+ قهرماني به رنگ سرخ

پرسپوليس قهرمان ميشه            خدا مي دونه که حقشه


...


سلام. با عرض تبريک بمناسبت ميلاد با سعادت حضرت زينب (س)، قهرماني پرطرفدارترين تيم ايراني در رقابتهاي ليگ برتر باعث شادي و سرور بسياري از فوتبال دوستان شد. بدون شک اين رؤيايي ترين قهرماني سرخپوشان بود. بله پرسپوليس امروز ثابت کرد بزرگترين تيم آسياست. اين پيروزي بزرگ را به همه دوستداران پرسپوليس تبريک مي گويم و به کوري چشم بدخواهان براي اين تيم بزرگ در ميدان هاي آسيايي و حتي جهاني آرزوي موفقيت مي کنم. از جمله اتفاقات ديگر ورزشي کشور مي شود به انتخاب حميد سوريان بعنوان قهرمان قهرمانان سال 86 اشاره کرد ولي خيلي برايم عجيب بود که چگونه علي دايي که يکي از بازيکنان مورد علاقه من نيز بوده بعنوان بهترين مربي سال برگزيده شده و حتي چگونه جناب ساکت که در برنامه نود با کمال بي شرمي و ... به همه تماشاگران پرسپوليس و حتي همه جامعه داوري کشور توهين مي کنند به عنوان مدير نمونه ورزشي کشور انتخاب مي شوند!؟! يعني اين ها لابي نبودند و 7 دقيقه وقت اضافه بازي پرسپوليس سپاهان که بحق گرفته شد لابي بود؟ ورزش اين مملکت کي مي خواهد راه را از بيراهه پيدا کند؟ در گزارشي که بعد از بازي از بازيکنان سپاهان تهيه شده بود يکي از نفرات تيم هر چه لايق خودش بود به تيم پيروزي و تماشاگران بيشمارش نسبت داد که اگر من هم بخواهم مثل ايشان از روي احساسات حرف بزنم بايد بگويم اين آقا بي شعورترين ورزشکار اين کشور هستند! ولي نبايد عجولانه تصميم گرفت. به هر حال پرسپوليس به آن چيزي که حقش بود رسيد، با اينکه روم تو ايتاليا قهرمان نشد ولي پرسپوليس جاي خاليش رو پر مي کنه. همين.


راستي امسال هم مانند سالهاي گذشته به نمايشگاه بين المللي کتاب تهران رفتم و بسيار خوشحالم که در کشور ما هر ساله چنين مجموعه عظيمي کنار هم جمع مي شوند و به تبادل فرهنگ مشغولند! و الحق نسبت به سنوات گذشته پيشرفت هاي چشمگيري مشاهده مي شد ولي من از ته دل و با تمام وجودم مي گويم که براي همه مسئولين و متوليان فرهنگي کشور عزيزم ايران متأسفم که مصلا را هم به خانه فساد تبديل کردند و ... .


در پايان جا دارد اعلام کنم که سومين هفته نامه شهرستان دشتستان بزرگ با نام آواي توج وارد عرصه مطبوعات شد و اميدوارم که گردانندگان محترم اين نشريه در کارشان موفق باشند و همچنين ايشان بيشتر و بهتر از دو هفته نامه ديگر به وظايف خود عمل کنند. در خبري به نقل از خليج فارس هم گفته بودند که سايت ياس نيوز فيلتر اندر فيلتر شد! در اين باره قبلا نظر داده ام فقط اين را مي گويم که ترفند ياس نيوز1 هم جواب نداد اگر تا ياس نيوز1000 هم بروند سرنوشتشان همين است چون دوستان عزيز ما، فيلتر خدايي هستند.!.


والسلام


| نوشته شده توسط محمد پاي بست در سه‏شنبه 31/2/1387 و ساعت 2:55 عصر | نظرات ديگران()
 + اجرکم عندالله

بسمه تبارک و تعالي


ببين که دستان سرد روزگار دائم چه هراسناک از آستين قضا چون توفان خزان، گاه بيرون مي جهد و شاخه اي را به زير مي افکند، گلي را پرپر مي کند و شمعي را خاموش. و عزيزي را از خانواده جدا و اندوهي سخت بر آسمان هستي مان سايه مي افکند. و چگونه بر کاممان ريخت شوکران غم هجران عزيزترين يادگار زندگيمان. چگونه ناگهاني و بي صدا به خداي خويش پيوست. دريغ بر ما که چه غمبار و محزونيم هيچ خونابه اي تسکين نخواهد کرد ياد او را در ميان جمع خانواده.


چه مي توان کرد که اين سرشت زندگي است و ما هم تلخي اين فقدان را به تداعي آن کلام بزرگ "انالله و انا اليه راجعون" و آرام سر کشيده ايم.


با زباني عاجز و ناتوان از همدلي و ايثارگري همه بزرگاني که در اين ايام در کنار ما و تسکين بخش قلب داغدارمان بودند تشکر و قدرداني مي کنم. يا علي


| نوشته شده توسط محمد پاي بست در پنجشنبه 12/2/1387 و ساعت 2:10 صبح | نظرات ديگران()
 + ردالفعل چيست؟

زندگي هنر نقاشي کردن است بدون استفاده از پاک کن. سعي کن طوري زندگي کني که وقتي به گذشته بر مي گردي نيازي به پاک کن نداشته باشي.


