غدیر خم دمیدن روح ولایت بر پیکره شریعت مبارک باد.
با سلام و عرض تبریک ویژه به مناسبت دهه ولایت، اعیاد فرخنده و مبارک قربان و غدیر خم را خدمت همه عزیزان تبریک عرض می نمایم.
یکی دو هفته ای که گذشت آبستن حوادث تلخ و شیرینی برایم بود که از جمله مهمترین آن ها می توان به تصمیم ناگهانی اینجانب نسبت به چاپ نشدن نشریه تا اطلاع ثانوی و تعطیلی تعدادی از فعالیت های فرهنگی اجتماعی از جمله فیلمسازی و... یاد کرد که در پست گذشته در جریان قضایا قرار گرفتید. اما در این مدت در سفر کاری که معمولا یک هفته در میان به پایتخت دود و ترافیک (تهران) داشتم با تعدادی از بزرگان دیدار و گفتگو کردم و سعی کردم اطلاعاتی هم درباره وضعیت گروه ها و افراد مدعی و سرشناسی که قصد شرکت در انتخابات را دارند کسب کنم که البته هنوز به یک انتخاب نرسیده ام چون هنوز زود است و فعلا مجلس از ریاست جمهوری مهمتر است و با شرایط فعلی بحث کنار هم نشاندن اصولگرایان شده دغدغه اصلی و فعلا بی نتیجه بزرگان! راستی شما فکر می کنید اگه شهید رجایی زنده بود آل سعود رو خادم الحرمین خطاب می کرد و وزیر امور خارجه اش رو برای تسلیت به عربستان می فرستاد؟ از مباحث سیاسی و انتخاباتی که بگذریم پس از بازگشت به پایتخت انرژی کشور (بوشهر) یک نشست بسیار صمیمانه با نماینده ولی فقیه در استان آیت الله صفایی بوشهری داشتم و دیداری هم با مهندس زارعی معاونت محترم برنامه ریزی استانداری که به نتایج خوبی در زمینه کاری (اموزش مالیات بر ارزش افزوده) رسیدیم و البته تماس های مکرر هم استانی های عزیز و مسئولین دلسوز و ابراز نگرانی از تعطیلی نشریه که همه را پس از اظهار شرمندگی به صبر و بردباری و دعای عاجل، توصیه کردم.
اما مهمترین رخدادی که امشب به وقوع پیوست نشستی بود که از مدت ها پیش تدارک آن را در فضای سایبری دیده بودیم و با استقبال بسیار خوب نمایندگان گروه های مختلفی از سراسر دنیا بصورت مجازی و کاملا دوستانه با همکاری دوستان مترجممان با محوریت موج بیداری اسلامی منطقه و جنبش های ضد سرمایه داری کشورهای اروپایی و امریکایی صورت گرفت که مهمترین شرکت کننده گان در آن نمایندگانی از حزب الله لبنان، حزب جهاد اسلامی فلسطین، حزب وفاق اسلامی بحرین، حزب الله حجاز عربستان، حزب التحریر مصر، حزب الحق یمن، حزب النهضه تونس، حزب الدعوه الاسلامیه عراق، گروه دارالتوحید کویت، مسجد جامع کپنهاگ دانمارک، مرکز زهرا (س) فرانسه و جمعی دیگر از عدالتخواهان و آزادی خواهان کشور های غربی و عربی بودند. همیشه عادت داشتم مباحث این چنینی را در فیس بوک و تویتر مطرح می کردم ولی به دلیل تغییر رمز آی دی هایم توسط عاملان صهیونیست اینجا مزاحم دوستان شدم که امیدوارم غیبت نسبتا طولانی اینجانب در شبکه های اجتماعی را بر من ببخشند و تا رفع مشکل در این مکان پیگیر اخبار و اطلاعات جلسات باشند.
در این نشست که با بررسی تحولات جهانی به تببین برنامه های راهبردی و تصمیماتی مبنی بر ایجاد یک سازمان جهانی و برگزاری اولین کنفرانس آن به میزبانی جمهوری اسلامی ایران پرداخته شد، من هم به دلیل احساس غروری که به ایرانی بودن خودم داشتم بدجوری روی منبر رفتم و چیزهایی گفتم که الان که فکرشو می کنم کمی به خودم امیدوار شدم! از شوخی گذشته من با قرائت سخنان اخیر مقام معظم رهبری برای حاضرین عنوان کردم انقلاب اسلامی ایران یک جنگ نرم بود و ما بعنوان شروع کننده این جنگ که برای آزادی همه مظلومان جهان آغاز شد و در آن بجای توپ و تانک و مسلسل به سلاح ایمان مجهز هستیم، قطعا راه های مقابله با آن را نیز به خوبی می دانیم و دیگر نیازی به اعزام نیرو نیست زیرا همه مردم دنیا سربازان نهضت عدالتخواهانه خمینی هستند و سنگرهای کلیدی جهان یکی پس از دیگری به دست مظلومان عالم فتح می شوند و ما نیز تا آخرین نفس مبارزه می کنیم، یا به پیروزی می رسیم یا به پیروزی بزرگتری که شهادت است نائل خواهیم آمد.
