1   2      >
 + ارتباط با شهردار

با ياد و نام يگانه آفريدگار هستي بخش خدمت همه دوستان عزيز عرض مي کنم از اين پس مي توانند سؤالات، پيشنهادات و انتقادات خود را از شهردار برازجان به ايميل:


 paybast_2002@yahoo.com


ارسال نمايند و پاسخ سؤال هاي خود را دريافت نمايند. ضمن اينکه شهردار در روزهاي يک شنبه و چهارشنبه ديدار عمومي دارد و در نمازخانه شهرداري پاسخگوي سؤالات و مشکلات شهروندان مي باشد و بصورت هفتگي و گاهي مداوم شب ها در محلات به دعوت مردم در مساجد جلسه پرسش و پاسخ برگزار مي شود که اين روندي کم سابقه در پاسخگويي به مردم در ميان شهرداران وقت به شمار مي رود.


البته انتخاب روزهاي يک شنبه و چهارشنبه جهت ديدار و ملاقات عمومي دلايل خاص خود را دارد به طوري که در مرحله اول شخص مشکل خود را مطرح مي کند و سه روز بعد بايد کارش در صورت امکان انجام شده باشد و شهردار گزارش دهد.


| نوشته شده توسط محمد پاي بست در شنبه 31/4/1385 و ساعت 2:42 صبح | نظرات ديگران()
 + شهربازي افتتاح شد

شهربازي جديد شهر برازجان توسط شهرداري اين شهر افتتاح گرديد و قرار است در آينده گسترش يابد. نظر شهردار برازجان بر اين است که بخاطر مشکلات ترافيکي پارک شهيد گنجي برازجان وسايل ديگر شهربازي بايد در محلات و پارک هاي ديگر پراکنده شود تا مردم ديگر دچار مشکل نشوند و با خيالي آسوده فرزندان خود را جهت تفريح به پارک ها ببرند.


از اين که مدتي کمتر خدمت مي رسم عذر خواهي مي کنم.


| نوشته شده توسط محمد پاي بست در شنبه 31/4/1385 و ساعت 2:31 صبح | نظرات ديگران()
 + صحبتي دوستانه

ديشب بر آن شدم تا از جواب گويي به مخالفان شهردار برازجان در فضايي آرام تر و بدور از تشنج صحبت کنم. البته اين تفکر جديد من دليل دارد. ديشب صحبتي دوستانه با جناب آقاي مهندس جعفري مدير کل محترم بازرسي شوراهاي وزارت کشور (اگه در مورد مسئوليت ايشان اشتباه نکنم) داشتم و بيانات ايشان مصداق بارز (هميشه دم از صلح بزن ولي آماده جنگ باش) بود. و تصميم گرفتم تا جايي که امکان دارد در فضايي دوستانه تر به پاسخگويي و نقد مخالفان بپردازم. تا نقد و انتقاد نباشد يک مدير نقاط ضعف و قوت خود را نمي بيند پس ما هم از انتقادات استقبال مي کنيم و جواب گوي مسائل خواهيم بود و هر موضوعي را که مرتکب اشتباه شديم با جرئت مي گوئيم آقا اينجا اشتباه کرده ايم ولي دوستان بايد توجه داشته باشند دروغ بستن و غيبت کردن و تهمت زدن بدون ادله هيچ وجه قانوني ندارد و باد هواست. روز خوش


| نوشته شده توسط محمد پاي بست در دوشنبه 26/4/1385 و ساعت 3:33 عصر | نظرات ديگران()
 + بسم الله القاصم الجبارين

بنام خداي در هم کوبنده جباران و ستمکاران - سلام ودرود بر حزب الله که دماغ رژيم صهيونيستي را به خاک ماليده. آري اين نويدي است بر خواري و نابودي جنايتکاران امروز به سر کردگي استکبار جهاني امريکا و سگ درنده اش اسرائيل.


 


اگر در وصف حزب الله مطلبي نمي نويسم دليلش اين است که وبلاگ حزب الله اخبار را بصورت کامل پوشش مي دهد http://hizbollah.parsiblog.com حتما اين وبلاگ زيبا و حماسي را مشاهده فرمائيد. يکي از پرافتخارترين اقدامات حزب الله لبنان انهدام ناو فوق مدرن اسرائيلي SARR5 بود که با موشکهاي مسلط به دريا از نوع C-802  که به وسيله ايران توسعه داده شده‌اند سرنگون گشته است. خوشحال کننده ترين خبر اين است که سيد حسن نصرالله و خالد مشعل هر دو حول محور ولايت امام خامنه اي در پي سرکوبي کامل صهيونيست جهاني هستند و همين روزهاست که خبر برسد موشکهاي شهاب 3 تلاويب را با خاک يکسان کردند. اما مسئله مهم اينست که امريکا هدف اصلي خود را ايران قرار داده است و سعي دارد جمهوري اسلامي را وارد اين درگيري کند ولي مردم غيور ايران زمين بيش از هر زماني آماده جان فشاني براي اين خاک پهناور هستند. 


بايد خدمت مريدان و چاکران اکبر گنجي عرض کنم حتما اين خبر را بخوانند و نتيجه اعمال خود را ببينند و بدانند که مردم ما تنگ نظر نيستند حتي ايرانيان خارج از کشور هم شما را شناخته اند. http://www.baztab.com/news/42899.php


| نوشته شده توسط محمد پاي بست در دوشنبه 26/4/1385 و ساعت 3:23 عصر | نظرات ديگران()
 + بهشت زير پاي مادران

سالروز مواليد با سعادت حضرت امام خميني (ره)، حضرت امام خامنه اي (رض) و مادر بزرگوارشان حضرت زهرا (س) و روز مادر بر همه زنان مسلمان ايران زمين مبارک باد.


در زاد روز ميلاد با سعادت زهراي اطهر (س) آموزگار تعالي و تکامل انسانها بالاخص زنان مسلمان، در عصري که نيازمند قاعده مند ساختن نوع و ميزان مشارکت زنان مسلمان در عصره هاي سياسي و اجتماعي هستيم بهره گيري از زندگي فاطمه زهرا (س) باعث سامان بخشيدن به اين مشارکت خواهد شد.


نگاه منتظر نسل امروز بشر به چشم انداز دشت معرفتي است که تکيه گاه سايبان آن از عالم قدسي ريشه گرفته باشد و کرانه هايش به درياي بي ساحل معرفت حقيقي منتهي گردد. شناخت ما از انسان هاي والا و معرفي آنها به عنوان الگوهاي برتر انساني به جامعه جهاني در راستاي چنين نيازي معني و مفهوم مي يابد.


زهراي مرضيه(سلام الله عليها) زهره اي است درخشنده و پرتلالو در آسمان کمال، معرفت، درايت و حقيقت و جلوه اي است از باروري انديشه والاي انساني و فرزند خلفش خميني کبير نيز سطري است نگاشته شده از کتاب وجود مبارکش. از اين رو است که ميتوان گفت بحق يکي از راه هاي شناخت فاطمه زهرا (س) در عصر ما، تعمق و تفحص در ابعاد مختلف وجودي امام راحل (ره) مي باشد، چون امام کسي است که قطره اي از جام والاي معرفت زهرا (س) را نوشيده و جلوه اي از وجود حضرتش بر او تابيده و شمه اي از ملکات آن وجود ملکوتي بر لباس هستي اش نشسته است.


امام در جايگاه احياگر ارزشهاي اصيل ديني در عصر حاضر، ساحت دين را از باورها و نواهاي بي ريشه اي که با رنگ دين و مذهب در فرهنگ عمومي جامعه رسوخ کرده و زمينه هتک حرمت و بي هويتي جامعه زنان را فراهم کرده بودند، پاک نمود و نياز به بازبيني و بازنگري در باورها و سنت ها براي تطبيق نيازها با اصول و مباني اعتقادي را صريحا اعلام کرد و اين حرکت را راهي براي نجات دين از کج انديشي، کجروي وانزوا و وسيله اي براي رهايي بشر از دين گريزي معرفي کرد. جامعه زنان نيز بر اسا س ساختار وجودي اشان از طريق درک سريع انديشه هاي امام که در راستاي حفظ شخصيت و منزلت ايشان بود، پل ارتباط معنوي محکمي را با آن طاير قدسي برقرار نمودند و با لبيک به پيام رهايي بخش او پرواز به سرزمين معرفت را آغاز کردند.


