با سلام خدمت همه دوستان عزيز مدتي که نيستم به خاطر اين است که درگير مراسمات ماه مبارک رمضان هستم و انشاءالله بزودي به دنياي وبلاگ نويسي باز خواهم گشت. غرض از مزاحمت بايد عرض شود طي ماه ها تلاش و قلم زدن بر عليه يک نشريه منتصب به عوامل غربي و سعي در روشن کردن چهره پليدشان براي مسئولان به نتيجه اي نرسيدم ولي آنها نتوانستند خود را کنترل کنند و ديگر با تعريف و تمجيد از مزدوراني مانند گنجي و مهاجراني و نبوي و غيره و تبليغات بازرگاني براي دوم خرداد و اصلاحات راضي نمي شدند و در جهت ارضاع غريزه مردم فريبي خود به کارهاي مختلفي دست زدند از جمله اينکه در ابتدا ارتش بيست ميليوني حضرت امام خميني (ره) را با رأي بيست و يک ميليوني خاتمي مقايسه کردند و حماسه سوم خرداد و پيروزي خرمشهر را در مقام مقايسه با دوم خرداد قرار دادند، در اينجا همه ساکت نشستند؛ با ايجاد جوسازي در شهرستان و استان انواع تهمت و افترا را به مسئولين نظام نسبت دادند و بدترين نوع انتقاد را از دولت، مجلس، قوه قضائيه، خبرگان رهبري، شوراي نگهبان، سپاه، بسيج، نيروي انتظامي و ساير نهادهاي حکومتي و دولتي غير از ...، بصورتي کاملا زيرکانه در دستور کار خود قرار دادند و بار ديگر همه ساکت ماندند؛ مراجع و علماي اسلام را مورد هجوم قرار دادند و سعي در تخريب آنها نمودند براي مثال عنوان زشت مصباح يزيدي را به آيت الله مصباح يزدي نسبت دادند و باز همه ساکت نشسته بودند؛ تير آخر خود را به سمت ولايت پرتاب کردند بصورتي که ابتدا مقام معظم رهبري را آيت الله خامنه اي مي ناميدند ولي کم کم به عنوان سيد علي خامنه اي نزول دادند و لقب آيت الله العظمي را به منتظري هديه کردند، امام (ره) منتظري را از صحنه سياست کنار زدند و عملا ايشان را مخلوع کردند ولي افسوس که اينها خود را از امام هم بالاتر مي ديدند و دوباره او را به صحنه سياسي کاري بازگردانند و فکر مي کردند ظهور منتظري همان وعده موعوديست که بشر گم کرده راه را نجات مي بخشد. بزرگترين عکس نشريه تصوير پير و مرادشان آقاي منتظري بود تا اينکه توهين به ولايت فقيه باعث حرکت مردم شد و اينجا بود که ديگر مسئولين ساکت ننشستند. در ايام ليالي قدر دادستان دشتستان در يک اقدام علي گونه حکم توقيف هفته نامه سفير دشتستان و بازداشت عوامل آن را تا تشکيل دادگاه مطبوعات صادر نمودند، آري اين است عدالت علي (ع). در اينجا بعضي از مسئولين و رجال سياسي هم سو با جريانات سفير که ديگر راه بازگشتي براي خود نمي ديدند به سرعت در کمترين زمان ممکن مملکت را از اسناد ملک و مغازه و غيره خالي کردند تا حسين روئين تن سردبير منافق و ملعون خود را با وسيقه آزاد کنند که بالاخره کردند. قبل از وقوع حوادث اين چنيني بارها مقالاتي را نگاشتم و پيام هايي را براي مسئولان و خبرگزاري هاي بزرگ و روزنامه هاي کثير الانتشار از جمله کيهان فرستادم اما خبري نشد و کسي حاضر به همکاري نبود ولي بسيار خوشحالم که آقاي شريعتمداري بالاخره از حساسيت موضوع مطلع شدند و مطلب هر چند کوچک ولي مهمي را بر عليه اين خوک سفتان نگاشتند.
در صورتي که مايل هستيد مقالات و مطالب گذشته من در باره اين هفته نامه را مطالعه کنيد و از گذشته آنها مطلع شويد به آرشيو وبلاگ مراجعه نماييد و در صورتي که مايليد از روند توقيف سفير مطلع شويد به لينک هاي زير مراجعه نماييد:
صداي کيهان هم در آمد و اينجا خبري نشد!
بيانيه امت حزب الله دشتستان
سفير دشتستان يا سفير دشمنان!
تجمع مردم دشتستان در محکوميت نشريه سفير
هفته نامه سفير دشتستان توقيف شد
سخني با اعضاء گروه موسوم به 20: در ابتدا تعطيلي هفته نامه شريک و دوستتان را بر همه شما پيروان فرقه پست و مقام تسليت عرض مي نمايم و به واسطه اين شب هاي عزيز شفاي همه شما را از درگاه خداوند متعال خواستارم. آقاي صابري ماهيت شما ديگر براي مردم روشن شده است، يک هفته مي گوييد استاندار بوشهر عوض مي شود و جشن مي گيريد در هفته بعد سخنان خود را نقض مي کنيد، يک هفته مي گوييد کاري با اصلاحات نداريد هفته بعد صفحه اول نشريه پر مي شود از عکس و سخنان آقاي خاتمي متمدن ترين دوم خردادي کره زمين، مي گوييد شهردار برازجان غير قانوني است ولي هيچ مدرکي را براي اثبات چرندياتتان نداريد، آيا جريان حمايت از شهردار دالکي و نقش داشتن در انحلال شوراي اسلامي اين شهر را به مردم گفته ايد؟ آيا اين تغيير ماهيت ها را براي مردم روشن کرده ايد؟ چرا شفاف سازي نمي کنيد و ليست اعتلاف انتخاباتي خود را همين الان اعلام نمي کنيد که مردم بدانند شما نه عاشق عدالت و قانون هستيد و نه زبان مردميد بلکه بدنبال پله اي براي سعود از نردبان شورا و مجلس مي گرديد؟ مگر آقاي روئين عضو گروه مزخرف 20 نيست؟ چرا اول انکار مي کنيد و بعد فعالان گروهتان جزء اولين کساني هستند که براي وسيقه آزادي اين مهره سوخته به دادستاني مراجعه مي کنند؟ شما ازهر راهي براي فريب مردم وارد گود شويد از راه تخريب ولايت نمي توانيد جلو برويد زيرا گردنتان زير گيوتين عدالت گير مي کند و مردم خودشان گورتان را مي کنند. آقاي صابري آينده اي تاريک تر از سفير را براي شما متصور مي شوم و مي دانم چنان به زمين مي خوريد که ديگر توان بلند شدن نداشته باشيد پس منتظر روز مبادا باشيد، اگر فکر مي کنيد اين حرف من تهديد است اشتباه نمي کنيد. سخنانم را قبلا با شما گفته ام و نمي خواهم به تکرار مکررات بپردازم فقط برايتان آرزوي بازگشت به روحيه بسيجي گونه زمان جنگتان را دارم.
سفير رفت مرگ بر منافق سفير رفت تا پيروي از ولايت بماند، سفير رفت تا تمکين به قانون اساسي بماند، سفير رفت تا مبارزه با تهاجم فرهنگي بماند، سفير رفت تا خون شهيدان و يادشان زنده بماند، سفير رفت تا غيرت مردم دشتستان بماند، سفير رفت تا عدالت علي (ع) بماند. مرگ بر منافق سفير رفت
| نوشته شده توسط محمد پاي بست در سهشنبه 25/7/1385 و ساعت 4:13 عصر |
نظرات ديگران()