اینجانب با بیان این موارد و بررسی نقش تأثیر گذار سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عنوان یک نیروی فرا منطقه ای در تحولات اخیر و تکرار مکرر سخنان امام و رهبری و تأکید بیش از حد به خالی نکردن میدان مبارزه، اشک شوق و احساس غرور شرکت کننده گان را از پشت صفحات مانیتور و از فرسنگ ها دورتر به خوبی حس می کردم و با پاسخ های انقلابی و تأیید سایر دوستان، این حس در من تقویت می شد که انقلاب ما صادر شده است و ارتش بیست میلیونی ما به ارتش میلیاردی تبدیل شده و در پایان نیز با پیش کشیدن بحث اینکه در کنار بیداری 99درصدی مردم در کشورهای اروپایی و آمریکایی نباید از بی اطلاعی و در یک کلام خواب بودن 99درصدی مردم کره شمالی به سادگی گذشت پرداختم که با مقاومت بعضی از دوستان حرفم ناتمام ماند! اما همه بر سر مباحث دیگر اتفاق نظر داشتند و آزادی قدس عزیز به دست سپاه قدس ایران از آرزوهایشان بود! در پایان هم همه شرکت کننده گان هدیه ای برای ملت های خود به یادگار بردند که "همه ما قاسم سلیمانی هستیم".
احساسات نامحسوس:
حاجیان جمعند دور هم همه = پس کجا رفته حسین فاطمه
حاجیان رفتند یکسر در منا = پس چرا او رفته سوی کربلا
او بجای موی سر، سر می دهد = قاسم و عباس و اکبر می دهد
سعی حج او، صفا با خنجر است = مروه اش قبر علی اصغر است
زندگیتان به زیبایی گلستان ابراهیم و پاکی چشمه زمزم.
متن خبر در ادامه مطلب... |

سخن سردبیر
به مشتاقان آن شمشیر سرخ شعله ور در باد
بگو تا انتظار این است اسبی زین نخواهد شد...!
((ن)) والقلم و ما یسطرون ... سوگند به قلم و آنچه می نویسد. ((قرآن کریم))
نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند، مگر آنکه مخل مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشند. تفصیل آنرا قانون معین می کند. ((قانون اساسی اصل 24))
در ابتدا تشکر می کنم از کلیه کسانی که از آغاز راه با این نشریه همکاری و همراهی کرده اند از جمله حاج عباس پای بست و حاج محمد کاظم اتابک و سایرینی که چه در هیئت تحریریه و چه در فضای حمایت و حتی نقد در این مدت سه ساله توانسته اند این هفته نامه را از میان سختی ها و نا ملایمات عبور دهند و به دست ما بسپارند. باید بگویم که هدف، راه و روش نشریه از ابتدا تا کنون مقدس و در مسیر حق و عدالت بوده ولی مخاطبین باید درباره عملکرد سه ساله آن قضاوت کنند و بگویند تا چه اندازه رسالت خود را به انجام رسانده است.