نبايد از نگاه متحجرانه به زنان نگريست زيرا در اين نگاه زن ضعيفه فلک زاده است و اين تفکرات غلت نمي تواند تعالي بخش کمال و معرفت انساني باشد.


در قرآن، زن مسجود ملائکه و خليفه خدا بر روي زمين است. خداوند مي فرمايد ملائکه را مأمور سجده بر آدم کردم: «و اذ قلنا للملائکة اسجدوا لادم». او را خليفه خود قرار دادم: «اني جاعل في الارض خليفة». حال اگر زن را از مسجود فرشتگان بودن خارج کنيم ملائکه نمي توانند در خدمت مريم قرار گيرند يا با حضرت زهرا (س) سخن بگويند، بنابراين جز اين نمي توانيم نظر دهيم که مورد سجده ملائکه هم زن و هم مرد بوده، لذا در عالم تکوين زن و مرد با هم تفاوتي ندارند و در عالم تکليف و مسئوليت هم فرقي نمي کنند و تفاوت ها صرفا در عالم ماده است.


براستي بهشت زير پاي مادران است و بايد در سرور و شادي براي زهراي اطهر (س) بخوانيم:


در باور زمانه نگنجد خيال تو                              آري حقيقتي به حقيقت فساني اي


زهراي پاک اي غم زيباي دلنشين                         تو خواندني ترين غزل عاشقانه اي


مادر روزت مبارک


| نوشته شده توسط محمد پاي بست در يکشنبه 25/4/1385 و ساعت 5:9 عصر | نظرات ديگران()
 + مواظب وب من باشيد

من براي مدتي مرخصي هستم الان هم دارم ميرم اهواز اگه تو انفجارهاي اهواز کشته نشدم قول مي دم برگشتن کلي از حزب الله لبنان براتون بنويسم. التماس دعا


| نوشته شده توسط محمد پاي بست در جمعه 23/4/1385 و ساعت 5:4 عصر | نظرات ديگران()
 + حجاريان يک کارگردان بزرگ است!

اين مطلب را از وبلاگ خود آقاي ده نمکي گرفتم:


صاحب‌قلم
مسعود‌ ده‌نمکي در گفت‌وگو با صاحب قلم:
حجاريان يک کارگردان بزرگ است



پيش آمده است، پس‌ باز هم ممکن است پيش‌ آيد، ممکن است در هر جايي پيش آيد، اين سخن جانمايه آن چيزي است که بايد گفت.
پري مولوي 
صاحب‌قلم‌ ـ مجتبي فتحي ـ فرهمند عليپور: «حوصله‌اش را ندارم، بازي ديگر تمام شده است.»
اين حرف‌هاي مسعود ده‌نمکي، مردي است که نامش با حادثه کوي دانشگاه گره‌ خورده است و اکنون پس از گذشت 7 سال نمي‌خواهد درباره 18 تير حرفي بزند، مي‌گويد: نگاهي به قضاياي سال‌هاي 76 تا 78 را در فيلم «کدام استقلال، کدام پيروزي» ترسيم کرده است. فيلمي که هنوز به اکران عمومي در نيامده است و در آن دو جريان سياسي را به دو تيم فوتبال و هواداران آنها تشبيه کرده است. ده‌نمکي در ادامه مي‌گويد: «دانشجويان در 18 تير دعوا را خيلي جدي گرفته بودند، آنها فکر مي‌کردند قرار است استاديوم را بکوبند و از نو بسازند، در صورتي که اين تنها يک داربي بود، مسابقه‌اي که تمام مي‌شود.»
او از دنياي هنر و عرصه سياست مي‌گويد و اينکه اين دو هيچ تفاوتي با همديگر ندارند: «سياست نيز همچون هنر است، کارگردان دارد، بازيگر و گريم دارد و آدم‌هايي که بر حسب شرايط جامعه تغيير مي‌کنند، سياسيون همه بازيگران خوبي هستند!»
ده‌نمکي‌ همچنان آرمانگر است و اين را مي‌توان در نوشته‌هايش، در فيلم‌هايش و در چشم‌هايش به وضوح ديد. مي‌گويد که «او همان ده‌نمکي 15 سال پيش‌ است» زماني که تنها يک روزنامه نگار بوده است با قلمي آتشين، «بدون هيچ تغييري».
در بعدازظهري داغ و تابستاني به دفترش در طبقه‌ چهارم ساختماني در يکي از کوچه‌هاي خيابان شهيد بهشتي (عباس‌آباد) رفتيم تا با مسعود ده‌نمکي حادثه کوي دانشگاه را بازخواني کنيم. حادثه‌اي که ارتباط او با آن تنها بر اثر جريان «سميه‌ و شاهرخ» پيش آمد، او هيچ‌ علاقه‌اي به صحبت کردن در اين زمينه نداشت و در انتهاي پاسخ هر سوالش تاکيد مي‌کرد که به هيچ سوال ديگري در اين رابطه پاسخ نمي‌دهد. شايد به اين خاطر که ده‌نمکي مي‌خواهد يک کارگردان سينما باشد و حرف‌هايش را اين‌بار از طريق پرده‌ سينماها در ميان بگذارد. حاصل اين گفت‌وگو که اينک از نظر مي‌گذرانيد، شايد بتواند چند پرسش را درباره حادثه کوي پاسخ دهد و البته سوالات تازه‌تري را مطرح کند. نگاه ابزاري به جنبش دانشجويي تحت لواي شعار «فشار از پايين چانه‌زني از بالا» باعث شد تا دانشجويان به خيابان بيايند، هزينه بپردازند و آخر سر به آنها بگويند که برويد در خانه بنشينيد و از لحاظ تئوري قوي شويد. هر موقع جريان‌هاي سياسي از دانشجويان بهره‌برداري کرده‌اند، دانشجويان متحمل هزينه شده و گردانندگان آنها در حاشيه امن بوده‌اند.
دانشجويان به جاي اينکه به دنبال آرمانگرايي باشند به سمت کف مطالبات احزاب سياسي رفته‌اند و اکنون نيز خواسته‌هاي آنها بسيار لوث شده است. شما ببينيد در دنيا بر سر «جهاني شدن» دانشجويان به خيابان‌ها مي‌ريزند، با پليس درگير مي‌شوند، يا بر سر مسأله فلسطين و عراق، اما اکنون دانشجويان ما آرمان ندارند، منتظرند تا فلان آقا دادگاهي شود تا بيايند بيرون؛ طلاب ما نيز همين‌طورند، منتظرند کاريکاتوري کشيده شود و بعد انعکاس نشان دهند. امروزه سطح دانشگاه‌هاي ما بسيار نازل شده است و بي‌شباهت به دبيرستان نيست. مناسبات فردي و اخلاقي بر مناسبات اقتصادي فزوني گرفته است. اردوهاي تفريحي جاذبه بيشتري نسبت به جلسات سياسي پيدا کرده است که اتفاقاً‌ اين فضاي گريز از سياست، از نتايج واقعه 18 تير است. بهتر است برويم به دنبال ريشه‌يابي و آسيب‌شناسي اينکه چرا دانشجويان اکنون در صحنه نيستند.
مجتبي فتحي ـ فرهمند عليپور
از اين فضاي يأس و سرخوردگي که شما گفتيد ناشي از 18 تير است، چه کساني بهره مي‌برند؟
هر دو جناح سياسي بهره مي‌برند.
ولي شما گفتيد که جنبش دانشجويي ابزار دوم خردادي‌ها بودند، پس هر دو جناح بهره‌ نبردند.
چه کساني پس از فتح مجلس ششم و راه‌يابي عده‌اي از دانشجويان به مجلس گفتند که دانشجويان بايد بروند و از لحاظ تئوريک قوي شوند؟ آنهايي که مهره‌هاي اصلي جريان سياسي بودند به آنچه مي‌خواستند رسيدند و حالا مانده بودند دانشجويان پرسشگري که هزاران سوال در ذهن داشتند. بر همين مبنا بود که مقام [معظم] رهبري مي‌گويد: «خدا لعنت کند کساني را که دانشگاه را غير سياسي مي‌خواهند.»
دانشگاه سياسي يعني چه؟ اينها که دانشگاه را غير سياسي مي‌خواهند کي هستند؟ آيا دانشگاه‌هاي ما در سال 78 سياسي بودند يا خير؟ دانشگاه‌ها سياست‌زده بودند. سياسي؛ يعني اينکه دانشجو پرسشگر باشد از حاکميت، بر اساس آرمان‌هاي متعالي. سياست هر دولتي چه چپ يا راست اگر ربط به انقلاب داشته باشد، جنبش دانشجويي بايد بيايد وسط.
مي‌شود اين تعامل بين جنبش دانشجويي، مردم و رهبري به يک تعامل سازنده و عملگرا برسد؛ يعني اينکه اگر قرار باشد جايي فشار از پايين باشد چانه‌زني از بالا بيايد اينجاست، يعني دانشجوي ما بايد به مسئولان فشار بياورد تا در مسير انقلاب حرکت کنند. اگر آنچه [مقام معظم] رهبري مي‌گفت که ساده زيستي، عدالت‌طلبي و... به پيشاني فشار مردمي و دانشجويي به اينها [مسوولان] وارد مي‌شد به نظر من قضيه اينگونه نمي‌شد که تنها به نامگذاري سال‌ها اکتفا شود.
به نظر شما حادثه 18 تير فراتر از تجليل شما نيست؟ آقاي خاتمي اين مساله را اعلام جنگ به دولت و تاوان کشف قتل‌هاي زنجيره‌اي مي‌دانستند.
اگر بوده بين احزاب بوده، به نظر من که از نظر مردمي نگاه مي‌کنم، 18 تير نقطه اوج تغيير مسير دانشجويان بود، جنبش دانشجويي که بايد در خصوص غارتگري بيت‌المال و تجمل‌گرايي ايستادگي و اعتراض مي‌کرد ستاد حمايت از آنها را تشکيل داد.
از زماني که دانشجويان خواستند که به جاي 13 آبان، 12 يا 11 آبان را برگزار کنند مشخص بود که دارند از نظام فاصله مي‌گيرند و به سمت اپوزيسيون حرکت مي‌کنند، در حاليکه دانشجويان بايد مدعي نظام باشند.
وقتي چپ به قدرت رسيد، همين تحکيمي‌ها در قالب گروه‌هاي فشار در دانشگاه‌ها ظاهر و مانع سخنراني ناطق نوري شدند و برخوردهايي که گروه فشار انجام مي‌دادند را مرتکب مي‌‌شدند، اما وقتي که جريان چپ شکست خورد و از صحنه خارج شد، همين گروه‌هاي دانشجو اپوزيسيون مي‌شوند؛ در صورتي که جنبش دانشجويي هميشه بايد فعال باشد و نبايد سکوت کند.
نقش دفتر تحکيم وحدت و شوراي منتخت متحصنان را در روزهاي درگيري چگونه ارزيابي مي‌کنيد؟
نقش اين گروه‌ها را بايد دستگاه‌هاي امنيتي بررسي کنند ولي شواهد نشان داد که 18 تير اوج استراتژي فشار از پايين و چانه زني از بالا بود که تمام هدف آن تسخير مجلس ششم بود، آنها مي‌خواستند از اين طريق تهديد کنند که اگر يکي از نيروهاي ما را رد صلاحيت کرديد با نيروي جنبش دانشجويي به سراغ شما مي‌آييم و 18 تير راه مي‌اندازيم.
گفتيد که 18 تير اوج تغيير مسير جنبش دانشجويي بوده است ولي آغازگر حادثه 18 تير دانشجويان نبودند، پس اين تغيير مسير هم به عهده آنان نيست.
نه اينها چيزهايي است که اسناد و مدارک آن منتشر شده است. اسنادي که آن موقع‌ها بود نشان مي‌داد که جنبش دانشجويي نمي‌دانست چنين اتفاقي مي‌افتد، فکر مي‌کردند يک تظاهراتي انجام مي‌دهند و بعد مي‌روند خانه‌هايشان. اما بازيگردانان پس از تعطيلي «سلام» گفتند، اين تو بميري از آن تو بميري‌ها نيست و بايد بر روي اين بنزين آتش کشيد، نتيجه آن هم قرباني شدن دانشجويان در اين برنامه‌ها بود.
طرف مقابل دانشجوها چه؟ آيا آنها نيز در اين سناريو نقشي را ايفا نمي‌کردند؟ نقش مکمل را؟
بله، آنها هم در اين بازي بودند.
يعني آنها هم فريب دوم خردادي‌ها را خوردند؟
بله، به نظر من همين است، البته آنها هم زدند و هم کتک خوردند. به هر صورت آنها 4 يا 5 نفر بيشتر نبودند و هويت مستقل و مشخصي نداشتند، آنها که بي‌سيم و ديگر وسايل نداشتند ساعت 2 شب از کجا مي‌دانستند. اين جريان به مفهوم عام نبود از آن طرف يک عده خاص بودند و از اين طرف نيز يک عده خاص.
آيا به نظر شما 6-5 نفر مي‌توانستند اين سطح از تخريب را انجام دهند؟
بالاخره اينها در دادگاه مشخص شد.
در دادگاهي که يک نفر به جرم ريش تراش جريمه شد؟!
تخريب از هر دو سو ديده مي‌شد. آنها اعلام کردند که چندين نفر کشته شده است، اعلاميه دادند، يک عمليات رواني گسترده ايجاد کردند تا جايي که پاي مراجع را وسط کشيدند و حتي يکي از آيات پيام تسليت فرستاد يا اينکه مي‌گفتند دانشجويان را از طبقه چهارم به پايين پرتاب مي‌کردند. مگر مي‌شود کسي را از طبقه چهارم پرتاب کرد و هنوز زنده باشد؟
ولي اين افراد در دادگاه حاضر شدند و حتي به ديدار مقام معظم رهبري رفتند و صدا و سيما نيز چهره‌هاي آنها را پخش کرد...
خوب در دعوا که حلوا خيرات نمي‌کنند، آنها هم مي‌زدند، گروگان مي‌گرفتند. چه کسي اين حق را به دانشجويان داده است که بيايند در خيابان، اصلاً‌ مگر هدف وسيله را توجيه مي‌کند؟ شما آمده بوديد براي قانون گرايي، شعارهاي شما رفع شهروندي درجه يک و درجه دو بود. دانشجويان چرا وارد خيابان شدند، مگر قانونگرا نبودند؟ اصلاً‌ چگونه است که پليس با کارگراني که به خاطر پرداخت نشدن چند ماه حقوقشان دست به اعتصاب مي‌زنند برخورد مي‌کند ولي حق ندارد وارد خوابگاه دانشجويان شود؟ آيا اين آپارتايد نيست؟ شما چرا اينها را نمي‌بيند.
قرباني اصلي اين حوادث را چه کساني مي‌دانيد؟
مردم کشور، اينها بودند که ضرر اصلي را دادند ولي به قول «پوارو» که مي‌گويد «بايد گشت و ديد چه کسي منفعت اصلي را از اين جريان مي‌برد.»
چه کساني بيشترين منفعت را بردند؟ مردم؟ نيروي‌ انتظامي؟ يا آن دانشجويي که چشمش کور شد؟ در همين حادثه آنقدر که نيروهاي فشار ضرر کردند و هزينه دادند، هيچ گروهي زيان نديد.