در ابتدا دو ساله شدن وبلاگم را به خودم تبريک مي گويم!! تا يادم نرفته اشاره کنم که انتخابات در ايذه به دور دوم کشيده شد ولي در دشتستان بزرگ مسئولين راهي بجز ابطال انتخابات نيافتند. به گفته يکي از دوستان کم لطف ما دشتستان که نا امن ترين نقطه از خاک پهناور ايران اسلامي است، در تاريخ خود همه چيز ديده بود بجز پليس ضد شورش که چشم مردمش به جمال اين پديده -- روشن شد!! که البته مسائل و درگيري هاي پيش آمده باز هم با سانسورهاي هميشگي صدا و سيماي جمهوري اسلامي کارش به راديو و تلويزيون هاي بيگانه کشيده شد. که جا دارد براي صدمين بار تسليت عرض کنم آبروريزي هاي پيش آمده را به محضر مبارک حاج عزت الله خان ضرغامي!. درباره مسائل پيش آمده در برگزاري ناسالم انتخابات دشتستان نکاتي را در مطلب (فصل انتخاب سرنوشت) يادآور شده بودم ولي يکي از دوستان در وبلاگ شخصي خود با موضع گيري شديد الحن خود در مقابل نوشته هاي من، انواع و اقسام القاب زشت را به اينجانب نسبت داده بودند. تازه اين‌ ها جداي فحش ها و گزارش‌ هاي دري‌وري بود که در آن ‌ها  از "محمد پاي بست" به عنوان مسبب تمام جنايت ‌هاي بشري!!! از جمله سوراخ شدن لايهِ ازن!!!! نامبرده شده بود. گويا حضرت آقا نمي دانند من ترسي از اين عربده کشي ها ندارم و همواره بر عقيده خود استوار بوده ام و در اين طريق هر مانعي را از صد راه خود بر مي دارم! من گفته بودم پاسخگوي انتقادات دوستان عزيز هستم ولي نگفته بودم که هجويات آنها را قبول مي کنم و فحش هايشان را با جان و دل مي پذيرم بلکه برعکس به وقتش ...! بگذريم.


هفت شهر عشق را عطار گشت   -   ما هنوز اندر خم يک کوچه ايم


پس از شنيدن تأييد نشدن انتخابات در حوزه دشتستان کمي در فکر فرو رفتم که: مردم در اين جريانات پيروز شده اند يا شکست خورده اند؟ از نظر من شانس هر دو گزينه براي انتخاب به يک اندازه است. و سؤال ديگر: اين اقدام تا چه حد در آينده اين مردم تأثير گذار خواهد بود؟ پاسخ به اين سؤالات بماند براي شما. فقط تا اين حد شنيده ام که دو سال کرسي سبز نماينده مردم دشتستان در مجلس شوراي اسلامي خالي خواهد ماند و اعتراض ديگر سودي براي کسي ندارد، در واقع ديگر کسي براي شما تره خرد نمي کند پس فرياد نزنيد. آنوقت که خدا را فراموش کرده بوديد و فقط به فکر پيروزي در انتخابات به هر صورتي بوديد و مي پنداشتيد مي توانيد سر مردم را شيره بماليد بايد به عواقبش نيز فکر مي کرديد! و لطفا دست و پا نزنيد چون دير شده است و براستي که چه زود دير مي شود. اما اين را بايد بدانيم که تازه علف به دهن بزي شيرين آمده و عده اي سودجو از روي قصد و غرض با ايجاد جوسازي در شهرستان به ايجاد رعب و وحشت دامن زده اند و باعث نا امني منطقه شده اند و با تحريک کردن عده اي ديگر اقدام به آسيب رساني به اموال عمومي را آغاز کرده اند تا در پشت پرده به برنامه هاي از پيش تعيين شده خود دست يابند. حق الله را خدا مي بخشد اما واي از حق الناس و تو بناگاه دلت پايين ميريزد آيا وصيت نامه ات را تنظيم کرده اي؟ تعدادي از مسئولين محترم نيز که ترس کمي تا اندکي بر وجودشان غلبه کرده است، اين روزها وعده تأييد انتخابات را به آشوبگران مي دهند. ولي اي سياسيون! همه عزيزاني که دل خوش کرده ايد که فکر بکنيد و هي برويد و هي فتيله اش را پايين بکشيد ... اين بازي ها ديگر جواب نمي دهد. پيشگيري امروز را به علاج فردا موکول نکنيد. البته به نظر من اين تصميم حکم نوشدارو بعد از مرگ سهراب را دارد خيلي زودتر و راحتتر و منتقي تر مي شد با اين مسئله برخورد کرد که کار به جاهاي باريک کشيده نشود ولي حالا که کشيده شده است اجازه ندهيد روابط جاي ضوابط را بگيرند زيرا به راحتي مي‌توان با مردم بود و نبود.


پيش بيني من هم براي آينده سياسي دشتستان خوب است ولي هميشه بايد مراقب تحرکات حريف بود تا ضربه فني نشويم به قول انگليسي ها: هيچ آدم عاقلي همه تخم مرغ هايش را توي يک سبد نمي گذارد. پس بايد منتظر بمانيم و ببينيم ردالفعل (عکس العمل) چيست؟


دور اول انتخابات در دشتستان بزرگ بودم ولي دور دوم را در ايذه پشت سر خواهم گذاشت و اميدوارم مردم به مانند دور نخست با شور و شعور خاصي پاي صندوق هاي رأي بروند و نماينده خود را با شناخت بيشتري انتخاب کنند. راستي مشکلات بروز رساني وبلاگ در ايذه همچنان به قوت خود باقي هستند. به اميد آينده اي بهتر. بدرود


| نوشته شده توسط محمد پاي بست در دوشنبه 2/2/1387 و ساعت 8:27 عصر | نظرات ديگران()
 
بالا