوده ايد يا در خانه خواب، که او را با موتور نديده ايد و ماشين هم بلد هستند بخاطر بعضي ها که حرف مفت مي زنند ماشين نمي خرند. و نمي دانم آيا شهردار شدن نياز به گواهي نامه پايه يک دارد. انتخاب شهردار برازجان هم به ستاد انتخاباتي دکتر لاريجاني مربوط نمي شود بلکه شايستگي و سابقه کار ايشان بوده است که اعضاي شوراي اسلامي در او ديده اند و در ديگران نديده اند. جريان جلسه منزل آقاي کمالپور را هم نه من بوده ام نه جنابعالي پس بي خودي رجز خاني نکن و مگر الان جناب دکتر رستم پور پست کمي دارند؟ فرماندار ما هم که با شايستگي کامل انتخاب شدند پس ديگر صحبت اضافه نباشد. يک کلام بايد بگويم که اگر کاسه ليسي هم توي اين شهر باشد از جمع ما نيست و شما به جاي رجز خواني بهتر است واحدهاي دانشگاه را پاس کنيد و در آينده به عنوان يک مسئول تحصيل کرده به مردم خدمت کنيد که البته چشمم آب نمي خورد و مطلب پايين با عنوان اين شهردار ..... شامل حال جناب عالي هم مي شود. پس اي نخود کوچک تا خورده نشده اي ساکت شو چون در اين دولت نه شهر بلکه کشور بعد از 16 سال در دست ماست. و مطمئن باشيد که نه کارگزاران و نه اصلاح طلبان ديگر مجالي براي خودنمايي نمي يابند مگر با ملحق شدن به سير عظيم اصولگرايان و عدالتخواهان.


 


اين مطلب را فقط آن 20 نفر کذايي بخوانند


آقايان بايد خدمتتان عرض کنم که دوران دروغ گفتن به مردم به پايان رسيده است و چرا در هفته نامه خود اعلام مي کنيد که فرمانداري کشتکار منتفي شد. عارضم به خدمتتان که ديگر هيچ فايده اي ندارد اگر خودتان را بکشيد اين انتخاب قابل تعويض نيست و حاج غلام بر منصب شايسته رياست فرمانداري دشتستان بزرگ تکيه خواهد زد چه بخواهيد چه نخواهيد. اين جريان هم مثل جريان شهردار هيچ نتيجه اي براي شما ندارد شما همه جاي کشور رفته ايد چه دولت چه مجلس، فقط مانده سازمان ملل که هر وقت از آنجا برگشتيد بياييد شايد با يکديگر مذاکره کرديم و منصب شايسته سرايداري چند مدرسه را هم به شما پيشنهاد داديم. البته من دست سرايداران محترم را مي بوسم و هيچ قصد بي ادبي ندارم فقط بعضي ها فکر مي کنند از دماغ فيل افتاده اند و بجز وزير و وکيل شدن هيچ پستي را قبول نمي کنند. به جهنم که قبول نمي کنند پس همان بهتر است که بجاي فرماندار و يا شهردار برازجان بودن فرمانبردار و شهردار (زن جان) باشند. عزت زياد.


| نوشته شده توسط محمد پاي بست در شنبه 6/3/1385 و ساعت 1:30 صبح | نظرات ديگران()
 + کاريکلماتوريست

در جواب به پيام دوست عزيزم عليرضا که گفته بود در مورد بچه کاريکاتوريست يه چيزايي بنويس بايد خدمتتون عرض کنم که يکي از هنرهاي زيبا و جذاب و حتي شايد بروز دنيا هنر کاريکاتور مي باشد. اما بعضي از افراد سودجو بخاطر يک مشت هزاري سبز و يا جديداً دوهزاري آبي رنگ حاضرند اين قلم رو هر طرفي که دل بعضي ها مي خواد ببرن که دوست ما هم متأسفانه از اين قبيل افراد به شمار مي آيند. و باز هم متأسفانه بايد عرض کنم استان بوشهر طبق شنيده هاي ناموسخ من از نظر چپ بودن رتبه دوم رو توکشور داره که اينو توي انتخابات ها ثابت کرده و اما نشريات استان ما دو دسته هستند. به قول ما اون طرفي ها و اين طرفي ها. اون طرفي ها که حسابشون جداست ولي بعضي از اين طرفي ها بجاي اين که به دولت جديد کمک کنند اولين گام حمايتشان کاريکاتور و تمسخر رئيس جمهور محبوب بود و پيوستن بعضي از به قول معروف اين طرفي ها به اون طرفي ها به يقين مشخص شده است. و دوست ما هم که ادعايش مي شود در رشته ادبيات از جلال آل احمد هم جلو زده است جزو اين دسته است و مانند پرچمي مي ماند که ناغافل بر خلاف حرکت موج ملت ايران در حال خود نمايي است ولي افسوس و صد افسوس که اين موج زيادي بزرگ است و او را خواهد بلعيد و اگر ايشان ادعايشان مي شود که کاريکاتوريست هستند ما هم کاريکلماتوريست هستيم پس بگرد تا بگرديم.


| نوشته شده توسط محمد پاي بست در شنبه 6/3/1385 و ساعت 1:28 صبح | نظرات ديگران()
   1   2      >
 
بالا