ولي موفق شدند دانشگاه را خاموش کنند؟
نه دانشگاه بعدها ساکت شد.
کارگردانان 18 تير فکر مي‌کردند که هزينه‌اي چنين سنگين به کشور وارد کنند؟ سه روز التهاب و ناآرامي؟
بله!
گفتيد فيلم نيز چون سياست است، کارگردان دارد و بازيگر، شما مي‌دانيد کارگردان 18 تير چه کسي بود؟
«سعيد حجاريان» او يک کارگردان بزرگ است، نمي‌گويم در مقطع خاصي کلاً او يک کارگردان خوب است.
و در آن سوي قضيه چه کسي کارگرداني را به عهده داشت؟
در آن طرف غضنفر زياد داشتيم که توپ را به دروازه خودي مي‌زدند.
به نظر شما اين جريان‌ها و گروه‌هاي فشار چه کساني هستند؟
اين حرف‌ها چيست؟ شما چرا همه گناه را گردن آنها مي اندازيد، اگر گروه فشار هم نبودند شما فضا را براي خودتان متشنج مي‌کرديد، اين گروه فشار دو جانبه است. يادتان نيست در سالگرد دوم خرداد در دانشکده فني تهران که خاتمي سخنراني مي‌کرد، يک دانشجو فقط مي‌خواست يک سوال بپرسد و دولت را نقد کند، همه هو کشيدند و اجازه ندادند حرفش را به پايان برساند. شما فکر مي‌کنيد خودتان خيلي عليه سلام هستيد؟ همين الان دو طيف تحکيم وحدت چند بار همديگر را کتک زده‌اند؟ شما هم دست کمي نداريد، يا همين سخنراني دکتر عباسي را يک ماه پيش چه کساني بر هم زدند؟
خيلي‌ها معتقدند سرکوب جنبش دانشجويي در 18 تير ماه براي ناکارآمد کردن دولت خاتمي بود، چرا که دانشجويان نقش اساسي در دوم خرداد و پيروزي خاتمي ايفا کردند، نظر شما چيست؟
من چنين اعتقادي ندارم. دانشجويان در دوم خرداد 76 هيچ نقشي نداشتند، خود خاتمي هم در پيروزي خود هيچ نقشي نداشت، اصلاً خود چپي‌ها بيشتر از راستي‌ها شوکه شدند، اينها آمدند جلوتر، شوراها را گرفتند، جلوتر آمدند مجلس را گرفتند و اين يعني يک رشد بادکنکي بدون آنکه پله‌هاي ديپلماتيک‌ را طي کرده باشند، و اين بادکنک با يک سوزن مي‌ترکيد، مجمع روحانيون مبارز آمده بود تا تنها منسجم‌تر از پيش ظاهر شود، پس از آن هم ديدم که خود شماها شعار عبور از خاتمي را مطرح کرديد. در دوم خرداد مردم دنبال تحول بودند و از جريان‌هاي موجود سياسي زده شده بودند. اصلاً وقتي فائزه هاشمي با طرح آن شعارها پيروز شد در حالي که پدرش نتوانست رأي بياورد، همگان فهميدند که رأي، رأي اعتراض است و در شرايط کنوني راي اعتراضي جواب مي‌دهد. براي همين فلان آقايي که تا ديروز در دستگاه‌هاي امنيتي بود مي‌شود تئوري پرداز جامعه مدني، سعيد حجاريان، اکبر گنجي... مچ‌گيري، افشاگري، ترور شخصيت، نتيجه‌اش اين مي‌شود ديگر.
هر 9 روز يک بحراني را که خاتمي مي‌گفت چگونه ارزيابي مي‌کنيد؟
اگر آن موقع هر 9 روز يک بار بود الان هر روز يک بحران است، با حملات رواني و... دولت همواره با چالش‌ همراه است، آن هم دولت دو تکه و حاکميت دوگانه، به اين اضافه کنيد دولتي که تازه دارد تجربه مي‌کند يعني بي‌تجربگي دولت را نيز در نظر بگيريد، من مطمئنم که رقباي خاتمي در کما بودند.
واقعاً  من آن دوران را تمام شده مي‌دانم و احساس مي‌کنم دوران تلخي بوده و فکر مي‌کنم همه هم به اين نتيجه رسيده‌اند و در نوع تعامل سياسي خود کشور نيز بايد بازنگري صورت گيرد، بايد به اين نتيجه برسيم که روند اصلاحات نبايد شکل ساختار شکنانه به خود بگيرد. بايد هر تلاشي که صورت مي‌گيرد، در چارچوب منافع ملي و قانون اساسي باشد.
کمي هم يکديگر را تحمل کنند تا دوباره نوبت به رقابت برسد. رقابت‌هاي هميشگي ضربه مي‌زند به توسعه کشور، مردم ما ديگر خسته شده‌اند از اين افشاگري‌ها، مردم خسته‌اند از اين کي بود کي بود من نبودم. اين احتياج به يک نگاه آسيب شناسانه دارد.
شما فکر نمي‌کنيد چون هزينه فعاليت سياسي بالا رفت اين وضعيت پيش آمد؟
نه، به نظر من اين نيست، مثلاً خودم از اينکه نشريه‌ام توقيف شد، خوشحالم چون در نبود رقيب، مثل اين بود که يک  تيم بدون رقيب وارد زمين شود.
بحث هزينه نبود، هيچ‌کدام از گروه‌ها اهل هزينه دادن نبودند قبلاً طرف 6 ماه زنداني مي‌شد، مقاومت مي‌کرد، حالا دو روز آنها را مي‌گيرند و زود آزاد مي‌شوند و قبل از آنکه به آنها چکي [سيلي] زده شود همه چيز را مي‌گويند اين نشان مي‌دهد که اين فقط يک شور است. آرمانگرايي نيست.
خيلي‌ها فهميدند که اين يک بازي است و در خانه نشستند، در حاليکه تخمه مي‌شکنند بازي را نگاه کردند، اتفاقاً مردمي که الان از رسانه‌هاي مکتوب گريزانند فکر مي‌کنند خواص از آنها عقب‌ترند، در جريان انتخابات رياست جمهوري نهم همه جمع شدند پشت سر يک نفر، اين طرف هم همه شده بودند خاتمي، آزادي و فلان و... ولي مردم آمدند طرف کسي که شعارها و دغدغه‌هاي مردم را داشت. صاحبان روزنامه‌هاي ما همان‌هايي هستند که اشتباه کردند.
يعني جريان روشنفکر ما چه ديني و چه سکولار چيزي ديگر مي‌گفتند و مردم چيز ديگري مي‌خواستند.
گفتيد الان دولت هر روز با بحران مواجه است.
اين عمليات رواني است که از روزهاي انتخابات آغاز شد و تاکنون نيز ادامه دارد؛ البته خودشان نيز بي‌تقصير نيستند چون نمي‌توانند خوب دفاع کنند مثلاً در خصوص بنزين و استفاده کردن از کارت هوشمند، همه مي دانند که مصرف انرژي در ايران بالاست و يکي از دلايل آن پايين بودن نرخ آن است، همه مي‌دانند که اقتصاد کشور در اين بخش متحمل چه زيان‌هاي هنگفتي است ولي چرا به اين طرح دولت حمله مي‌کنند؟ خود اينها هم نمي‌توانند به خوبي از خود دفاع کنند، اينها همه مثل ابتداي دوم خرداد شما هستند. جريان عدالت محور ساختار سازي نکرده است و بدون برنامه‌ريزي قبلي تمام ارکان را به دست گرفته است.
گفتيد که طي اين سال‌ها بسياري از سياستمداران تغيير چهره‌ داده‌اند، مسعود‌ ده‌نمکي چه تغييري پيدا کرده؟
اين تغيير را شما بايد بگوييد. من وقتي فيلم مي‌سازم همان‌ها را مي‌گويم که 15 سال پيش مي‌نوشتم، بايد براساس ايده‌ها و نوشته‌هاي افراد قضاوت کرد. از خودشان آنها را بشناسيم و نه از نوشته ديگران، من همان بودم که هستم و هيچ تغييري نکردم.
اکنون 7 سال از حادثه کوي دانشگاه گذشته است، چرا اين حادثه با نام مسعود ده‌نمکي گره خورده است؟
در روزنامه‌ ايران قضيه‌اي بود در خصوص «سميه‌ و شاهرخ»، نوع تنظيم خبر در اين روزنامه به گونه‌‌اي شد که در سطح جامعه همه مردم با شاهرخ و سميه ابراز همدردي مي‌کردند، ما هم در نشريه‌مان نوشتيم که اين اشتباه بزرگي است و پز روشنفکري است که آقايان گرفته‌‌اند. روزنامه ايران نبايد اينگونه خبر را منعکس کند.
آنها جوابي دادند و ما هم جوابي تا اينکه ما برخي سوابق آقاي وردي‌نژاد (مدير مسوول وقت روزنامه ايران) را افشا کرديم و در افتادن با غول رسانه‌اي ايران حکم خودکشي براي نشريه ما را داشت. روزنامه ايران براي انتقام گرفتن اولين خبر را حضور من در کوي دانشگاه اعلام کرد و عنوان شد که من در درگيري‌ها حضور داشتم. ريشه اين مسائل از روزنامه ايران نشأت گرفت و دليل اصلي آن هم کينه‌ورزي آقاي وردي‌نژاد بود. ما هم تيراژ صد هزارتايي داشتيم آنها مي‌نوشتند، ما مي‌نوشتيم، در دو جبهه بوديم و هر دو مي‌جنگيديم. در شوراي عالي امنيت ملي گفتم که من نمي‌دانم آنها چه کساني هستند {گروه‌هاي فشاري که شب اول حادثه حضور داشتند} اگر مي‌شناسيد به ما هم معرفي کنيد. گفتند چرا؟ گفتم چون بايد آدم‌هاي پايه‌کاري باشند، بچه‌هاي ما تا ده صبح خواب هستند و هر کاري بکنيم زودتر از 4 عصر نمي‌توانيم تجمعي برگزار کنيم، من آنقدر شجاعتش را دارم که اگر در حادثه بودم مي‌گفتم. من در دانشگاه نبودم تازه خيلي از کارها را که ديگران از زير آن فرار مي‌کنند را ما به عهده مي‌گيريم و به شوخي گفتم: اگر ما آن شب بوديم که نمي‌گذاشتيم سه شبانه روز طول بکشد، همان شب اول غائله را تمام مي‌کرديم، در زمان صدام رفته بودم عراق، يکي از اعضاي حزب بعث از من پرسيد در ايران چه خبر شده بود، شنيده‌ام که دانشگاه‌ها معترض شده‌اند. من هم برايش شرح دادم. و او گفت اگر اين حادثه در عراق انجام مي‌گرفت صدام دستور مي‌داد کل دانشگاه را با هواپيما نابود کنند و ماجرا تمام مي‌شد.
دو سال پيش اکران خصوصي فيلم «فقر و فحشا» در کوي دانشگاه بود. صدها دانشجو نشسته بودند و مرتب براي ما دست مي‌زدند، برگشتم به شوخي به آنها گفتم: خجالت بکشيد مثلاً ما همين چند وقت پيش همديگر را کتک مي‌زديم، آن سال‌ها به جاي اينکه همديگر را مي‌زديم بايد با هم يکي مي‌شديم و به دنبال عدالت مي‌رفتيم و دغدغه‌هاي مشترکمان را مطرح مي‌کرديم. چپ و راست کيلويي چند است، آنها از تقابل من و تو سوءاستفاده مي‌کردند اينها برنامه ريزي شده بود آنها متأسفانه ما را رودرروي يکديگر قرار دادند. اما خودشان اين طور نبودند، همديگر را دادگاهي مي‌کنند اما در عروسي پسرانشان شرکت مي‌کنند، اما ما هنوز رو در روي يکديگريم، به جاي اينها برويم بر سر اشتراکات، عدالت مهمترين مطالبه ماست من خوشحالم که يک بسيجي فيلمي ساخته که همه با هر نگرشي براي آن دست مي‌زنند. اين تقابل‌ها را کنار بگذاريم و به اشتراکات روي بياوريم.
اين ريسمان وحدت که مي‌گوييد چيست؟
عدالت
ولي عدالت معاني گسترده‌ دارد و تفسيرهاي گوناگون ذيل آن است.
اشتباه مي‌کنيد، عدالت فصل مشترک خوبي است، آيا ما از رانت‌خواري و ثروت‌اندوزي مسوولانمان خوشحال مي‌شويم؟ بايد منافع ملي را در نظر گرفت و مشترکات را بيشتر ديد نه اختلاف‌ها را که هر کس يک سازي بزند.
اين که شما مي‌گوييد از درون آن «همه با من» استنباط مي‌شود نه وحدتي که بر اساس «همه با من» است.
نه، همدلي ايجاد شود، نه اينکه به پاي ديگران بسوزيم که مثلاً‌ همانند خاتمي فکر کنيم و منافع‌مان منافع قدرت اصلي باشد و نه منافع ملي. آن وقت در همه جا سرخورده مي‌شديم.