اکنون که حسب شرایط تشخیص به تغییر در مدیریت اجرایی نشریه گرفته شده و فعلا بار مسئولیت خطیر سردبیری بر دوش اینجانب گذارده شده بر خود لازم می دانم با تشکر چند باره از مدیریت قبلی و نیاز به حمایت های ایشان، برنامه های آتی نشریه را به اختصار خدمت همه فرهنگ دوستان هم استانی اعلام کنم. بدون شک تغییر سبب بهبود وضع موجود و حرکت بسوی کمال و ترقی خواهد شد و ما این تغییر را به فال نیک می گیریم و این انعطاف پذیری و اقدام جسورانه را از نقاط قوت مجموعه فکری و مدیریتی این مطبوعه موفق برای برداشتن گام بلند بعدی به سوی افقی به نام الگوی ایرانی و اسلامی توسعه استان استعمار ستیز بوشهر می دانیم. مدیران هفته نامه آوای توج بعنوان یک نشریه با تجربه ای سه ساله، آمده اند تا سکان هدایت اجرایی وتحریریه خود را به جوانان دلسوزی دهد که دل در گرو نام و نان ندارند و امید است که با تلفیقی از تجربه و جوانی و انتخاب رویکرد جدید بتوانیم به عنوان نشریه ای مبارز و سازنده به اعتلای نام پایتخت اقتصادی ایران اسلامی کمکی کرده باشیم، در مقابل ظلم بپا خیزیم و در حمایت از حق کوتاه نیاییم. ما آمده ایم تا در مقابل ابهام با شفاف سازی، در مقابل تحریک با روشنگری، در مقابل دروغ با افشاگری، در مقابل اختلاف افکنی با وحدت آفرینی، در مقابل تهییج با آرامش، در مقابل اغراق با کوچک نمایی و در مقابل تحریف با اطلاع رسانی خود خوب و بد را از هم سوا کنیم و انتخاب را به مردم واگذار نماییم. شاید همه بگویند شعار است ولی بدون شک این شعارها غیر قابل دسترس نخواهد بود زیرا خواستن توانستن است و ما قلم های خود را برای ادامه طریق، تراشیده و دل به حمایت های بی دریغ شما عزیزان خوش کرده ایم که اگر دست تقدیر اجازه دهد و عوامل درون و برون سازمانی هم بگذارند و در شماره اول متوقف نشویم، به یاری خدا و دعای خیر شما به آرزوهایمان جامه عمل می پوشانیم. ما نمی گوییم اینگونه هستیم ولی می گوییم، می خواهیم و تلاش می کنیم که این چنین باشیم.
می خواهیم در خط مستقیم ولایت فقیه حرکت کرده و همه خوبی ها را به ستایش و کجی و کاستی ها را به نقد بکشیم ولی دلمان نمی خواهد نقدمان مخرب باشد می خواهیم منتقدینی سازنده باشیم. ما ادعا می کنیم که نه وابستگی دولتی داریم و نه حزبی و جناحی، ما با رعایت تمام موازین شرعی، عرفی و قانونی می گوییم مستقل هستیم ولی بی طرف نیستیم! بله ما طرف مردمیم. دلمان می خواهد تریبون آزادی برای شنیده شدن درد دل های مردمی و پیگیر خواسته های بحق ولی نعمتان خود باشیم. ما در این نشریه برای سه سال آینده برنامه ریزی کرده ایم و می خواهیم علم حمایت از همکاران و هم صنفی های خود را نیز به دوش بکشیم و آرزو داریم به جایی برسیم که دیگر کسی به روزنامه نگاری بعنوان یک شغل و درآمد نگاه نکند و آگهی محوری، کپی برداری و تقلید جای خود را به استقلال اقتصادی، تولید محتوا و اخلاق حرفه ای بدهد. نه تنها ما بلکه همه نشریات مسئولیت اجتماعی و تکلیفی به نام رشد فکری مخاطب بر دوش دارند که باید شاکله اصلی خود را نشان دادن اشک ها و لبخندهای مردم به شکل واقعی خود و بدور از بازی های سیاسی بدانند.
امروزه در فضای عطرآگین حکومتی نفس می کشیم که هندسه الهی آن را خمینی کبیر ترسیم نموده و چه ثمره ای بهتر از موج عظیم بیداری اسلامی که سرتاسر کره خاکی را درنوردیده است می تواند شور و شوق ادامه طریق را برای ما به ارمغان آورد. ما جوانیم ولی با پشتوانه فکری و تجربی بزرگان خود پا در این عرصه گذاشته ایم و ناملایمات روزگار از ابتدا دامنمان را گرفته است و با تهدید و تهمت و افترا و اقدامات خلاف عرف و قانون از جمله اسید پاشی و ... از طرف افراد معلوم الحال و سودجو و فرصت طلبی که منافع سیاسی و اقتصادی خود را در خطر دیده اند مواجه شده ایم و بسیار خوشحالیم که از آغاز دشمن داریم و بر خود می بالیم که دشمنانمان جرئت مقابله رو در رو را ندارند و به رسم نامردان دل به خنجرهای زهرآگین خود بسته اند که از پشت بر پیکر تنومند نشریه وارد کنند ولی نمی دانند که ما بیدی نیستیم که با این بادها بلرزیم و ترک میدان رزم کنیم. ما برای دفاع از حق مردم و زمین گیر کردن قاتلان و غاصبان جان و مال مردم با تمام وجود و تا آخر ایستاده ایم و زیر پرچم ولایت به پشتوانه دلاور مردان و شیر زنان شهادت طلب جنوب به حمایت از مسئولین عدالتخواه خود در مقابل منافقین بی بصیرت داخلی و مزدوران احمق خارجی قلم می زنیم.
