+ برنابا، کليد خورد

بر سر خانه تو تنها کفر نعمت مي کنيم، سفره ات را جمع کن اي عشق مهماني بس است.


با سلام و درود فراوان خدمت همه دوستان و خوانندگان عزيز، نتوانستم به موقع جهت تبريک عيد خدمتتان برسم ولي فکر مي کنم هنوز دير نشده زيرا عيد فطر روز تولد خوبي ها و فضيلت ها، جلوه دادن و به بار نشستن خوبي ها و از شهد شيرين عشق نوشيدن است، به اميد اينکه همه ايام زندگيمان عيد فطر باشد.


نتيجه شهرآورد قرمز و آبي پايتخت هم که مساوي شد و فکر نمي کنم با اين اوصاف کدام پرسپوليس؟ کدام استقلال؟ آقا مسعود تعبير شده باشه ولي از اونجائي که خيلي از دوستان ما عاشق خون و خونريزي و از اين جور چيزها هستند من هم کمي تا اندکي به تبعيت از اونها قرمزته هستم! البته آبي ها براي بازي بعدي برنامه ريزي نکنند چون حادثه خبر نمي کند و امکان دارد يک 6تائي ديگه تو پروندشون ثبت بشه. آقا عصباني نشو من شوخي کردم مي خواستم شما رو امتحان کنم!.!


مدتي است شاهد حرکات رو به جلوي خوبي در عرصه تلويزيوني و سينمائي کشورمان هستيم. بعنوان مثال چهل سرباز از آثار زيباي جناب نوري زاد و دوستان خوبمان در مرکز شهيد آويني که درباب شاهنامه ساخته شده و بشکل جديدي سعي در برقراري ارتباط ميان عصر فردوسي با زمان حال و آينده اين مرز و بوم البته با فرهنگ ديني و اسلاميمان دارد، و با توجه به انتقاداتي که به هر کاري وارد مي شود خيلي از سوالات و ابهاماتي که به شخصيت فردوسي وارد شده است را پاسخ مي دهد. ضمن تشکر از دست اندر کاران اين اثر تلويزيوني جا دارد تقدير ويژه اي هم داشته باشم از نادر طالب زاده کارگردان پرتلاش فيلم تازه اکران شده عيسي مسیح (ع)، اما متأسفانه هنوز موفق نشده ام این کار را ببینم ولی 2 شب پیش تحلیل آقا نادر را در مورد این اثر زیبا که می تواند فتح بابی باشد در ساخت چنین مجموعه هائی شنیدم و بدجوری به دلم نشست.


راستی شنیده می شود که من دانشگاه آزاد نرفتم چون فکر می کنم گزینه هائی بهتر از مهندسی فیزیک برایم وجود دارد. فکر کنم قبلاً هم گفته باشم که من دانشگاه را برای مدرکش نمی خواهم و هنوز باید درباره رشته تحصیلیم فکر کنم و بتوانم خودم را راضی کنم که مثلاً فلان رشته فعلاً مناسب جال و روزم است پس عجله ای نیست. آخه من کمی با خودم مشکل دارم(جدی نگیرید). اما برای اینکه نگویند فلانی که اینقدر دم از محرک بودن می زند هنوز به فکر درس و مشقش نیست گفتم فعلاً همین دانشگاه علوم و حدیث فارس خودمون رو برم بهتره. کلاس های دانشکده شروع شده و توی همین هفته اول فکر می کنم رابطه خوبی با درس کلام و عقائد برقرار کرده باشم چون این مبحث ساخته شده برای تبیین و اثبات اعتقادات دینی و پاسخ گوئی به شبهات و اعتراضات مخالفین، و خیلی هم به کار من کمک می کند. حتماً می پرسید چرا کمک؟ آخه جدیداً سلسله تحقیقات این آدم فضول (شرمنده نفرمائید) سر از دنیای مسیجیت در آورده و قرار است اناجیل دست کاری شده حضرات را مورد نقد قرار دهد. در همین راستا افتخار دارم اعلام کنم از همین امروز تحقیق و تفحص جدید من در این حوزه با بررسی انجیل شاید کامل، پر محتوا و فراموش شده برنابا آغاز شده و سعی دارم در ادامه کار از تجربیات ارزنده جناب طالب زاده عزیز هم استفاده کنم. شاید بپرسید چرا برنابا؟ چون در این انجیل مصائب و معجزات زیادی آمده است و از همه مهمتر اشارات بسیار زیبائی از آمدن پیامبر موعود در آن شده که در اناجیل مورد معمول جوامع مسیحی حذف شده اند. دوستان عزیز هم اگر کمکی در این راستا از دستشان بر می آید خوشحال می شوم از همکاری فکریشان استفاده کنم.


