+ فعلاً خداحافظ برازجان

باز هم سلام. ايام سپري مي شوند و ما قدر لحظه ها را نمي دانيم براستي که چه زود دير مي شود. روزهائي که گذشت و روزهائي که پيش روست يادآور لحظات عزيزي براي ملت شريف ايران هستند. شهادت نوجواني که سنبل استشهاديون جهان شد و امام عزيزمان در وصفش چنين فرمودند: رهبر ما آن طفل سيزده ساله اي است که با قلب کوچک خود که ارزشش از صدها زبان و قلم بزرگتر است با نارنجک، خود را زير تانک دشمن انداخت و آن را منهدم نمود و خود نيز شربت شهادت نوشيد.


13 آبان هم نزديک است، روز بزرگ ديگري که دانش آموزان و دانشجويان ايراني با تسخير لانه جاسوسي آمريکا، آن را در دفتر تاريخ ثبت کردند.


قيصر امين پور هم رفت. او کسي بود که خاطرات کودکيمان را به شعرهايش گره زده ايم، او از ما مي گفت و براي ما مي خواند شعر پريدن را شعر دوباره زيستن و جوانه زدن را ولي حيف که خيلي زود ما را ترک کرد. روحش شاد و يادش گرامي باد.


مدتي که گذشت تمام برنامه ريزي هايم بهم ريخت مجبور شدم مدتي برنامه برنابا را به تعويق بياندازم و حتي به برنامه سفر تهران براي همراهي و تشويق تيم پرسپوليس برازجان هم نرسيدم اما خوشبختانه پرسپوليس با نتيجه مساوي 3-3 مقاومت تهران را غافلگير کرد. به استان خوزستان سفري داشتم تا از وضعيت شهر ايذه اطلاعاتي کسب کنم و پس از حضور در اين شهر، تصميم گرفتم که ترم اول دانشگاه را در همانجا بگذرانم. حدود 7 هفته از کلاس ها گذشته بود و به هر ترفندي بود توانستم انتخاب واحد کنم و قرار است با دشتستان بزرگ موقتا خداحافظي کنم و چند صباحي در شهر ايذه به کسب علم و دانش بپردازم. از برازجان تا ايذه حدود 7ساعت راه است که متأسفانه جاده هاي استان خوزستان اصلاً قابل مقايسه با جاده هاي استان بوشهر نيستند اميدوارم که در مسائل ديگر اينچنين نباشند. بعد از برنامه تصادف، وسيله اي براي رفت و آمد ندارم ضمن اينکه طرف مقابلم که قول داده بود ماشينم را بردارد و جايگزين کند به تعهدات خود عمل نکرده و همانطور که قبلاً گفته ام کلاً با آدم هاي دروغگو (نه بدقول) مشکل دارم و حتماً از طريق مراجع قضائي بشدت پيگيري مي کنم چون طرف بعد از اینکه ماشین من رو فروخته ماشین خودش رو هم همینطور هنوز می گه پول خرید خودروی جدید برای من رو نداره و اصلاً مدتی غیبش زده. یه جائی شنیدم: افسوس گذشته و حسرت آینده رو کنار بزاریم و به داشته های امروزمون فکر کنیم و قدر لحظاتمون رو هم بدونیم، تا ببینم خدا چه می خواهد و سرانجام کار به کجا می رسد چون خیلی سر درگم شده ام و نمی دانم باید چکار کنم همه برنامه هایم بهم ریخته اما هیچ وقت برای شروع دیر نیست پس یا علی.


| نوشته شده توسط محمد پاي بست در پنجشنبه 10/8/1386 و ساعت 3:37 عصر | نظرات ديگران()
 
بالا