| نوشته شده توسط محمد پاي بست در جمعه 23/4/1385 و ساعت 5:2 عصر | نظرات ديگران()
 + بايد بغض آماده انفجار خود را براي خطوط اصلي نبرد آماده کنيم

سردار رشيد سپاه اسلام حاج سعيد قاسمي: بايد بغض آماده انفجار خود را براي خطوط اصلي نبرد آماده کنيم.
حاج سعيد قاسمي تحليلگر مسائل استراتژيک با بيان اينکه ديگر زمان راهکارهاي تبليغاتي براي نبرد با دشمنان گذشته است، تاکيد کرد: نبايد بغض آماده انفجار خود را بيهوده خرج کنيم بلکه بايد آن را براي خطوط اصلي نبرد آماده کنيم.



به گزارش خبرنگار سياسي "مهر"، حاج سعيد قاسمي تحليلگر مسائل سياسي و استراتژيک عصر روز گذشته (شنبه) در همايشي که به همت جنبش عدالتخواه دانشجويي، ستاد دانشجويي حمايت از فلسطين وصندوق دانشجويي کمک به نابودي اسرائيل در سالن کوثر برگزار شد، اظهار داشت: بر اساس رهنمود حضرت امام که فرمود مبارزه با رفاه طلبي سازگار نيست، اکنون ما نيز بايد تمامي شرايط و بدن هاي خود را آماده مبارزه کنيم.


وي با اشاره به اهميتي که رژيم صهيونيستي حتي براي يک سرباز خود قائل است، به گونه اي که به نوار غزه لشگرکشي مي کند، افزود : متاسفانه در جريان حملات ددمنشانه رژيم اشغالگر قدس به نوار غزه، ام القراي جهان اسلام که روزي علمدار حرکت اسلامي بود، بعد از همه پاي کار آمد و تا کنون تنها به يک راهپيمايي بسنده کرده است.


 قاسمي با بيان اين که تفکرات سازشکارانه در همه جا وجود دارد و سرمنشاء آن نيز از يکجاست، اظهار داشت : اگر بخواهيم در اين زمينه نيز بر اساس تفکر دولتها به پيش برويم، نبايد انتظار داشت حرکتي بيش از اين راهپيمايي که انجام شد، اتفاق بيافتد.


اين تحليلگر مسائل استراتژيک گفت : حضرت امام همواره تاکيد مي کرد که "جنگ ما جغرافيا و مرز نمي شناسد "، اين تفکر استراتژيک انقلاب است و بايد تکليفمان را با اين تفکر امام روشن کنيم و الا اکنون ديگر دشمن تصور مي کند که تمام قد و قواره ما از اين راهپيمايي ها و شعار دادن ها فراتر نمي رود.


وي افزود : پيش از آن که بخواهيم به تصميمات چمران گونه يعني جهاد فردي برسيم، بايد خيلي کارها را به صورت منسجم در همينجا انجام دهيم تا قفل ها باز شود، چون سنگين و زمينگير شده ايم و بهترين انقلابيون ما به دنبال مسائل انحرافي و دنيايي رفته اند.