نه در حالت بمان، نه در جايت بمان! همواره روحي مهاجر باش به سوي مبدأ، به سوي مقصد به سوي آنجا که مي تواني انسان باشي.


در پایان مجدداً این عید بزرگ را به شما عزیزان تبریک عرض می کنم و به امید رمضانی دیگر. چرا که رمضان دعوتی است به بازیافتن خود گمشده. ندائی است برای توجه به خدای فراموش شده. و عید فطر پایان نامه دوره ایثار و گذشت است. درود بر فطر فطرت، سلام بر فطر ذکر و نیایش تا ... رمضانی دیگر ... و شب قدر و روزهای روزه ای دیگر. که زنده باشد و رخت به عالمی دیگر کشیده باشد، خدا بهتر می داند. یا حق


| نوشته شده توسط محمد پاي بست در دوشنبه 23/7/1386 و ساعت 5:47 عصر | نظرات ديگران()
 + !! خدا يادش بخير !!

يا عشق ادرکني


جواب به پيام مهدي در پست قبلي که اينگونه نوشته است: سلام پايبست کوچک چرا ديگه دم از جنگ با دشمنانتون نميزني؟ مگه اين تو نبودي که تو چند مرحله به هر کسي که بنظرت پاشو کج گذاشته بود حمله ميکردي؟ مگه تو نبودي که با اکبر صابري و گروه بيست و هفته نامش - با اميد حيدري و سايتش – با شجاع و مجلسش – با شفيعي و اداره کلش – با خانم محمدخاني و شوراش و با خيليهاي ديگه گلاويز شده بودي و ديگه کار از دفاع از پدرت گذشته بود و بقول خودت يک رفراندوم سياسي رو با نوشته هات تو استان راه انداخته بودي؟ پس چي شد اون همه جار و جنجال و هيايو؟ همه اين بازيها براي اين بود که مردم رو بجون هم بندازين؟ من که خيلي بهت اعتقاد داشتم ولي از وقتي که فهميدم با مديران سايت سوک ميپري نميدونم چجوري به خودم بفهمونم که کلاه سرم رفته. اگه واقعا دلسوخته اين مردم و شهر و ديارت بودي پس چرا سکوت کردي؟ چرا سازش کردي؟ اگه جواب داري بده وگرنه بزن اين سايتت رو تخته کن. من که بخشيدمت برو خدا خدا کن که خدا هم ببخشت. من هم خدا خدا ميکنم که اشتباه کرده باشم.


قلم مي تراشم از هر استخوانم، مرکب گيرم از خون رگانم. بگيرم کاغذي از پرده دل، نويسم بحر دوست مهربانم.