هفته نامه آوای توج خود را مامن ارزشی نویسان دانسته و درهای تحریریه خود را به روی همه متخصصان دغدغه مند باز گذاشته و دست همه یاران و دلسوزان انقلاب را به گرمی می فشارد. آرمان آوای توج، ایجاد رسانه ای است ولایی و حرفه ای در تراز انقلاب اسلامی که در هیچ بزنگاهی سکوت نکند، ابایی از پرداخت هیچ هزینه ای نداشته باشد، خطوط قرمزش نه نفسانی که آسمانی بوده و درهایش به روی هیچ ارزشی نویسی بسته نباشد.
مـن در این مختصر کـلام سعی نموده ام در حد توان مقصود خود از تغییر و تحول ساختاری و محتوایی را بیان کنم لذا هرگاه عزیزی به این نتیجه رسید که حقی از وی در این نشریه تضییع گردیده و یا سخنی ناگفته مانده است می تواند انتقادات و پیشنهادات خود نسبت به مطالب نشریه را برایمان ارسال نمایند تا طبق قانون مطبوعات در شمارگان بعدی به چاپ و برسد.
ماده 3 قانون مطبوعات: "مطبوعات حق دارند نظرات، انتقادات سازنده، پیشنهادها، توضیحات مردم و مسئولین را با رعایت موازین اسلامی و مصالح جامعه درج و به اطلاع عموم برسانند." با توجه به ماده فوق یادآور می شویم که آماده دریافت پیام های کوتاه شما و درج و پیگیری آنها خواهیم بود و گزارشات، مصاحبه و مقالات خود را بر اساس نیاز و درخواست شما تهیه و تنظیم خواهیم کرد و قضاوت را نیز به خودتان می سپاریم تا ثابت کنیم که احترام ویژه ای برای درک و شعور مخاطبان خود قائل هستیم.
لازم به توضیح است که آهنگ کلمات، و لحن شتابناک برخی از مطالب، گاه دامنه عاطفه را به تندخویی می کشاند. اما منصفانهتر این است که بگوییم: بزرگنمایی موضع یک زخم، با نرمگویی و پلک بستن نیز ممکن نمیشود. نرمخویی بجا و پرخاش بجا، هر دو از بازوان ادباند. بله، گاه قلم عصبی است. منتها جوهر این عصبیت، حکایت از کسب نام و نان ندارد. در این نوشتهها، نه نان به کسی قرض داده و نه نان از کسی به عاریت گرفته می شود. حقیر هم بی عیب و نقص نیستم. با این حساب، اگر ضعفی، هم از لحاظ شیوه نگارش، و هم در به کارگیری واژگان غیر معمول به چشم میآید، بزرگوارانه مرا ببخشید. اما یادتان باشد کا ما در آغاز راهیم و نیازمند کمک، همراهی و راهنمایی همه شما عزیزان.
درج شده در:
سایت خبری تحلیلی توج
و هفته نامه آوای توج
امتحانا که خیلی وقته تموم شده!!!
|
درباره خودم
لوگوی وبلاگ
منوی اصلی
صفحه نخست
پست الکترونیک
صفحه ی مشخصات
خانگی سازی
ذخیره کردن صفحه
اضافه به علاقه مندیها
نوشته های پیشین
اردیبهشت 85 [3]
خرداد 85 [25] تیر 85 [27] مرداد 85 [17] شهریور 85 [3] مهر 85 [3] آبان 85 [6] آذر 85 [7] دی 85 [6] بهمن 85 اسفند 85 [2] فروردین 86 [2] اردیبهشت 86 [3] خرداد 86 [4] تیر 86 [2] مرداد 86 [4] شهریور 86 مهر 86 [4] آبان 86 آذر 86 دی 86 [3] بهمن 86 اسفند 86 [2] فروردین 87 اردیبهشت 87 [3] خرداد 87 [2] تیر 87 [2] مرداد 87 [2] شهریور 87 [3] مهر 87 [3] آبان 87 [2] آذر 87 دی 87 بهمن 87 اسفند 87 فروردین 88 اردیبهشت 88 خرداد 88 تیر 88 مرداد 88 شهریور 88 [2] مهر 88 آبان 88 آذر 88 دی 88 بهمن 88 اسفند 88 فروردین 89 اردیبهشت 89 خرداد 89 تیر 89 مرداد 89 شهریور 89 مهر 89 آبان 89 آذر 89 دی 89 بهمن 89 اسفند 89 [4] فروردین 90 اردیبهشت 90 خرداد 90 لینک دوستان
آمار وبلاگ
بازدید امروز :7
بازدید دیروز :114 مجموع بازدیدها : 70401 خبر نامه
وضعیت من در یاهو
جستجو در وبلاگ
|