قاسمي تصريح کرد : اگر ما با صهيونيسم دست به يقه نشويم، آيا واقعا آنان کاري به کار ما نخواهند داشت ؟ اين مساله اي است که همه ما بايد در آن آزمايش پس بدهيم و در اين آزمون است که بايد ببينيم آيا جنبش دانشجويي ما اين قدرت را خواهد داشت که بتواند مستقل از تفکرات دولتي تصميم بگيرد.


اين تحليلگر، تفکر سازش را خيانت به آرمانهاي امام و رهبري دانست و گفت : نيازي نيست که رسانه هاي ما مدام تصاوير فلسطين را نشان دهند تا ما پاي کار بياييم، چون ما آماده هستيم و فقط بايد تفکرات را ميداني کرد و جهان اسلام را پاي کار مبارزه عملي آورد.


وي با تاکيد بر اين که ديگر زمان راهکارهاي تبليغاتي گذشته است و بايد به دنبال راهکارهاي اجرايي گشت، افزود : نبايد بغض آماده انفجار خود را بيهوده خرج کنيم بلکه بايد آن را براي خطوط اصلي نبرد آماده کنيم.


قاسمي خاطر نشان کرد : دیگر حاضر نیستیم صفوف خود را با صفوف کسانی که راهکارهای صرفا تبلیغاتی و انحرافی را می پیمایند، یکی کنیم.


| نوشته شده توسط محمد پاي بست در سه‏شنبه 20/4/1385 و ساعت 4:44 عصر | نظرات ديگران()
 + اي بي خبر از سياست و دين ++++ بس کن سر جاي خويش بنشين

نمي دانم اين مسئولين کي مي خواهند دست به کار شوند جلوي اين هفته نامه سفير دشتستان را بگيرند؟ هفته نامه اي منتصب به جناح اصلاح طلب که در از دست دادن حاکميت سياسي راهي جز تخريب و توهين اصولگرايان نمي بينند. سفير در اين هفته گستاخي را از حد گذرانده و رئيس جمهور و دولت، رئيس مجلس و نمايندگان، نيروي انتظامي، قوه قضائيه و همه و همه را مورد تمسخر قرار داده و در کمال پررويي به دولت نهم توهين کرده است حتي به توليد خودکار بيک و آزاد نکردن ماهواره و هزار کوفت و زهرمار ديگر دامن زده است و مي گويد: (انسان از اين همه جنايت متعجب مي شود که اين همه سبعت و درندگي چرا و به چه جهت؟) نمي دانم مطرح کردن محروميت جنسي و مشکلات دسترسي به جنس مخالف، چه معنايي ميدهد؟ چه معنايي مي دهد هفته نامه اي که نظراتش کاملا مغاير با فرهنگ بسيج است درد دل بسيجيان را به دروغ بنويسد. چرا آقاي .... خود را هيچ کاره اين نشريه معرفي مي کند ولي در دادن اطلاعات غلت و شايد دروغ در پشت پرده اقدام مي کنند؟ 18اگر ما نخواهيم هر هفته تعريف و تمجيد مزدوراني مثل اکبر گنچي را بشنويم بايد چه کسي را ببينيم؟ خواهشمندم مسئولين ساکت ننشينند و اين بوق بيگانه را خفه کنند.


اگر خشم ديني ملايم شود                      بر اين سرزمين غرب حاکم شود


18روزنامه اي که تعطيل شده اند و به گفته خودتان اين عمل ماضي استمراري شده است از آينده امثال شماها مي نوشته اند. چرا به مسئولين عاليه نظام در کمال زيرکي نسبت اربابان جهل و قدرت مي دهيد؟ شما که دنبال فضاي باز مي گرديد بدانيد:


فضاي باز يعني نانجيبي                      تظاهر سازي و مردم فريبي


هفته نامه اي که مي گويد: (رئيس جمهور خود اعتقادي به جمهوريت ندارد) بايد چه به روزش آورد؟ هفته نامه اي که بيانات رئيس جمهور محبوب را با زبان بي زباني فريب افکار عمومي ميداند، آيا اين به رئيس جمهور 70 ميليون ايراني نيست؟ به ظاهر (آقاي) روئين خطاب به احمدي نژاد مي نويسد: (آقاي رئيس جمهور ضعيف کشي کار آساني است و جاي دومي، غير از مطبوعات هم سراغ داريد که او را نيز در سياهه نمايي شريک کنيد؟) و (با شعار معيشت مردم سکان مجريه را بدست گرفتيد و ...) و (اگر عذري داشته باشيد که نداريد آيا در ابرازش دچار خجلت نمي شويد؟) به گفته خودش رئيس مجهور را به معروف تذکر مي دهد و مي گويد: (يادتان است در دشتستان، شهر برازجان، مسجد جنت چگونه ساده و صميمي بودي بي کبکبه و بي دبدبه؟ يادت مياد بعد از رئيس جمهور شدنت آمدي در استاديوم همان شهر؟ اما با کبکبه و دبدبه). اين نوشته ها واقعا خجالت آور است. شايد اگر روزي بگويند: يک نوجوان فلسطيني در يک عمليات انتهاري دفتر سفير دشتستان را با خاک يکسان کرد تعجب نکنم.


| نوشته شده توسط محمد پاي بست در سه‏شنبه 20/4/1385 و ساعت 2:42 صبح | نظرات ديگران()
 + 18 تير زمان مناسبي شده براي پارس کردن

هر ساله 18 تير مکافاتي بر سر شعار نويسي عليه نظام داشتيم که امسال خوشبختانه مشاهده نشد ولي اين منافقين شورشي که عمل خودشان در طراحي حادثه کوي دانشگاه را فرياد عدالت محور مي نامند و در سخنانشان بيان مي کنند که اين يک اعتراض در جهت عدالت خواهي بود در شعارهاي ديواري خود به نظام توهين و فحاشي مي کردند و حتي به ولايت فقيه القاب زشت و ناپسندي نسبت مي دادند. نمي دانم اين چه نوع مبارزه اي است؟ حادثه کوي دانشگاه مانند زخمي بر پيکره اين انقلاب خراش انداخت اگر نبودند اين بسيجيان امام زمان و سردار ناجا نظري قهرمان خدا مي داند که چه به روز مملکت مي آمد. مملکتي که حتي مسئولينش هم در طراحي اين توطئه کودتا گونه از نوع دانشجونمايانه اش نقش داشتند. کساني که قصد داشتند عزت و افتخار دانشجوي ايراني را خدشه دار کنند ولي اکنون در شکست بزرگ خود زانوي غم بغل گرفته و هر ساله به تلافي اين عقب نشيني خفت بار فقط به اموال عمومي ضرر و زيان مي زنند و در و ديوار مردم را کثيف مي کنند تا عقده هاي خود را خالي کنند. افرادي که تا ديروز شعار: (راه نجات مردم - رفراندوم رفراندوم) را سر مي دادند امروز در سنگر فرهنگي ما رخنه کرده اند و از اين طريق سوزن بر تن انقلاب فرو مي برند. به هر حال خوشبختانه 18 تير گذشت و اوضاع آرام بود و الحمدالله مشکلي پيش نيامد ولي بعضي ها در سنگر جديدشان سلاح هاي فوق مدرني يافته اند و درگيري ايجاد مي کنند که انشاءالله خداوند ريشه ظلم را خواهد خشکاند.


| نوشته شده توسط محمد پاي بست در سه‏شنبه 20/4/1385 و ساعت 2:37 صبح | نظرات ديگران()
 + لاجوردي پوشان قهرمان

بالاخره يکي از پيشگويي هاي من به واقعيت تبديل شد و ايتاليا قهرمان شد البته ايتاليا را بخاطر فرانچسکو توتي دوست دارم نه به خاطر رنگ لباسش چون (قرمزته)


| نوشته شده توسط محمد پاي بست در دوشنبه 19/4/1385 و ساعت 12:47 صبح | نظرات ديگران()
 + طومارها منتظر امضاي شما هستند

طومار 1:


موضوع: اعتراض به حربه جديد مثلث زر و زور و تزوير در ترور شخصيت نماينده منتقد و اصولگراي ملت


خطاب به: رياست محترم مجلس شوراي اسلامي


 جناب آقاي دکتر غلامعلي حداد عادل


رياست محترم مجلس شوراي اسلامي


 با سلام؛


همان طور که مستحضريد روز دوشنبه 5 تير جاري، توهين نامه اي عليه آقاي دکترعماد افروغ، نماينده منتقد و اصولگراي ملت، به قصد تخريب شخصيت ايشان در مجلس شوراي اسلامي توزيع گرديد.