آقا مهدي عزيز اولاً من هميشه سر حرف ها و ادعاهايي که کردم، هستم و خواهم بود و هيچگاه به خودم اجازه ندادم که به کسي کوچکترين بي احترامي کنم و اگر هم گاهي با حالتي تند قلم زده ام فقط و فقط براي دفاع از خود، خانواده و در مواردي هم مردمم بوده است. در ابتدا بايد بگويم که من اصلاً نه جناب هاشم زاده را مي شناسم و نه فعلاً مشکلي با ايشان دارم و نمي دانم چه کساني اين شايعات را پخش مي کنند. راستي اگر اينجور باشد که شما مي گوئيد پس من بايد با همه درگير شوم تا شما راضي شوید(شوخی). اگر هم مدتی کم می نویسم نه بخاطر سکوت و سازش بوده بلکه صرفاً به علت مشغله های فکریم بوده. لازم است یادآور شوم که من تا آخر عمر خاطرات تلخ و شیرین گذشته را در ذهن دارم و همه باعث و بانی درگیری های فکری و ...م را به دادگاه عدل الهی می سپارم. من خوش ندارم پا را از دایره ادب بیرون بگذارم زیرا با توجه به تمام پتانسیل هایی که از خود سراغ دارم مطمئنم اگر روزی تصمیم بر تلافی بگیرم می توانم انتقام همه خسارت های مالی و جانی ام را بگیرم ولی چه کنم که دوست دارم با مشکلاتم بصورت منطقی کنار بیایم. اگر هم یادی از گذشته و گندکاری های بعضی ها نمی کنم به این خاطر است که نمی خواهم جو استان متشنج شود و دوست دارم مردم همیشه در آرامش باشند، ضمن اینکه منتظر کوچکترین جرقه ای هستم تا دوباره فوران کنم و خواب آقایان را آشفته تر از این سازم. و این پست را برای این می نویسم که بگویم اشتباه کردی برادر!


در اين زمونه بي اعتقاد بودن يعني روشنفکري، معرفت داشتن یعنی دیوانگی، مال مردم خوردن يعني زرنگي، بی هنری یعنی هنرمندی، غيرت و تعصب يعني تحجّر، پول يعني سعادت، گستاخي يعني شجاعت، فداکاري يعني خرّيت، بي حجابي يعني کلاس، حرفهای خاله زنکی یعنی مشورت، واي از اين زمونه و وای بر ما.


بعضی ها می گویند دو ضربدر دو می شود شانزده حالا شما اگر می توانید غیر از این را ثابت کنید، اصلاً هیچ منطقی برای ثابت کردنش وجود ندارد چون اینجا اصل قدرت و ثروت جلویتان را می گیرد و راهی برای پیشروی ندارید، پس نتیجه می گیریم که دو ضربدر دو می شود شانزده کی به کیه؟ خودت خوردی نوش جانت برای دوست و آشنات هم ببر، مردم یه فکری به حال خودشون می کنن!!!! (متأسفانه امروزه این اصل باب شده است.) عزیزان، مافیای نفتی هنوز زنده اند و در بیخ گوشمان حتی در همین عسلویه نفس می کشند.


تو این مدت مسائل زیادی نظرم رو به خودش جلب کرده که تعدادی موجب شادی و تعدادی هم موجب ناراحتی شده اند. و در مورد بعضی ها نوشته آماده کرده ام که مهمترین آنها (باز هم انتخابات و دغل بازی) که انشاءالله در روز مبادا از آنها استفاده خواهم کرد.


مواردی از این دست خیلی زیادند و در کنار موضوعاتی که باعث خوشنودی همگان می شود، هستند موارد دیگری که یا ارزش بازگوئی ندارند و یا بازنگری آنها باعث شرمساری می شود، مثلاً: چند مدت پیش شنیدم که کلنگ بیمارستان برازجان بر زمین زده شده و خیلی خوشحال شدم. ولی امروزه شکست ها متعلق به عده خاصی هستند ولی پیروزی ها متعلق به همه. همه سعی بر این دارند که موفقیت ها را به نام خود ثبت کنند ولی نمی دانند اگر هم ثبت کنند نمی توانند ضبط کنند، زیرا اگر فراموش نکرده باشیم، خدائی هم هست و اگر فراموش کرده ایم که بهتر است بر یک تابلو بزرگ بنویسیم: خدا یادش بخیر!


یا مثلاً قضیه آقائی که هر روز با جهت باد به سمتی می وزد و پرچم وار رنگ عوض می کند،  مشخص نیست این بشر دوپا جزء کدام طیف و گروه سیاسی است. البته تا دیروز که می گفتند اصولگراست، امروز که می گویند اصلاح طلب است و فردا هم لابد می گویند ... (منظورم منافق نبود!) است. سخنگوی حزب اعتماد ملی شده و درباره آسیب شناسی اصلاحات سخن می گوید! و ای کاش آنجا بودم و از او می پرسیدم تقوا در بازار مطبوعات برازجان کیلویی چند بفروش می رسد؟ خنده دار تر اینکه دوستی می گوید: در مسائل سیاسی پاکتر از حاجی در شهر پیدا نمی کنی! ولی مثل این که نمی داند حاجی شان نه در شهر بلکه در کشور و شاید هم جهان اسلام تک باشد!!!! حاجی جان اگر شما گلادیوس هستی حتماً منم گیوم تلم. جناب سردبیر شما که خود را زبان مردم می دانید: اگر پشت به آفتاب کنی، جز سایه خویش چیزی نمی بینی. و خبرهایی از این دست که اصلاً در خور شأن دشتستان بزرگ با این پیشینه کهن تاریخی نیست ولی افسوس که ما همیشه به کمترین ها قانع بوده ایم.


بهتر است با زبان بی زبانی بعضی از درد دل های قابل بیانم را برایتان بازگو کنم: در اینجا بیشتر روی سخنم با کسانیست که قلم هایشان را در خون دل های ما فرو می برند، سپس دم از وحی و الهام می زنند! وحی همیشه خوانده می شود، البته وحی قابل تفسیر نیست. چه بسیار که برای فرزندانشان لالایی می خوانند تا خودشان بخوابند.


فرق میان ثروتمندترین افراد و فقیرترین آنها فقط یک روز گرسنگی و یک ساعت تشنگی است، به زندگی خود بیاندیشید و ببینید در کدام مرحله اید؟ آگاه باشید که ما بیهوده زندگی نمی کنیم، آیا برج ها را از استخوان هایمان نساخته اند؟


دست هايي که ياري مي رسانند مقــدس تر از دست هايي هستند که دانه هاي تسبيح را مي گردانند، پس بجای اینکه روزی شصت بار صلوات ختم کنی و در کنارش بر ثروت ها و کارهای دیگران خرده بگیری که از کجا آورد؟ و چکار کرد؟ کمی از داشته های پنهان خود انفاق کنی. مغزهاي بزرگ درباره ايده‌ها و آفريننده ايده‌ها صحبت مي‌کنند مغزهاي متوسط، درباره حوادث سخن‌مي‌گويند و مغزهاي کوچک و حقير هم درباره مردم و ديگران حرف مي‌زنند. يادتان باشد اگر باران گرفت این مغز کوچکتان را کمی به زحمت بیاندازید و دعايي هم به حال بيابان کنيد.


در این بین زنانی را هم در جمعتان می بینم که دین و ایمانشان را به مقام و قدرت و ... فروخته اند. چه بسیارند زنانی که قلب مردان را به عاریه می گیرند! ولی زنانی که توان نگهداری آن را دارند چقدر کم هستند!!


دوستان! تولد و مرگ دو سمبل از بالاترین سمبل های شجاعت هستند پس چرا دوست ندارید این آخرین مدال افتخار را من بر گردن شما بیندازم و با نابودی خود، شما را به آن منزلت اجتماعیتان برسانم!؟! زیرا، حق الله را خدا مي بخشد اما واي از حق الناس و تو بناگاه دلت پايين مي ريزد آيا وصيت نامه ات را تنظيم کرده اي؟ خداوندا مرا شکار شیر قرار بده، قبل از آنکه خرگوش را شکار من قرار دهی. به قول حاج سعید عزیزمون: خداوند ما را برای اقدام آفریده است.!!!!.