جاي هيچ ترديدي نيست که اين اقدام، پاسخي به رويکرد عدالتخواهانه و حقيقت مدارانه اين نماينده و استاد محترم دانشگاه و به منظور ايجاد فشار رواني و عقب نشيني وي از مواضع انتقادي و اصولي شان در مباحث مطروحه اخير مي باشد.


اينجانبان به عنوان جمعي از فرزندان انقلاب اسلامي در حوزه هاي علمي و دانشگاهي، ضمن اعلام حمايت قاطع از مواضع حق طلبانه و عدالت محور جناب آقاي دکتر عماد افروغ، از جنابعالي خواستاريم تا ضمن محکوم نمودن اين اقدام ناشايست و حمايت از رويکرد منتقدانه و انقلابي ايشان در صحن علني مجلس شوراي اسلامي، در خصوص پيگرد قانوني عوامل انتشار اين توهين نامه، اقدامات لازم را مبذول و از تکرار چنين بي حرمتي هايي جلوگيري فرماييد.


 با تشکر و امتنان


اينجا امضاء کنيد: http://www.persianpetition.com/sign.aspx?id=0ad76a02-e65a-40b4-9313-2e64124b5588


 طومار2:


موضوع: در خواست از مسئولين سياسي، قضايي، امنيتي و نظامي جمهوري اسلامي ايران


خطاب به: مسئولين سياسي، قضايي، امنيتي و نظامي ج.ا.ايران


 بسم الله الرحمن الرحيم



 يَـٓأيُّهَا اْلَّذِينَ ءَامَنُواْ مَن يَرْتَدَّ مِنکُمْ عَن دِينِهِ ے فَسَوْفَ يَأتِي اللهُ بـِقَوْم ٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ أذِلَّةٍ عَلَي الْمُؤمِنِينَ أعِزَّةٍ عَلَي الْکَـٰفِرِينَ يُجَـٰهـِدُونَ فِي سَبيل اللهِ وَ لَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَآئِم ٍ ذَلِکَ فَضْلُ اللهِ يُؤتِيهِ مَن يَشَآءُ وَ اللهُ وَٰسِعٌ عَلِيمٌ.


 اي کساني که ايمان آورده ايد، هرکس از شما از دين خود برگردد، خدا گروه ديگري را خواهد آورد که آنان را دوست دارد و آنان او را دوست دارند، با مؤمنان فروتن و بر کافران گردن فرازند، در راه خدا جهاد مي کنند و از سرزنش هيچ سرزنش کننده اي نمي هراسند. اين فضل خداست، به هر که بخواهد مي دهد، و خدا گشايشگر داناست.


(سوره مبارکه مائده آيه 54)


 *****************


ما امضاء کنندگان ذيل، دست يابي به فن آوري صلح آميز هسته اي و انرژي صلح آميز هسته اي را حق مسلم، قانوني و غير قابل اغماض جمهوري اسلامي و ملت شريف ايران مي دانيم و با تکيه بر فرهنگ سرخ عاشورا و درس آموزي از آزادگي و جانفشاني اصحاب کربلا در راه امام زمان خويش، از کليه مسئولين سياسي، قضايي، نظامي و امنيتي ج.ا.ايران مي خواهيم با هرگونه تهديد سرزمين مقدس ايران به هر نحوي از انحاء و در هرکجاي عالم و توسط هر شخص، گروه، سازمان و يا کشوري که صورت پذيرد، با قاطعيت و شدت تمام مقابله کرده و اجازه دخالت و دست اندازي به سرزمين، ملت و سرمايه هاي مادي و معنوي ايران اسلامي را ندهند.


مطمئن باشيد که ملت حسيني، جان برکف و غيور ايران اسلامي با تکيه بر خدا و توکل بر اهلبيت عصمت و طهارت، پشتيبان و يار و ياور خدمتگذاران به اسلام و ايران خواهند بود و بر شماست که بدانيد بر طبق آيه 54 سوره مبارکه مائده، اگر خود از عقايد، آرمانها و منافع خويش حراست، پاسداري و جانفشاني نکنيم و از سرزنش و تهديدات دشمنان هراس به دل راه دهيم، خداوند متعال فضل و موهبت خويش را از ما خواهد گرفت و واي بر آن قومي که چنين بر سرش آيد که تا قيام قيامت در اذهان جهانيان خار و خفيف خواهد بود و اگر بر موضع حق خويش ايستاد و سر فرود نياورد و از خودگذشتگي کرد، تا صبح ازل سر افراز، سربلند و پيروز مي باشد.


به اميد پيروزي اسلام و مسلمين در سراسر نقاط اين عالم خاکي.


 آمين يا رب العالمين


اينجا امضاء کنيد: http://www.persianpetition.com/sign.aspx?id=63243f7f-91ef-49c3-a1d6-1652db0bee20


| نوشته شده توسط محمد پاي بست در دوشنبه 19/4/1385 و ساعت 12:45 صبح | نظرات ديگران()
 + انتقاد، سازنده يا کوبنده!

تک تک افراد جامعه با توجه به فرهنگي که در آن رشد کرده‌اند، محيطي که در آن زندگي مي‌کنند، نوع روابط اجتماعي که با ديگران دارند، روحيات و علايق شخصي، اعتقادات مذهبي و ديگر عوامل فردي و اجتماعي، تعريفي مخصوص به خود از انتقاد را ارائه مي‌نمايند.


گروهي انتقاد کردن را فقط در ريز بيني و نکته سنجي بيش‌از حد در اعمال ديگران مي‌دانند، به اين صورت که با کنجکاوي بيش از حد در نحوه رفتار و يا حتي زندگي و حريم شخصي افراد سعي در کشف! نقاط ضعف طرف مقابل برآمده و با زير فشار قراردادن او سعي در اصلاح اشکالاتش را دارند که متاسفانه در اکثر اوقات نه تنها اصلاحي صورت نمي‌گيرد بلکه بعضاً باعث سوء استفاده از نقاط ضعف افراد، براي رسيدن به مقاصدي غير از آنچه هدف اصلي انتقاد است منجر مي‌شود.


عده‌اي نيز با بزرگ نمايي و غير واقعي نشان دادن اشتباهات و عملکرد بد ديگران، قصد در تخريب شخصيت افراد را دارند. مي‌توان گفت که در اينجا اصلا موضوع، انتقاد کردن نيست بلکه هدف اصلي، ترور شخصيت، بايکوت، حذف اجتماعي و تخريب و ضربه زدن به جايگاه افراد، در زمينه‌اي که به فعاليت مشغول است مي‌باشد.


در اين مواقع معمولا فرد انتقاد کننده بر اين مسئله پافشاري مي‌کند که هدف او از انجام چنين اقداماتي، نشان دادن اشتباهات و عملکرد بد طرف مقابل بوده تا شخص خاطي به اشتباه خود پي برده و سعي در اصلاح آن نمايد! ولي نکته قابل توجه آن است که با کمي دقت در نحوه اِعمال اين نوع از انتقاد! متوجه مي‌شويم که خطا يا اشتباهي که شخص انتقاد شونده مرتکب شده يا سهوي بوده و يا اصلاً در حدي نبوده که لازم باشد بدين صورت عمل شود و مي‌توان گفت نقش اصلي، در به وجود آمدن چنين برخوردهايي غرض ورزي، حسادت، عقده حقارت، رسيدن به اهداف خاص(شخصي يا گروهي) و... عواملي هستند که اکثراً ريشه در گذشته(شخصي يا گروهي) فرد انتقاد کننده و شخص انتقاد شونده دارد.