هیاهو های سیاسی، به مثابه کف بر آب است. زائيده امواج، زود گذر و ناپايدار. شرط اندیشیدن آن نيست که يک محقق، دست به زير چانه به تماشای جنجال های سياسی بنشيند و هر از گاهی نيز خود در ميان افتاده و به رد يا تصديق، شور بگيرد. مرد دريا، آنی نيست که محو کف ها شود. باید کف را دليل بر موج بداند و سبب موج را در قعرها جستجو کند. باید آن زمان که همه با برگ مشغولند، ساز ریشه ها کند. خاصه در روزگاری که علمداران مباحث روزمره سياسی، زبان فربه دارند و عقول نحيف، در این وادی فرو رفتن چیزی نيست جز کف آلودی، جدل های جهلی، فرومایگی و فرو ماندگی!


گاهی اوقات لازم است انسان کمی از دنیای بی رحم سیاست فاصله بگیرد و در واقع به مرخصی برود. جالب است بدانید چند روز پیش تماسی داشتم، مرا دعوت به شرکت در یک مراسم ساده کردند که قرار بود در آن برای مردم روزه دار حلیم درست کنند. من هم به علتی نمی توانستم در برنامه حضور پیدا کنم، به همین دلیل ضمن تشکر و گفتن عبارت معمول انشاءالله قبول باشه علت عدم حضورم را اعلام کردم. ولی وقتی شنیدم که این نذری برای خود من بوده آنقدر شرمنده شدم که دیگر هیچ حرفی برای گفتن نداشتم. واقعاً خانواده و دوستان خوب یکی از بهترین نعمت هائی است که خداوند متعال به این بنده ناچیزش هدیه کرده است و امیدوارم من هم بتوانم قدردان این نعمت زیبای خداوندی باشم.


چه زیبا گفته اند: آنکه می خواهد روزی پریدن آموزد نخست می باید ایستادن، راه رفتن، دویدن و بالا رفتن آموزد. پرواز را با پرواز آغاز نمی کند.


الهم عجل لولیک الفرج


خدایا همه ما را به راه راست هدایت فرما.


خداوندا ما را هم جزء اخراجی ها قرار بده.


خدایا سران کشورهای سلطه گر بخصوص آمریکا را به سزای اعمالشان برسان.


الهی قدس شریف را از چنگال استعمارگران آزاد و اسرائیل را از صفحه روزگار محو کن.


خدایا حزب الله یک فتوکپی بود ولی نه کپی برابر اصل بلکه فتوکپی بهتر از اصل، ما را هم به اصل قضیه نزدیکتر بفرما.


خدایا بار دیگر روحیه و غیرت بسیجی را به مسئولین این مرز و بوم هدیه کن!


پروردگارا تو خود آگاهی که منادیان حقوق بشر و جامعه مدنی چگونه قصد داشتند با صحنه سازی و یا هر ترفند دیگری، دست دادن با زنان آن هم از نوع ایتالیائیش را، جزء پیش نیازهای گفتگوی تمدن ها قرار دهند، همه این عزیزان را مورد رحمت واسعه خود قرار بده!


خدایا دوستانی را که در لباس رفاقت بیشترین خیانت ها را به نزدیکترین دوستان خود می کنند در هر نقطه ای از این شهر، استان و کشور که هستند نیست و نابود بگردان.


پروردگارا لباس تقوا را بر تن ما و سایر دوستان مطبوعاتیمان بپوشان!


الهی امثال گروه بیست ها را در این دنیا شرمنده نمودی در آخرت هم حسابرسی اعمالشان برسان.


خدایا در مغز پوک آقایان رخنه ای ایجاد کن که پدر من تا به این لحظه قصد حمایت از کاندیدای خاصی را ندارد زیرا هنوز وقت زیادی باقی مانده ضمن اینکه هر کسی حق رأی دارد. و همه متقلبان انتخاباتی را همانگونه که در خواب به عرش می روند به فرششان بکوبان!


خداوندا به دوست عزیزمان آقا محسن بفهمان که ما قدرت موتور سنگین سواری را داریم ولی مثل ایشان اهل بی شخصیت بازی نیستیم و از موقعیت ها سوء استفاده نمی کنیم. (آسیاب به نوبت)


الهی تو خود آگاهی که تعدادی چگونه ادعا کردند که گذرنامه مرا در عرض 3 روز باطل کردند ولی به آنها یادآور شو که من هم توانستم 2 روزه گذرنامه بگیرم!


خدایا به بعضی ها بفهمان فالگوش گذاشتن برای تلفن این بنده حقیر سودی برایشان ندارد زیرا صحبت هایی که دنبالش هستند را نمی شود در ناامن ترین وسیله ارتباطی کشور بیان کرد!


بارپروردگارا ما را از شر ترکش های ز.آ.ز کدهای امنیتی 539 و 9 و 12 محفوظ بدار!


خدایا مدیران، سردبیران و دست اندرکاران اغلب هفته نامه های استان بویژه شهر برازجان را هدایت بفرما و در صورت تکرار مکررات آنها را به سرنوشت سفیر دشتستان دچار بگردان و اگر پرچانگی کردند آنها را به بند 209 بیافکن!


بارپروردگارا به پرسنل زحمت کش نیروی انتظامی بفهمان امنیت با الف امانت نوشته می شود.


خدایا نگهداشتن حرمت لباس زیبای روحانیت را به بعضی از مسئولین روحانی ما یادآوری، و حامیانشان را در هر مقام و منصبی که هستند راهنمائی و به راه راست هدایت بفرما!


خداوندا وضعیت پا در هوای بعضی از نهادهای انقلابی ما را که روشن است روشنتر بگردان!


خدایا عاقبت همه ما ختم بخیر بگردان.


آمین یا رب العالمین


تا زمانی که به فردا امیدواری، اقتدار از آن توست. آنچه کرم ابریشم آن را پایان دنیا می پندارد، در نظر پروانه آغاز زندگیست....


از خدا برایتان روزی مریم، قصر آسیه، تقوای حسین، قلب خدیجه، دوستی فاطمه، جمال یوسف، ثروت قارون، ملک سلیمان، صبر ایوب، عدالت علی، حیای زینب، عمر نوح و محبت اهل بیت رسول الله (ص) را خواهانم. التماس دعا


| نوشته شده توسط محمد پاي بست در دوشنبه 16/7/1386 و ساعت 2:50 عصر | نظرات ديگران()
 + جهاد اکبر

شهيد سيد مرتضي آويني: چه جنگ باشد و چه نباشد، راه من و تو از کربلا مي‎گذرد. باب جهاد اصغر بسته شد، باب جهاد اکبر که بسته نيست!


يک بار ديگر هفته دفاع مقدس آمد و رفت حالا بايد بنشينيم و بيانديشيم به اين که: آيا توانستيم حق مطلب را ادا کنيم يا خير؟ پاسخ و مقايسه با خودتان ولي حداقل اين را مي دانم که خودم در اين هفته چيز زيادي نديدم و جوابم خير مطلق است. بيشتر گلايه ام از صدا و سيماي جمهوري اسلامي است که در اين مسئله کار هم کرد ولي باز هم جاي فعاليت بيشتر داشت چون ما هر چه داريم از آن دوران و رشادتهاي مردان و زنانش داريم. ولي... .