نکته قابل توجه اينکه نکات عنوان شده فقط در چهارچوب روابط شخصي افراد جامعه نمي‌گنجد، بلکه ما مي‌توانيم نمونه بارز و عيني آن را در بين گروهها و جناحهاي سياسي داخلي و يا حتي در روابط بين‌المللي نيز مشاهده کنيم.


مثلاُ در مواقع انتخابات(که اين نوع انتقاد، مورد شايع در تمام نظامهاي سياسي دنيا مي‌باشد) مي‌بينيم که کانديداهاي مختلف[البته نه همه آنها] براي رسيدن به هدف خود (انتخاب شدن) با تهمت بستن، دروغ گفتن، شايعه سازي و... اقدام به تخريب شخصيت رقباي سياسي خود مي‌کنند، يعني براي رسيدن به هدف خود از هر وسيله‌اي استفاده مي‌کنند و غالباً توجيهاتي نيز براي اين اقدامات خود دارند. [سياست ماکياوليستي ِ هدف وسيله را توجيه مي‌کند، آن سياستي که اِعمال آن در عرصه روابط بين‌الملل توسط قدرتهاي بزرگ به خوبي و به وفور قابل مشاهده است.]


گروه دوم، کلاً انتقاد کردن را نوعي دخالت در کار ديگران مي‌دانند و اصلاً به فلسفه وجودي انتقاد، توجهي ندارند. اين گروه ريشه و پايه اين موضوع را نادرست مي‌دانند و تقريباً به طور کامل نسبت به رفتار و منش افراد جامعه‌اي که در آن زندگي مي‌کنند بي‌توجه يا کم توجه هستند.


لازم به ذکر است عده‌اي از اين افراد برعکس گفته‌ خود که انتقاد کردن را قبول ندارند خودشان از بزرگترين منتقدان هستند ولي چون تحمل انتقاد ديگران حتي در برابر کوچکترين اشکلاتشان را ندارند اينگونه عنوان مي‌کنند که چون من به کار کسي کاري ندارم کسي هم نبايد به اعمال من کاري داشته باشد.


دين اسلام و مکتب انسان ساز شيعه به موضوع انتقاد با ديدي باز و روشن نگاه مي‌کند و نه تنها آن را نفي نمي‌کند بلکه انتقاد کردن در چهارچوبي تعريف شده را، راه گشا و درست برمي‌شمارد که همان اصل امربه معروف و نهي از منکر است که از فروع دين نيز مي‌باشند و در قرآن مجيد بارها به اهميت آن اشاره شده است.


احاديث بسيار زيادي نيز در اين مورد از معصومين (عليهماسلام) آورده شده است.


 


امام علي عليه‌السلام مي‌فرمايند:


” گروهي منکر را با دست و زبان و قلب انکار مي‌کنند، آنان تمامي خصلتهاي نيکو را در خود گرد آورده‌اند. گروهي ديگر منکر را با زبان و قلب انکار کرده، اما دست به کاري نمي‌برند، پس چنين کسي دو خصلت از خصلتهاي نيکو را گرفته و ديگري را تباه کرده است، بعضي منکر را تنها با قلب انکار کرده و با دست و زبان خويش اقدامي ندارند، پس دو خصلت را که شريف‌تر است تباه ساخته و يک خصلت را به دست آورده‌اند و بعضي ديگر منکر را با زبان و قلب و دست رها ساخته‌اند که چنين کسي از آنان، مرده‌اي ميان زندگان است و تمام کارهاي نيکو و جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهي از منکر، چون قطره‌اي بر درياي مواج و پهناور است و همانا امر به معروف و نهي از منکر، نه اجلي را نزديک مي‌کند و نه از مقدار روزي مي‌کاهد و از همه اينها برتر، سخن حق در پيش روي حاکمي ستمکار است.”   (نهج البلاغه – ترجمه محمد دشتي – حکمت 374 )


 


همانطور که مي‌دانيد امر به معروف و نهي از منکر نيز شرايط و آدابي دارد که اين تعريف امام در آن چهارچوب قرار گرفته است که در نامه 31 و خطبه 129 نهج البلاغه آورده شده است.


مي‌توان گفت اسلام حد وسط و اعتدال را در اين موضوع در نظر گرفته است، يعني نه مثل گروه اول که انتقاد کردن را ريزبيني و تجسس در اعمال و رفتار ديگران مي‌دانند و نه همچون گروه دوم که بي‌خيالي و بي‌توجهي نسبت به اعمال و رفتار ديگران را برمي‌گزيند.


و اما حالا... ما جزو کدام دسته‌‌ايم؟


جواب اين سوال را فقط خود مي‌دانيم و خدايي که بر همه چيز آگاه است.


 (با تشکر ويژه از بچه هاي قلم) انشا الله که از منتقدين سازنده باشيم، نه کوبنده. آمين يا رب‌العالمين


| نوشته شده توسط محمد پاي بست در يکشنبه 18/4/1385 و ساعت 3:2 عصر | نظرات ديگران()
 + پرواز ذاکري از ذاکرين اهل بيت (ع)

سيد جواد ذاکر مداح اهل بيت عصمت و طهارت (ع) به رحمت ايزدي پيوست البته دير اين مطلب رو نوشتم ولي به هر حال اميدوارم که خدا رحمتش کنه.


| نوشته شده توسط محمد پاي بست در يکشنبه 18/4/1385 و ساعت 2:54 عصر | نظرات ديگران()
 + هديه اي از صدا و سيما و قطره اشکي براي امام (ره)

مدت ها بود که مي خواستم از عمل شايسته صدا و سيماي جمهوري اسلامي در پخش نماز جماعت بعد از اذان تشکر کنم ولي هميشه تا مي آمدم به نگاشتن مشغول شوم مشکل و مسئله اي پيش مي آمد و از موضوع اصلي دور مي شدم. مدتي گذشت، شبي در محضر يکي از دوستان بودم نداي ملکوتي اذان از صفحه جادوئي تلويزيون پخش مي شد، من گرم صحبت با تلفن همراه بودم و پس از قطع کردن تلفن متوجه يک صحنه زيبا و به يادماندني شدم. دوست رزمنده و بزرگوارم بغض کرده بود و به تلويزيون نگاه مي کرد وقتي برگشتم ديدم شبکه دو سيما اقدام به پخش نماز جماعت به امامت حضرت امام خميني (ره) کرده است. يک صحنه زيبا و وصف نشدني باعث شد تا قطره زلال اشک از چشمان خسته مردي سرازير شود که حتي ديدن لبخند و ابراز احساسات از آن دل دريايي و صافش کار سختي بود ولي با ديدن روي ماه سلطان قلبش به فضاي ديگري پرواز کرد و لحظه اي با هديه زيباي سيماي جمهوري اسلامي ايران به روزهاي جنگ برگشت. روزهايي که معرفت و مردانگي اين بزرگ مردان را به پيروي از پير جماران فرمان داد و با لبيک گفتن به نداي يار راهي جبهه مبارزه با نفس شدند و چه زيبا شيطان بزرگ را به زانو در آوردند. اميدواريم اين عمل شايسته صدا و سيما فقط مختص سال پيامبر اعظم (ص) نباشد. تداوم چنين حرکاتي مي تواند موجب باز پس گيري بخش عظيمي از سنگر فرهنگي ما شود که در شبيخون غرب به تاراج رفته. انشاءالله خداوند پاداش اخروي شخصي که چنين پيشنهاد ارزنده اي را داده است افزون گرداند.


| نوشته شده توسط محمد پاي بست در شنبه 17/4/1385 و ساعت 1:0 صبح | نظرات ديگران()
   1   2      >