مسابقات جام رمضان در رده اميد هم تمام شد و تيم ما به مقامي بهتر از سومي دست نيافت که جا دارد در همين جا تشکر ويژه اي از تمام بازيکنان و مربيان تيم داشته باشم و آرزوي موفقيت در دوره هاي بعدي کمترين کاريست که از دست من بر مي آيد. اگر خدا بخواهد در حال پيگيري راه اندازي يک دوره مسابقات فوتبال در نيمه دوم ماه مبارک رمضان هستم که در اين زمينه به همکاري دوستان در زمينه مديريت مسابقات نياز دارم.


خبر بعدي در مورد افطاري 3000نفري که هر سال بوسيله پايگاه مقاومت بسيج خاتم الانبياء (ص) برازجان در امامزاده ابراهيم (ع) برگزار مي شود و اميد است که امسال هم با ياري همه مردم در زمينه برگزاري هر چه با شکوهتر اين مراسم موفق باشيم ولي امسال اگر بشود ديگر مسئوليت ستاد برگزاري را قبول نمي کنم و فقط بعنوان يک خادم فعاليت خواهم کرد، اميدوارم که بتوانم خدمتگذار خوبي براي ذائرين و روزه داران عزيز باشم.


تا يادم نرفته بگويم شايد گرفتار مراسمات شب هاي قدر شدم و نتوانستم در باقيمانده ماه مبارک رمضان وبلاگم را آپ کنم پس شهادت حضرت امام علي (ع) را نيز به همه شيعيان جهان تسليت عرض مي نمايم.



ضمناً خيلي خوشحال مي شوم نظرات سازنده شما در زمينه روند جديدي که درباره طراحي هاي وبلاگ شروع کرده ام ياري گر من باشد زيرا اگر يادتان باشد به دليل انتقاد بجاي بعضي از شما خوانندگان در زمينه عدم استفاده از تصوير تصميم گرفته ام از اين پس بمناسبت هاي مختلف کارهاي اين چنيني را جهت شادابي محيط وب بکار ببرم.


خدايا رمضاني ديگر آمد و مهدي (عج) نيامد آمدنش را با تمام وجود بر سر بلندترين کوه ها و مناره ها فرياد مي زنيم و منتظر مدينه فاضله اي هستيم که با دستان پر مهر و محبت حضرت حجت (عج) بنا نهاده خواهد شد. انشاءالله


| نوشته شده توسط محمد پاي بست در شنبه 7/7/1386 و ساعت 2:12 صبح | نظرات ديگران()
 + هلال نعمت و احسان

سلام. حلول هلال نعمت و احسان، ماه بهار قرآن و ضيافت خالق زيبائي ها بر شما بندگان نيک خدا مبارک باد.


ضمن عرض تبريک بمناسبت هفته دفاع مقدس اين ايام عزيز را بر همه سنگرداران جهادي کشور و امت شهيدپرور ايران اسلامي تبريک و تهنيت عرض مي کنم. مدتي نبودم و دوري از دنياي مجازي و اظهار لطف خوانندگان و دوستان عزيز در اين مدت مرا شرمنده ساخت. در اين فاصله سفري خانوادگي به مشهد مقدس داشتيم و از آنجا نائب الزياره همه عزيزان بودم و پس از آن هم مشغوليات روزمره فرصت نوشتن را از من گرفته بود. تنها وقت آزادم در اين روزها بعد از افطار است که آن هم در اين مدت صرف جام فوتسال رمضان شده، با عنايت دوستان يک تيم اميد راهي مسابقات کرديم که به مرحله نيمه نهائي هم راه پيدا کرديم و اميدوارم عنوان قهرماني توشه اين ماه عزيز باشد. بزودي با مطلبي بروز خواهم شد. ضمنأ موسيقي وبلاگ را عوض کردم و بجاي آن صدائي گذاشتم که بهتر است خودتان بشنويد و... .


وفات اولين زن حامي رسول خدا، ام الزهراء البتول، خديجه کبري بر همه مسلمانان جهان تسليت باد.


| نوشته شده توسط محمد پاي بست در يکشنبه 1/7/1386 و ساعت 2:40 عصر | نظرات ديگران()
 
بالا